برندگان سيمرغ از داوري فجر 29 گفتند

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از ستاد خبري جشنواره فيلم فجر، يكي از داوران و برخي از هنرمندان برنده سيمرغ در مراسم پاياني جشنواره بيست و نهم فيلم فجر كه چهارشنبه شب بيست و هفتم بهمن ماه در سالن همايش‌هاي برج ميلاد برگزار شد، با خبرنگار ستاد خبري صحبت كرده‌اند.

كيميايي: نگاه مستقل داوران فجر به هنرمندان انگيزه مي‌دهد
"مسعود كيميايي " برنده سيمرغ بلورين بهترين فيلم با فيلم "جرم " در فرصتي اندك به خبرنگار ستاد خبري بيست و نهمين جشنواره فيلم فجر درباره داوري امسال گفت: داوري امسال به دليل اينكه مستقل عمل كرد و متصل به جريان هاي وابسته نبود، قابل تحسين است.
وي ادامه داد: كاش در سال هاي گذشته اين رويه و رويكرد در سينماي ما جاري بود.
كيميايي درباره تأثير اين نوع داوري بر انگيزه فيلمسازان گفت: اين نگاه به سينماي مستقل خيلي كمك مي كند و انگيزه بيشتري براي هنرمندان در سال هاي آينده خواهد بود. من هم در اين سال‌ها با بودجه شخصي و قرض گرفتن از دوستان فيلم ساخته ام و خوشحالم كه بالاخره پس از 30 سال، فيلم من ديده شد. بيشتر ازاين براي عوامل فيلم‌ام خوشحالم كه امشب 5 جايزه را به خانه مي بريم.

خانزادي: براي سال‌هاي بعد تلاش بيشتري مي‌كنيم
سپس "اسحاق خانزادي " كه براي صداگذاري فيلم جرم جايزه سيمرغ بلورين را برد، درباره داوري جشنواره امسال اظهار كرد: امسال داورها خيلي با سليقه و با هوشمندي فيلم‌ها را نگاه كردند.
وي ادامه داد: چون خودم امسال بيشتر فيلم ها را ديدم و وقتي با جوايز اهدايي مقايسه مي‌كنم مي بينم كه خيلي هوشمندانه عمل شده است. نه به خاطر اينكه خودم جايزه گرفتم. چون امسال در زمينه تخصص خودم كه صدا است، فيلم هايي ديدم كه در جزئيات نكات مهمي را رعايت كرده بودند، خب اين مسئله به ديگر بخش‌ها هم تسري پيدا مي‌كند و خوشحالم كه داوران اين نكات را با دقت بررسي كردند.
خانزادي درباره تأثير اين نوع داوري بر هنرمندان گفت: براي سال هاي آينده بسيار تأثير مي‌گذارد و كساني كه جايزه مي گيرند بايد بيشتر تلاش كنند براي سال هاي بعد. امسال جشنواره هم از نظر پشتيباني مديريتي، برگزاري و تمام مسائل جنبي خيلي خوب برگزار شد.

معلم: تأييد مردم مهم‌ترين دستاورد داوران جشنواره بود
اما "علي معلم " نظر ديگري درباره مسائل اجرايي جشنواره داشت و دراين باره گفت: براي من كيفيت فيلم‌ها و داوري‌ها مهم است و البته كه جشنواره فجر بايد براي سال‌هاي آينده منظم‌تر برگزار شود. بي‌نظمي جشنواره امسال برمي گردد به ساختار نامنظم توليد فيلم در كشور كه فيلم‌ها دقيقه آخر مي‌رسند، در لابراتوارها مي‌مانند، تدوين درستي ندارند و ...
وي در ادامه افزود: شنيده‌ام كه دولت براي سال بعد بودجه خوبي را براي فرهنگ و هنر اختصاص داده كه اگر اين اتفاق بيفتد انگيزه هاي بيشتري هم براي مسئولان و هم هنرمندان ايجاد مي شود.
معلم درباره داوري امسال گفت: من جشنواره را با جنبه سينمايي در نظر مي‌گيرم و با داوري‌هايي كه ديدم بايد بگويم جزو معدود جشنواره‌هايي بود كه حتي در بخش فيلم‌هاي ويديويي هم، تشويق حاظران در سالن ميزان رضايت آن‌ها را از داوري نشان داد. سال‌هاي پيش به ياد دارم كه فيلمي جايزه مهمي مي گرفت اما كل سالن سكوت بود و نشان‌دهنده اين است كه مخاطب از جايزه گرفتن آن فيلم رضايت ندارد.
اين تهيه كننده سينما تصريح كرد: مردمي كه در سالن بودند نوع داوري را پذيرفتند و دست زدند و با داوران تشويق كردند. اين بهترين دستاورد داوري بود.

هاشمي: داوران امسال نگاه هنرمندانه‌تري داشتند
سپس "مهدي هاشمي " برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر اول مرد براي فيلم "آلزايمر " و درباره داوري امسال گفت: داوري امسال نسبت به سال هاي قبل خيلي خوب بود و نگاه هنرمندانه‌تري داشت.
وي به شوخي ادامه داد: داوري‌ها امسال خوب بود و اگر اين جايزه را به من نمي‌دادند شايد بهتر هم مي‌شد!
هاشمي جشنواره امسال را "شور و احساسات تماشاگران در مقابل هنرمندان " توصيف كرد و در پاسخ به اين كه جايزه‌اش را متعلق به كداميك از فيلم‌هايش مي داند، گفت: نمي‌توانم انتخاب كنم و بگويم سيمرغ براي مثلا "آلزايمر " است. هر دو فيلم هايم را دوست دارم.

آسايش: بايد به رأي داوران احترام گذاشت
سپس "ويشكا آسايش " برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن براي فيلم "ورود آقايان ممنوع " گفت: امسال همه فيلم ها را نديدم اما در مورد فيلم "جدايي نادر از سيمين " كار اصغر فرهادي مي توانم نظر بدهم و بايد بگويم كه شايسته همه جوايز بود و جاي تعجب دارد كه چرا "پيمان معادي " بازيگر مرد اين فيلم حتي كانديدا هم نشد.
وي ادامه داد: به هر حال اين رأي داوران است و هر ساله عده اي راضي و ناراضي دارد. فكر مي‌كنم بايد به نظر اين جمع احترام گذاشت چون صاحب نظر هستند و اين باعث خوشحالي من است كه مورد تشويق قرار گرفتم.
آسايش درباره حضورش در كشور و افزايش فعاليت هنري اش پس از دريافت اين جايزه توضيح داد: اميدوارم فيلمنامه هاي خوبي از نظر كيفيت مثل "ورود آقايان ممنوع " باز هم به من پيشنهاد بشود. در واقع بعد از 4 سال دوري اين بهترين موقعيت كاري برايم بود.
وي خاطرنشان كرد: من خوشحالم كه با تيمي كاملا همدل، از رأس امور، تا آن كسي كه در پايين ترين مسئوليت قرار دارد كار كردم و همگي با هم دوست و همدل بوديم. من اين جايزه را مديون تك تك آن ها هستم و اگر چنيني كيفيتي را در پيشنهادهاي بعدي ببينم حتما بازي خواهم كرد.

كلاري: داوران امسال از پس كاري سخت برآمدند
و در پايان "محمود كلاري " برنده سيمرغ بلورين بهترين فيلمبرداري براي فيلم "جدايي نادر از سيمين " درباره داوري جشنواره امسال گفت: امسال خيلي عالي اين جايزه‌ها را تقسيم كردند. به نظرم قضاوت عادلانه و جلب رضايت هنرمندان حاضر در جشنواره كار سختي است و با تمام سختي‌ها داوران از پس آن برآمدند.
وي درباره تأثير داوري بر انگيزه فيلمسازان گفت: ممكن است برخي با اين تصور كه داوران هواي همه را دارند، با خيال راحت به كارشان ادامه دهند و تلاشي براي بهتر بودن نكنند اما چيزي كه در مورد كار خودم تعجب برانگيز بود اين بود كه برخلاف روش‌هاي گذشته، با نظر كارگردان اصغر فرهادي، طوري كار كرده بودم كه سعي‌ام ديده نشود و در اصطلاح خودش را به نمايش نگذارد واين كه اين روش كار ديده شد، براي خيلي عجيب بود.
بيست و نهمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر از تاريخ 16 تا 27 بهمن‌ماه به دبيري "مهدي مسعودشاهي " در تهران برگزار ‌شد.


مهرشاد کارخانی در یادداشتی فیلم تازه مسعود کیمیایی را تجربه‌ای ارزشمند در سینمای اجتماعی و خیابانی دانست

"نقد مهرشاد کارخانی را در لینک زیر بخوانید"

نقد جرم

عکس های کافه سینما از اختتامیه

 

کسی که با سینما بزرگ شد

25 هنرمند و منتقد نام آشنا از مسعود کیمیایی می گویند

کافه سینما: کیمیایی تمام نشدنی است، چون رفاقت و دوستی در آثارش تمام نشدنی است...

قبل از آغاز جشنواره فلم فجر و به مناسبت بزرگداشت استاد «مسعود کیمیایی» هنرمندان شاخصی در خصوص ایشان جملاتی گفتند که در نشریه ی "تهیه نامه" که صاحب امتیاز آن «اتحادیه تهیه کنندگان سینمای ایران» است منتشر شد.

سعید راد: فراتر از یک معلم و استاد از او یاد گرفتم. ایشان نه به من که به سینمای ایران خیلی چیز ها آموخته است. آموخته هایش در تمام این سال ها در اکثر فیلم های ایرانی خود را نشان می دهد. شاگردان زیادی داشت که هنوز مانده اند. کیمیایی پر از اندوخته است که باید یاد بدهد. قدر او را با کلمه و جمله نمی توان بیان کرد مسعود کیمیایی، مسعود کیمیایی است.

علیرضا زرین دست: کیمیایی یک استثنا است.

احمد طالبی نژاد: کیمیایی یک مرد تاریخی است.

مرتضی شایسته: کیمیایی مردی برای تمام اعصار.

پژمان بازغی: 4دهه سینمای ایران و حیاب سینمای ایران مدیون اوست.

شبنم درویش: ایشان همه سینما را مدیون خود کرده اند.

بیژن امکانیان: در شناخت و ارتباط با بازیگر، بزرگ و تکرار نشدنی است. به غایت روانشناسی بازیگر را می داند به گونه ای که با اشاره ای کوچک بازیگر را به سوی نقش هدایت می کند که بسیاری با ده ها کلمه از عهده آن بر نمی آیند.

امیر قادری: کیمیایی روشنفکر نیست، او بسیار بزرگ‌تر از این حرف‌هاست. او یک اسطوره پرداز است. آخ که اگر جرم مال همین بزرگ اسطوره باز باشد.

منوچهر اسماعیلی: مسعود کیمیایی صاحب دل مردم است.

حسین عرفانی: مسعود کیمیایی مردی برای تمام فصول.

خسرو خسرو شاهی: سینما گری ناب، با دیدی متفاوت ، از بسیاری جهات دوست داشتنی و قابل احترام. یک رفیق خوب.

سعید پیردوست: کیمیایی در سینمای ایران اسطوره ساز است. همان طور که داریوش مهرجویی. باقی موج نویی ها بعد از ایشان ظهور کردند و ادامه دهنده راهشان بودند. سنت شکنی که سینمای ما را به سمتی کشاند که دوربین و موسیقی و فیلمنامه و دکوپاژ و کارگردانی را بشناسیم. قبل از کیمیایی این عناصر با قیصر آغاز شد و سپس به سمت تکامل رفت. نقش کیمیایی را به هیچ وجه نمی توانیم در سینمای ایران نا دیده بگیریم. الان شاید خسته شده باشد و مطابق توقع مردم نباشد ولی شیر همیشه شیر است حتی اگر پیر شود. از یاد ها نمی رود و اقرار می کنم که من در چند فیلم زیر سایه ایشان سینما را یاد گرفتم ، اگر از من اسمی است از ایشان است. سایه اش مستدام.

اسحاق خانزادی: مسعود کیمیایی تاریخ سینمای ایران است.

بهزاد خداویسی: «مردی می آید» کسی که با سینما بزرگ شد. کیمیایی که پلان های کیمیا می گیرد. با دیالوگ های بلورین عکس هایی شاهکار پشت هم می چیند. خاطرات فیلم هایش با زمان گره می خورند و در چشم و دل همیشگی می شوند. مسعود کیمیایی عزیز. به امید عکس ها، لحظه ها و دیالوگ هایی که دوباره برای همه بسرایی. شاگرد و بازیگرت بهزاد خداویسی.

تورج منصوری: یکی از نماد های میراث فرهنگی کشور که باید مورد توجه و حفاظت قرار گیرد. وای به حال‌مان اگر این وظیفه را درست انجام ندهیم. اگر به این میراث سینمایی بی حرمتی و بی توجهی شود نسل بعد حتما از ما سوال خواهند کرد.

بیتا فرهی: به کیمیایی اعتراض دارم که چگونه 40سال بر بلند ترین قله سینما ایستاده است. به کیمیایی اعتراض دارم که چرا هر فیلمش از فیلم قبلی بهتر است. به کیمیایی اعتراض دارم که چرا یک مجدیه دیگر نمی نویسد.

چنگیز جلیلوند: فیلم سازی مکتب خاص خود را دارد و همین او را از دیگر سنیما گران جدا می کند.

داریوش ارجمند: در گود مقدس سینمای ایران مسعود کیمیایی شیر خداست. آبی که می خوره می دونه از کدوم لوله است. می دونه که خدا اگه خونه و آشیونه رو از پرنده بگیره تا آخر عمر مجبور به پروازش می کنه. می دونه که شرف و ناموس مد ندار. می دونه که قرار نیست به دنیای ما چشم بگه. صد دفعه دیگه هم به دنیا بیاد همون کارو می کنه. درود به شرف‌ات مرد و درود به قلمت مرد.

شاهد احمدلو: سینمای ایران فقط یک کیمیایی دارد و هرگز تکرار نخواهد شد و ان شاالله که صد ساله باشد.

سید ابراهیم بحرالعلومی: اسطوره ای بی بدیل که پهلوانی، قهرمانی و تسلیم نشدن را همواره در فیلم هایش می آموزد.

امیر حسین شریفی: من با کیمیایی در فیلم ضیافت ، معنی رفاقت را به تصویر کشیدیم و این رفاقت بین ما دو نفر پایدار مانده است. او فقط یک نفر است که دومی ندارد.

امین تارخ: کیمیایی شاخص ترین کارگردان جریان ساز سینمای ایران است.

جلال پیشوائیان: فیلم سازی است که می توان هنر خلاق را در نهایت زیبایی سینمایش مشاهده کرد. فرامرز قریبیان: 4دهه سینمای ایران را مدیون خود کرده است و با ذوق و هنرمندی اش رنگی دیگر به سینمای ایران بخشیده است.

کیانوش گرامی: تمام نشدنی است، چون رفاقت و دوستی در آثارش تمام نشدنی است. یک پلان از پلان هایش را هیچ کس نمی تواند به تصویر بکشد.

کارن همایونفر:استادی جسور و بی بدیل که در سینمای ایران است. که در هر زمان فیلم هایش جذابیت خاص خودش را دارد و فرقی نمی کند دهه چهل باشد یا دهه هشتاد

 

بزرگان سینمای ایران، عزت الله انتظامی و جمشید مشایخی هم توهین به مسعود کیمیایی را محکوم کردند

سعید حسینی:

 انتظامی گفت: ...آیا تلویزیون یک برنامه را گزاشته مخصوص توهین به هنرمندان؟ من چه کار می توانم در این مورد بکنم؟ خانم فرجامی را به آن صورت نشان می دهد و این بار هم در مورد آقای کیمیایی. اما باید یک کار اساسی انجام بشود. با صحبت های من مشکلی حل نمی شود...

مشایخی گفت: ...این بی ادبی ظاهرا مد شده. بزرگان ما این همه آثار از روی ادب به وجود آوردند.  از روی انسانیت. آیا آن آقای منتقد دارد کار هنری می کند؟ آدم دیوانه می شود از شنیدن این حرف ها. اگر آقای کیمیایی اثرشان از نظر آن آقای منتقد خوب نبوده می توانند مودبانه آن را نقد کنند. مسعود کیمیایی وزنه ای است...

در برنامه هفت مسعود فراستی طبق معمول انتقادات تندی را متوجه فیلم های جشنواره فجر کرد اما این بار داستان با دفعه های قبل متفاوت بود. فراستی در این برنامه بارها وعده جمله ای را در پایاین برنامه داد و نهایتا با به کار بردن کلمه ای درباره مسعود کیمیایی اهالی سینما را شگفت زده کرد. واکنش هنرمندان به این حرکت همچنان ادامه د ارد.

عزت الله انتظامی: آیا تلویزیون یک برنامه را گزاشته مخصوص توهین به هنمرندان؟

عزت الله انتظامی در گفتگو با کافه سینما اعلام کرد که برنامه هفت را ندیدم اما حرف‌ها را شنیدم. اما متاسفم برنامه هفت که آن کار را با فریماه فرجامی کرد و حالا دارد به کارش ادامه می‌دهد. آیا تلویزیون یک برنامه را گزاشته مخصوص توهین به هنرمندان؟ من چه کار می توانم در این مورد بکنم؟ خانم فرجامی را به آن صورت نشان می دهد و این بار هم در مورد آقای کیمیایی. اما باید یک کار اساسی انجام بشود. با صحبت های من مشکلی حل نمی شود.

جمشید مشایخی:این بی ادبی ظاهرا مد شده

جمشید مشایخی در گفتگو با کافه سینما درباره توهین به مسعود کیمیایی گفت: این بی ادبی ظاهرا مد شده. بزرگان ما این همه آثار از روی ادب به وجود آوردند.  از روی انسانیت. آیا آن آقای منتقد دارد کار هنری می کند؟ آدم دیوانه می شود از شنیدن این حرف ها. اگر آقای کیمیایی اثرشان از نظر آن آقای منتقد خوب نبوده می توانند مودبانه آن را نقد کنند. مسعود کیمیایی وزنه ای است در سینمای ایران و حرمتش باید نگه داشته شود. من نمی گویم ایشان از فیلم تعریف کنند اما اگر عیبی می بینند مودبانه بیان کنند.

یادداشت خواندنی حامد بهداد برای مسعود کیمیایی  

 

سعید حسینی:

 حامد بهداد نوشته: «...آن اساطیر و آن قواره های مردانه، در سینمای شما را، دوست داشتم. حتی پس از گذشت سالها با اینکه  شوالیه هایی سالخورده شده بودند باز هم از چشمم نیفتند. من فرمان را که سه تا بی معرفت، مفت مفت فرستادند  زیر خاک را خوب به خاطر دارم. همان مرد پاکیزه سرشتی که اگر می بود محله از شحنه و محتسب بی نیاز بود. قصه شهزادگان نجیب و تیغ داری که شما را به خاطر تحسینشان متهم به ترویج اوباشگری کردند. عیارانی که گمشده های شما بودند...»

این یادداشت از طرف حامد بهداد اختصاصا در اختیار کافه سینما و مجله رونا گزاشته شده:

نوشتن برای شما سخت است. سالهای زیادی گذشته. شما را می گویم.از آن سالهای پر عرض. از آن سالهای پر بار. حتی بی بار و بهار. بی شمار. خیلی ها برای شما نوشته اند. بد یا خوب. دوست یا دشمن. برای شما سخت است به باور همه نشستن. در باور من اما چه خوش نشستی. آرزومند سینمای شما بودم و به آن نمی رسیدم. دق بالا می آوردم. دق بالا می آوردم و چون نمی توانستم احساسم را توصیف کنم، می گریستم. آن اساطیر و آن قواره های مردانه، در سینمای شما را، دوست داشتم. حتی پس از گذشت سالها با اینکه  شوالیه هایی سالخورده شده بودند باز هم از چشمم نیفتند. من فرمان را که سه تا بی معرفت، مفت مفت فرستادند  زیر خاک را خوب به خاطر دارم. همان مرد پاکیزه سرشتی که اگر می بود محله از شحنه و محتسب بی نیاز بود. قصه شهزادگان نجیب و تیغ داری که شما را به خاطر تحسینشان متهم به ترویج اوباشگری کردند. عیارانی که گمشده های شما بودند. دست خالی به جنگ نامردان رفتن، حتی اگر فرمان باشی، پیکری خالی شد غرق در خون. برادران غربتی آبمنگل، حتی حرمت نام فاطمه را نگاه نمی دارند تا اینکه قیصر از راه رسید. پس از آن سینما فقط محمل دلقکان و بزکچیان و رقاصه ها نبود تا به سادگی، از صدقه سری جهل ساده پسندان سنده سلیقه، قبضه اش کنند. عیارهای خموش و خون جوش فیلم های  شما در دل همین جامعه مزدحم به عرفانی شهری رسیده بودند. چه بازنده بودم اگر کار در سینمای شما را از دست می دادم. جای خیلی ها خالیست. شما همواره سر صحنه چه دور و چه نزدیک بانی شعف بودید. همه چیز پر شور بود. شور می خواهد تحسین آن مردان. شعور می خواهد فهمشان اما. من آن عیاران بی تاج و تخت را می شناختم. آن مردان خموش در کوچه ها پنهان را می شناختم. بارها به ضیافت شما دعوت می شدم اما پشت در می ماندم. سینما دوستان حرف هایی زدند و کلماتی پراکندند و چیزهایی را به سخره گرفتند. خودشان خوب می دانند اما قصه را از بین بردند و هیجان را کشتند. مدتی است در سینما صدای تاخت اسبی و شلیک گلوله و فریادی نمی آید. کلاه هیچ قهرمان، پشمی ندارد. به قول مرحوم فریدون گله  هیچ آهن خنجر تیزی نشد . چه برخورنده است آن صحنه که جسم بی جان داش فرمان، به پوزه سگانی چون اخوی های آبمنگل بام به بام کشیده می شود. و چه لذتی دارد انتقام کشیدن قیصر، از منصور و کریم و رحیم. چه زیباست تماشای سلاخی غربتی ها . تو از آن بوی خون کیف می کنی. شما خودتان خیلی چیزها گفته اید. نوشتن درباره شما سخت است. همیشه به خاطر خواهم داشت دیالوگ قیصر را به مادرش (( پلیس اونا را می گیره... درست. اونا را به سزای اعمالشون میرسونه...درست. اما می دونی بعدش چی می شه ... اه تو چه می دونی ننه)) و ننه جز مادری چه می داند. حیف آن فرزندان که یکی یکی در خون غلتیدند. پلیس هم به اسم اوباش قیصر را از پای در می آورد. قصه ما به سر نمی رسد جناب کیمیایی.

 

بيانيه انجمن منتقدان در محكوميت الفاظ ركيك يك منتقد در تلويزيون

به گزارش خبرگزاري فارس، در اين بيانيه كه به امضاي شوراي مركزي انجمن منتقدان ونويسندگان سينمايي ايران، صادر شده، آمده است: ارتباط صاحبان قلم در حوزه نقد و روزنامه نگاري سينمايي در ايران با خالقان آثار سينمايي، همواره رابطه‌ اي توام با فراز و نشيب بوده است، اما كمتر ديده شده اين ارتباط به توهين و بي حرمتي آلوده شود. احساس موجود ميان هنرمند سينما ومنتقد، در غالب موارد با احترام و البته جديت حرفه‌اي همراه بوده و هنرمند و منتقد با حسن نيت متقابل با يكديگر رفتار مي‌كنند. منتقد، البته سختگيرانه فيلم مي‌بيند و سختگيرانه نقد مي‌كند اما حرمت سينماگر را نمي شكند. سينماگر نيز با پيش فرض حسن نيت منتقد، به نقدش توجه مي‌كند ودر راه بهبود آثار بعدي به‌كار مي‌بندد.
خوشبختانه درحال حاضر ارتباط مثبت، سالم و حرفه‌اي كه ميان غالب منتقدان و هنرمندان سينما وجود دارد، زمينه تبادل نظر و گفتمان سازنده را براي طرفين فراهم كرده‌است و اين مطمئنا به سود سينماي ايران است.
در ادامه اين بيانيه مي‌خوانيم: نمونه بارز اين ارتباط محترمانه، حرفه‌اي و موثر را درحضور پررنگ بزرگترين سينماگران كشورمان در مراسم چهارمين شب منتقدان كه درهشتم بهمن ماه اخير برگزارشد، ديديم. به‌ياد بياوريم سخنان ابراهيم حاتمي‌كيا را در همين مراسم كه حاكي از همين نگاه مثبت و توام با حسن نيت هنرمندان به منتقدان است. او گفت: "امروز احساس مي‌كنم كه بيش از هميشه به نيش و نوش نقد منتقدان نيازمندم ".
متاسفانه در برخي موارد، همكاران منتقد بيش از آنكه به شان حرفه‌شان و حرمت مخاطبانشان بينديشند، به برآوردن اغراض واميال شخصي فكر مي‌كنند و بيش از آنكه به استدلال و "نقد " بپردازند ، سعي در مطرح ساختن خود از تريبون رسانه ملي دارند. جاي تاسف عميق دارد كه برخي همكاران روي آنتن برنامه زنده، سخيف‌ترين عبارات و ركيك‌ترين كلمات را براي تخريب يك فيلم بر زبان مي‌آورند و نامش را نقد مي‌گذارند و تازه مدعي مبارزه با سينماي مبتذل و سخيف هم هستند. تاسف‌ بارتر آنكه از تنها برنامه سينمايي كشور نيز به عنوان فرصتي انحصاري سود مي‌برند و به شكلي تعجب برانگيز ومشكوك، مبسوط اليد عمل مي‌كنند.
در ادامه مي‌خوانيم: انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران با اظهار تاسف فراوان به سبب كلمات شرم آوري كه با نام نقد در يك برنامه سينمايي، بر زبان يك منتقد سينما جاري شد، از سينماگران، منتقدان و تمامي سينمادوستان و بينندگان آن برنامه و خانواده هاي محترم آنان پوزش مي‌خواهد و اميدوار است رفتار و گفتار عاري از ادب واخلاق برخي را به‌پاي جامعه شريف منتقدان سينما ننويسند. از مسوولان ذيربط سيماي جمهوري اسلامي نيز گلايه‌منديم كه با ناديده گرفتن انتقادات مصلحانه، با پافشاري در ميدان دادن انحصاري به برخي، موجبات رخ دادن اين اتفاق ناميمون و بدنامي جامعه محترم و فرهنگي منتقد سينما را فراهم آوردند و اميدواريم با حسن تدبير، مانع ادامه اين روند نامناسب در اين رسانه عمومي شوند.

پنجمین سیمرغ فیلم "جرم"

لحظه لحظه با جشنواره فیلم فجر

سیمرغ بلورین بهترین فیلم برای:

فیلم "جرم" اثری به یادماندنی از استاد مسعود کیمیایی

تبریک به عشاق مسعود کیمیایی

 

چهارمین سیمرغ جرم

چهارمین سیمرغ برای فیلم جرم

 

بهترین موسیقی متن فیلم

کارن همایونفر

"برای فیلم جرم"

سومین سیمرغ برای فیلم جرم برای حامد بهداد

لحظه لحظه با اختتامیه جشنواره فیلم فجر

سومین سیمرغ بلورین فیلم جرم برای بهترین بازیگر نقش مکمل مرد

بهترین بازیگر نقش مکمل مرد

حامد بهداد برای بازی در فیلم جرم

تبریک به عشاق سینمای کیمیایی و بازیگر محبوب سینمای ایران حامد بهداد

 

 

یخشی از صحبت های حامد بهداد

 

اولا

چاکر آقا امام رضا

از خانواده ام- استاد بی گناه و استاد سمندریان متشکرم

آقای کیمیایی خدا می دونه چقدر خوشحالم که به خاطر فیلم شما جایزه می گیرم

لحظه به لحظه با اختتامیه جشنواره فیلم فجر/دومین سیمرغ فیلم جرم

دومبن سیمرغ فیلم جرم

سیمرغ بلورین بهترین صداگزاری برای آقایان:

اسحاق خانزادی و علی ابو الصدق

 

تبریک همه دوستداران کیمیایی

اولین سیمرغ "جرم"/لحظه به لحظه با جشنواره فیلم فجر

"جرم" اولین سیمرغ بلورین جشنواره را به خود اختصاص داد

ایرج رامین فر بهترین طراحی صحنه و لباس

بخشی از صحبت های ایرج رامین فر:

من فیلم جرم را خیلی دوست دارم به همون اندازه که سرب را دوست دارم

و کارگردانی به نام مسعود کیمیایی که فیلمهایش باعث شد من به سمت سینما روم

کیمیایی و توصیه‌ای از کوئنتین تارانتینو!

آریان گلصورت: جرم خلوت استاد با طرفدارانش است، ضیافتی برای حظ بردن از سینما، حظ بردن از چاقو، زندان، خون و رفاقت ...

 کیمیایی و توصیه‌ای از کوئنتین تارانتینو!

در طول جشنواره فجر امسال، کمتر فیلمی بوده که مانند «جرم» این فرصت را در اختیار ما بگذارد که سینما را لمس کنیم. فیلم از همان تیتراژ درخشان ابتدایی‌اش ما را می‌گیرد، کیمیاییی برگشته، با فیلمی که سر و رویش دارد داد می‌زند که حاصل کار فیلمسازی است که دنیای خودش را دارد، فیلمسازی که تصویر را بهتر از هر کس دیگه‌ای می‌شناسد، فیلمسازی که با قلبش، با خونش به تصاویر جان می‌بخشد. فیلم سیاه وسفید است، با همان دیالوگ‌های منحصر به فرد استاد، همراه با موسیقی درخشان کارن همایون‌فر (که کارش در فیلم «گزارش یک جشن» ابراهیم حاتمی‌کیا هم حرف نداشت). صحنه دیدار ناصر (حامد بهداد) و رضا (پولاد کیمیایی) در زندان یادآور همان حال و هوایی است که به خاطرش طرفدار کیمیایی و فیلم‌هایش شدیم، همان اتمسفری که هر چه قدر در فیلم‌های دیگر دنبالش می‌گردیم پیدایش نمی‌کنیم، آدم باید کیمیایی باشد تا بتواند آن صحنه را این چنین وسترن وار به تصویر بکشد. این صحنه همان چیزی بود که از کارگردان «سرب» انتظار داشتیم، از کارگردان «حکم». «جرم» یکی از یکدست‌ترین و منسجم‌ترین فیلم‌های کیمیایی است، بر خلاف بیشتر فیلم‌های اخیر استاد، صحنه زیر متوسط ندارد. از طرفی دوز کیمیایی جرم خیلی زیاد است، بعید است که کسی دنیا و فیلم‌های کیمیایی را دوست نداشته باشد و از جرم لذت ببرد، جرم خلوت استاد با طرفدارانش است، ضیافتی برای حظ بردن از سینما، حظ بردن از چاقو، زندان، خون و رفاقت. پولاد با بازی خوبش یادآور نقش‌آفرینی درخشانش در حکم است، این اولین فیلمی است که پولاد نقش «رضا» را در فیلمی از پدرش بازی می‌کند، انگار تا قبل از این کیمیایی داشته پولاد را آماده می‌کرده، حالا او به درجه‌ای رسیده که بتواند به «رضای کیمیایی» جان ببخشد. از طرفی حامد بهداد، در یکی از بهترین بازی‌های عمرش، همانی است که از یک کارکتر کیمیایی وار درست و حسابی سرغ داریم. داریوش ارجمند هم در قامت رفعت خان، یکی از بهترین نقش‌های مکمل فیلم‌های کیمیایی را به تصویر کشیده است. یکی از مهم‌ترین نقاط قوت فیلم «جرم» سکانس‌های دو نفره حامد بهداد و پولاد کیمیایی است، شاهکار از آب درآمده‌اند، مخصوصا آن‌جا که ماشین را رها می‌کنند و تصمیم می‌گیرند بقیه حرف‌هایشان را زیر آفتاب سوزان و در حالی که بر آسفالت گرم خیابان قدم برمی‌دارند بزنند. به یاد نمی‌آورم که فیلمی در این چند سال اخیر این‌ چنین توانسته باشد رفاقت مردانه را به تصویر کشیده باشد. اما «جرم» برای رسیدن به جایگاه بهترین فیلم‌هایی کیمیایی یکی دو تا شاه سکانس کم دارد، سکانس‌های مانند سکانس کشته شدن قاسم خان (مسعود رایگان) توسط رضا، سکانسی که نفس‌هایمان را در سینه حبس کند، از همان‌هایی که مطمئنیم در هیچ فیلمی پیدا نخواهد شد، مگر فیلمی از مسعود کیمیایی. «جرم» به نظرم زیادی ساکن است، فیلم می‌توانست بیش از این‌ها شور و حرارت داشته باشد، هر چند همینطوری‌اش هم از بسیاری از فیلم‌های جشنواره امسال بیشتر شور و هیجان دارد، بیشتر سینما دارد. کوئنتین تارانتینو در پاسخ به منتقدانی که فیلم «کیل بیل» را خیلی خشن می‌دانستند گفته بود: «معلومه که «کیل بیل» فیلم خشنیه. بالاخره یه فیلم تارانتینوئیه دیگه. آدم که نمی‌ره کنسرت متالیکا و بعد توقع داشته که صدا رو کم کنند». به نظرم وضعیت «جرم» هم همین است، این‌که استاد را پایه نباشید و بخواهید بند کنید به گاف‌های بی اهمیتی چون دیدن کولر گازی در فیلمی که قبل از انقلاب می گذرد فایده ندارد. اما اگر کیمیایی و فیلم‌هایش را پایه‌اید، تجربه دیدن «جرم» می‌تواند سرحال‌تان بیاورد و حال‌تان را خوب کند. فقط کاش آتشفشان فیلم بیش از این‌ها فوران می‌کرد و داستان آن نیز پرمایه‌تر از این بود، آن موقع دیگر با خیال راحت می‌گفتیم این یکی از شاهکار‌های کیمیایی است، اما همینش هم غنیمتی است.

 

داریوش ارجمند،حامد بهداد و جواد طوسی به توهین به مسعود کیمیایی واکنش نشان دادند

سعید حسینی:

 به زودی واکنش‌های عزت‌الله انتظامی و جمشید مشایخی به این حرف‌ها را خواهید خواند. این داستان ادامه دارد. داریوش ارجمند به کافه سینما گفت: اید یک برخورد جدی با این ادبیات انجام بشود.ما اصلا نمی دانیم چه کسی این آقایان را نشانده آنجا. باید برویم به ارباب‌شان شکایت کنیم.اگر در برنامه زنده تلویزیون این حرف زده شده باشد. یعنی دوستان آنتن تلویزین را با دروازه غار اشتباه گرفتند! آقای کیمیایی عمری هست فیلم لاتی می سازد، از جنوب شهر، از آدم های فرودست و یک کلمه از این حرف ها در فیلمش نبوده

در برنامه دیشب هفت مسعود فراستی طبق معمول انتقادات تندی را متوجه فیلم های جشنواره فجر کرد اما این بار داستان با دفعه های قبل متفاوت بود. فراستی در این برنامه بارها وعده جمله ای را در پایاین برنامه داد و نهایتا با به کار بردن کلمه ای وقیحانه درباره مسعود کیمیایی اهالی سینما را شگفت زده کرد. این نخستین واکنش های سینماگران به این اتفاق تاسف آور است.

 

داریوش ارجمند:با این حرف ها آسیبی به کیمیایی نمی رسد

اصولا برنامه هفت برنامه بی پروایی است. من دیشب برنامه هفت را کامل ندیدم. اما اگر چنین حرفی زده شده ، باید یک برخورد جدی با این ادبیات انجام بشود.ما اصلا نمی دانیم چه کسی این آقایان را نشانده آنجا. باید برویم به ارباب‌شان شکایت کنیم.اگر در برنامه زنده تلویزیون این حرف زده شده باشد. یعنی دوستان آنتن تلویزین را با دروازه غار اشتباه گرفتند! آقای کیمیایی عمری هست فیلم لاتی می سازد، از جنوب شهر، از آدم های فرودست و یک کلمه از این حرف ها در فیلمش نبوده.نمی دانم واقعا چی بگویم. گفتن چنین جمله ای باعث تاسف سینما، ما و همه هست.با وجود احترامی که برای آقای فراستی قایلم به نظرم شان تلویزیون گفتن چنین جملاتی نبوده. فکر می کنید مگر به مسعود کیمیایی آسیبی می رسد؟ کیمیایی،  کیمیایی است. باید حرف حسابی زد. خیلی متاسفم، خیلی متاسفم.

حامد بهداد:از مادرم خجالت کشیدم

سوال من از ایشان این است. که مگر نمی گویید باید بین اقشار فرودست جامعه رفت باید با آنها زندگی کرد. آیا طرز صحبت کردن اقشار فرودست جامعه این است؟ آیا اقشار فرودست جامعه چنین توهینی را به کار می برند؟ من دیشب به مادرم گفتم برنامه هفت را ببین بعد از اینکه این جمله در آن برنامه به کار برده شد از مادرم خجالت کشیدم. ایشان می تواند آقای کیمیایی را دوست نداشته باشد . اما حق ندارد ایشان را آزار بدهد.

جواد طوسی: منتقدان باید موضع بگیرند

جامعه منتقدان باید چنین شخصی را طرد بکنند. یک رسانه  به همین راحتی این اختیار، این فضا  را برای ایشان فراهم می کند که بیاید و به بخشی از تاریخ سینمای ایران توهین کند. و علاوه بر مسعود کیمیایی به تمام علاقه مندان ایشان به وقاحت توهین شده. آیا برای چنین فردی می توانیم تعریف منتقد را به کار ببریم؟ از انجمن منتقدان به خاطر حضور انفعالی اش توقعی نداریم. به نظرم تعدادی از منتقدان مستقل باید به صورت بیانیه یا هر شکلی در موضع بگیرند. شخصی در مقام منتقد می آید فضای مخربی را ایجاد می کند که این فضا لطمه به کل سینما خواهد زد. حضور ایشان دارد به کلیت جامعه منتقدین لطمه می زند.

سعید حسینی/کافه سینما

من آدم هیچ کس نیستم

سید آریا قریشی:

درباره «جرم»، آخرین اثر آقای کیمیایی که به طرز غافلگیرکننده‌ای به فیلم محبوب ما در جشنواره بیست و نهم تبدیل شد.

«آن‌هایی که از فیلم بدشان می‌آید که می‌دانند من این‌طوری فیلم می‌سازم. اصلاً چرا می‌آیند و [فیلم را] می‌بینند؟ آن‌هایی که دوست دارند، بیایند. می‌نشینیم و با هم حرف می‌زنیم. چیز دیگری این وسط نیست.»

این حرف‌ها که توسط مسعود کیمیایی در جلسه پرسش و پاسخ فیلم «جرم» در برج میلاد گفته شد، نقطه پایانی است بر بسیاری از بحث‌هایی که در سال‌های اخیر درباره سینمای کیمیایی شده است. مدت‌هاست که بسیاری از مخالفان کیمیایی از چاقو می‌گویند و نحوه دیالوگ‌نویسی استاد، و این مؤلفه‌ها را نشانه عقب بودن کیمیایی از زمانه‌اش می‌دانند. مدت‌ها منتظر بودم که استاد به طور رسمی چنین جمله‌ای را بیان کند تا این بحث قدیمی را پیش بکشیم که یکی از اولین اصول در سینما این است که اجازه بدهیم هر کارگردان فیلم «خودش» را بسازد. نه آن چه که ما می‌خواهیم. برای همین وقتی قرار است درباره فیلم‌های مسعود کیمیایی حرف بزنیم، باید در درجه اول این نکته به ظاهر بدیهی را بپذیریم که این فیلم‌ها، همین هستند که می‌بینیم. با همین سر و شکل. با همین چاقوها و دیالوگ‌ها و ناموس‌پرستی‌ها و قهرمانان. این عیب و ایرادهای بنی‌اسرائیلی درباره حضور پراید و ایستگاه مترو در داستان دهه پنجاهی را هم رها کنید. بزرگ‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما هم گاهی از چنان مشکلات عظیمی رنج می‌برده‌اند که این مشکل «جرم» در برابر آن‌ها هیچ است. (راستی کسی فهمید اطرافیان چارلز فاستر کین چگونه فهمیدند که او کلمه «رزباد» را در لحظه مرگ به کار برده است؟! در لحظه مرگ کین که کسی کنار بستر او نبود!) دید ما نسبت به سینما باید خیلی عمیق‌تر از این‌ها باشد که به دست‌آویزهای پیش‌پا افتاده‌ای چون این مسائل متوسل شویم. با این پیش‌فرض‌ها، «جرم» کامل‌ترین و خالص‌ترین فیلم سال‌های اخیر کیمیایی است. کیمیایی بعد از چند فیلم که تا حدی از دنیای همیشگی‌اش دور بودند (و برخی از آن‌ها فیلم‌های خوبی هم از کار درآمدند)، با «جرم» دوباره به حال و هوای آشنایش برگشته است. به فضایی که بارها نشان داده که به خوبی آن را می‌شناسد. فضایی که آخرین بار آن را تا این حد کامل و متعالی در «رد پای گرگ» دیده بودیم. «جرم» به تمامی فیلم مردم است و این در دوره‌ای که فیلم‌ها مدام دارند از مردم می‌گریزند یک غنیمت تمام‌عیار است. باید با سینمای کیمیایی آشنا باشیم تا بفهمیم که سکانسی که در آن مردم در حال فرار از دست نیروهای شاه هستند و کلاه یکی از مردان روی روزنامه‌هایی که اخبار تظاهرات را پوشش داده باقی می‌ماند، چه معنایی می‌دهد. صحنه‌ای که انگار قرینه سکانس پایانی «سرب» است. جایی که نوری در راه هدفی که دنبال می‌کرده تیر می‌خورد و خودش را از صحنه خارج می‌کنند. اما دوربین روی کلاهش باقی می‌ماند که روی پله‌های دادگاه افتاده است. این است فرق مسعود کیمیایی با دیگر کارگردانان سینمای ایران. کیمیایی این گونه نهایت احترامش را نثار مردمی می‌کند که در راه آزادی جنگیده بودند. اما این تنها نکته مثبت «جرم» نیست. در دوره‌ای که فیلم‌های سینمای ایران مدام دارند بی‌انگیزگی و بی‌هویتی را تبلیغ می‌کنند، دو شخصیت اصلی «جرم» به سبک همه فیلم‌های کیمیایی، خودشان کار خود را پیش می‌برند. کسانی که حاضرند بمیرند، اما آلت دست کسی نشوند. آدم‌هایی که تحت هر شرایطی خودشان هستند. «جرم» در ضمن، بحثی را پیش می‌کشد که مدت‌ها در فیلم‌های کیمیایی این‌گونه صریح مطرح نشده بود: تقابل میان آرامش خانه و عصیان جامعه. این که بهتر است در خانه بمانیم و زندگی را به آرامی ادامه دهیم یا به دل جامعه خشمگین بزنیم تا آرامش عمیق‌تری را تجربه کنیم؟ حتی اگر این آرامش، چیزی به جز مرگ نباشد. اما مرگی به همراه اطمینان قلبی از این که هویت و فردیت خودمان را حفظ کرده‌ایم. این وسط تکلیف قهرمانان کیمیایی روشن است (راستی چند کارگردان در سینمای ایران می‌شناسید که بتوانند قهرمان خلق کنند؟). آرامش درون خانه چه زمانی بدون پیوستن به متن اجتماع کامل می‌شود؟ در سینمای کیمیایی پاسخ مشخص است: ‌هیچ‌وقت. آن هم وقتی شخصیت اصلی فیلم، ‌نام مورد علاقه کیمیایی را یدک می‌کشد:‌ رضا. «رضا»ی این فیلم هم به سبک قهرمانان آثار چند سال اخیر کیمیایی، شخصیتی است که فقط می‌خواهد از شر کابوس‌هایش خلاص شود. کابوس‌هایی که از زمان «گروهبان» و «رد پای گرگ» سر و کله‌شان در سینمای کیمیایی پیدا شد و هنوز هم نقش اساسی در آثار او ایفا می‌کنند. به خصوص این که در «جرم» این کابوس‌ها به وسیله ایده درخشان حرف زدن رضا با خود، جلوه‌ای عینی و بیرونی یافته است. «رضا»ی «جرم» هم مثل همه قهرمانان کیمیایی به دنبال آرامش می‌گردد و چه طعم گسی دارد پایان فیلم که رضا به آن شکل به آرامش می‌رسد.

مدت‌ها بود کیمیایی را تا این حد نزدیک به آثار قدیمش ندیده بودم. همان آدم‌ها، همان افکار و همان شور و حال در همان بازه زمانی! ای کاش استاد بزرگ ما همیشه بدون توجه به افرادی که سعی می‌کنند نظر شخصی خود را به او تلقین کنند، ‌فیلم «خودش» را بسازد. فیلمی با شور و حال و انرژی «جرم». فیلمی که بتواند این گونه ما را پای پرده نقره‌ای میخکوب کند. استاد کهنه‌کار ما نشان داد هنوز هم توانایی این کار را دارد. چه جور هم!

ـــــــــ

* تیتر مطلب از دیالوگ‌های فیلم «جرم» است.

 

آقای مسعود کیمیایی ما با شما همراهیم

کافه سینما: (و لا تلمزو انفسکم و لا تنابزوا بالالقاب بئس الاسم الفسوق بعد الایمان و من لم یتب فاولئک هم الظالمون) وهرگز عیب جویی (از هم دینان) خود نکنید و به نام و لقب‌های زشت همدیگر را نخوانید که پس از ایمان به خدا اگر نام فسق بر مومن نهند بسیار زشت است و هر که از فسق و گناه به درگاه خدا توبه نکند بسیار ظالم است.

حجرات، ۱۱

در زمانه‌ای که سینما و سینماگر از سنگ اندازی رندان و دست اندازی جاهلان در امان نیست، در زمانه‌ای که...

حتی موجودیت سینما بعد از این همه سال محل تشکیک است، در زمانه‌ای که دشنام و توهین به بزرگان هنر نقل تمام محافل به ظاهر روشنفکری است، هر بی‌انصافی به خود اجازه می‌دهد که به ساحت بزرگان و پیشکسوتان هنر که سال‌های سال در راستای اعتلای فرهنگ این مرز وبوم زحمت کشیده‌اند و خون دل‌ها خورده‌اند، جسارت کند و عرصهٔ نقد و نقادی را به ورطهٔ غرض ورزی وکینه جویی بکشاند.

 

وااسفا!

 

در تنها برنامهٔ سینمایی زنده رسانهٔ ملی شخصی به خود اجازه می‌دهد که فیلم یکی از بزرگ‌ترین وجریان ساز‌ترین فیلمسازهای تاریخ سینمای ایران را پرت وپلا بنامد و بالاترازآن نوید یک دشنام را هم درپایان صحبت‌هایش بدهد و بعد ازآن با وقیح‌ترین شکل ممکن کلمه زشتی را درباره یک فیلمساز بزرگ کشور بر زبان آورد. کلمه‌ای که از تکرارش هم معذوریم. و در انتهای برنامه بار دیگر تاکید کند که حرفی زده که انگار مخاطب‌اش (که حامد بهداد بود) آن را نشنیده تا به آن واکنش نشان دهد! اگر نقد ونقادی هم در کار باشد، باید با حفظ شان و حرمت یک هنرمند، اثر هنری مورد بررسی قرار گیرد. نه آنکه در پیش چشمان هزاران نفر، با کینه توزی آشکار و با چندش آور‌ترین واژه‌ها چنگ بر دل پر خون مخاطبان سینما بزند.

 

گرچه دلمان خونین است، گرچه از قدیم به ما آموخته‌اند که جلوی این گونه افراد سکوت اختیار کنیم، اما گستاخی به حدی رسید که وظیفهٔ خود دانستیم که لب باز کنیم و این جسارت بزرگ را با تمام وجود محکوم نماییم و اعلام ‌کنیم تا آخرین نفس با نفسهای گرم هنرمندان بزرگمان همراه خواهیم بود و این پرده دری‌ها را بی‌پاسخ نخواهیم گذاشت.

 

جناب استاد مسعود کیمیایی

 

با شنیدن و دیدن این هتاکی بزرگ قلبمان به درد آمد و هنوز مبهوتیم. همراه شما هستیم و خواهیم ماند.

 

و شما آقای مسعود فراستی

 

امیدواریم قبل از هرچیز معنای ادب و ادبیات را بفهمید. امید که توبه کنید و رستگار شوید. کاش بتوانید که با مردم همراه شوید.

 

شهرام و بهنام شریفی- از طرف نویسندگان سایت کافه سینما.

 

و بالاخره مطلب مفصل امیر قادری درباره جرم مسعود کیمیایی

امیر قادری:

وقتی آدم‌ بدهای فیلم سوار یک اتوبوس قراضه گنده شدند تا جوان‌های ضربه پذیر معصوم هفت تیر به دست را بگیرند، متوجه شدم که این بار دیگرمسعود کیمیایی، جسارت یافته تا با تمام وجود وارد دنیای مسعود کیمیایی شود. یک فیلم خوب از او، چیزی بیش‌تر از یک فیلم خوب است. چه کسی فکر می‌کرد جرم، از بهترین‌های (و برای من بهترین) جشنواره پر ستاره امسال باشد؟ کیمیایی در طول دو دهه، بالا و پایین رفت، مسیر عوض کرد، فیلم‌هایی ساخت در مدل‌ها و اشکال گوناگون.

 

در دوره‌های مختلف و در کنار مسئولان مختلف. گاهی بیش‌تر انعطاف نشان داد و گاهی کمتر. بعضی‌ وقت‌ها بیش‌تر به مخاطب بها داد و گاهی کمتر به‌اش فکر کرد. چند تا از فیلم‌ها شخصی‌تر بودند و بعضی از جهان‌اش دورتر. همکاری فیلمبرداران و آهنگسازان و بازیگران مختلفی را آزمود. دوره‌های سیاسی مختلفی را هم تجربه کرد و حالا در جشنواره‌ای که همه فیلمسازان، خوب یا بد، خودشان بودند و خودشان را نشان دادند؛ بالاخره فیلم تازه‌اش را بعد از رد پای گرگ ساخت. همان چیزی که برای دو دهه منتظرش بودیم. ابراهیم حاتمی‌کیا در جلسه مطبوعاتی‌ فیلم آخرش مثال جالبی زد. گفت ما فیلمسازها در این دنیا مثل زیر دریایی می‌مانیم، بعضی وقت‌ها پنهان می‌شویم، گاهی به عمق می‌زنیم، پیش می‌آید که عمق‌مان را کم می‌کنیم، اما در دوران‌هایی این فرصت را پیدا می‌کنیم تا به سطح آب بیاییم و نفس بکشیم.

 

و استاد کهنه‌‌کار ما، تا فرصت‌اش را به دست آورد، کار خودش را کرد، فیلم خودش را ساخت. «جرم» را نشان‌مان داد. این کیمیایی است در خالص‌ترین شکل خود. با همه نشانه‌ها، علاقه‌ها، انگیزه‌ها، هدف‌ها و کاربلدی‌اش. جرم، به این معنا یک جور حاصل عمر است. مسعود کیمیایی در جلسه مطبوعاتی جشنواره، به ما تماشاگران مشتاق قول داد تا باز هم از این فیلم‌ها بسازد، اما دست به نقد و تا آن موقع، ما جرم را داریم. این جا دیگر هیچ پرده پوشی در کار نیست و هیچ جور باج دادن و کوتاه آمدن. بعد از ساختن اثری که به نظر من دورترین فیلم کیمیایی به دنیایش (چه فرم و چه مضمون) بود؛ یعنی محاکمه در خیابان که با استقبال هم رو به رو شد، در تغییر مسیری حیرت‌انگیز و در شرایطی خاص؛ مرد شکارچی فرصت‌اش را یافت که خودش باشد. که جرم‌اش را بسازد.

 

بعد از سالیان سال عاشق سینمای کیمیایی بودن، از بعضی از این فیلم‌ها دور شدن و به بعضی نزدیک بودن، هیچی را که نفهمم، هیچ چیز را اگر حس نکنم، بازگشت استاد به حوزه قدرت‌اش را روی هوا می‌زنم. حال و هوای قدرت‌مند آشنایی که سال‌ها، از زمان رد پای گرگ به این طرف، کم و بیش ازش محروم‌مان کرده بود. کاری که اگر مسعود کیمیایی نکند، هیچ فیلمسازی در تمام دنیا نمی‌تواند برای ما انجام‌اش دهد. اما حالا آقای مولف، یک بار دیگر فرصت یافته تا دنیایش را به تمامی، به خلوص، با قدرت، و بدون هیچ اما و اگری، یک بار دیگر روی پرده پهن کند.

 

می‌دانید... وقتی این اتفاق بیفتد، آن وقت همه چیز تغییر خواهد کرد. اگر جهان ناپایدار کیمیایی متعادل شود، آن وقت همه آن نقاط ضعف فیلم‌های قبلی، نکته‌ مثبت خواهد شد. در چنین شرایطی با یک چیز تازه رو به رو خواهیم بود. تاکیدها، حاشیه رفتن‌ها، دیالوگ‌های شعرمانند طولانی، بازی‌ها... آن چه که در بعضی از فیلم‌های اخیر دوست نداشتیم، تبدیل می‌شود به نقطه قوت. می‌شود دلیل یکه بودن یک دنیا. و برای جرم این اتفاق افتاده است.

 

پولاد کیمیایی برای اولین بار در جهان خالق اثر جا افتاده است. جوری که نمی‌شود جای او هیچ کس دیگر را تصور کرد. مهربانی و ضربه پذیری در نگاه و رفتارش هست که طعم تازه‌ای به قهرمان آشنای کیمیایی بخشیده است.

 

درود بر هیات داوران که نامزدش کردند و حامد بهداد که با جرم اصلا وارد تاریخ سینمای ایران شد. سکانس داخل آمبولانس‌اش، وقتی پولاد پشت سرش نشسته، رفت جزو بازی‌ها و سکانس‌های عمر. معتاد به زندگی و راستی برگشته داستان‌های کیمیایی، با حامد بهداد، یک بار دیگر واقعی شد. بازیگرهای نقش‌های فرعی همه خوب‌اند. لعیا زنگنه را در آن نقش کوتاه یادمان می‌ماند. مصطفی خرقه پوش، بالاخره ضرب دنیای آقای کیمیایی را یافته و کارن همایونفر، موسیقی فراتر از حد انتظار ارائه داد. می‌شود همین‌طور از روی جرم برش داشت و برد هالیوود و گذاشت روی تصاویر مایکل مان مثلا.

 

مسعود کیمیایی یعنی صحنه‌هایی با دو تا آدم. دو تا مرد، یا یک زن و یک مرد. که اگر خوب از آب دربیایند، بی‌خیال قصه فیلم و ریتم فیلم، که خود این سکانس‌ها می‌شوند قصه فیلم و ریتم فیلم. باقی‌اش حاشیه است. و حالا کیمیایی فیلمی ساخته، جسورانه با کلی سکانس دو نفره. بین پولاد و بهداد. بین پولاد و شبنم درویش. بین پولاد و نیکی کریمی. بین پولاد و داریوش ارجمند. این یکی دیگر از آن چیزهایی است که برای سال‌ها از وجودش محروم بودیم و حالا که دوباره می‌بینیم به روی پرده بازگشته، بیش‌تر می‌فهمیم که چی را از دست داده بودیم.

 

این از این. و این که برای من چه قدر قابل احترام است تماشای دنیای فیلمسازی مردی که حالا با جرم نشان می‌دهد تمام این سال‌ها، جایی که دل‌اش خواسته، مانده. با جرم یک بار دیگر مسعود کیمیایی حضورش را کنار مخاطب‌اش و تماشاگرش، با قدرت‌تر از همیشه (و دور از هر جور معنای سیاسی که چنین مردم‌گرایی می‌تواند داشته باشد) اعلام می‌کند. همین است که می‌گویم جرم یک جور حاصل عمر است. تجدید پیمان کیمیایی با تماشاگران‌اش. و اعلام این نکته که بار دیگر و با وجود همه بالا و پایین‌ها و پست و بلندی‌ها، او مسعود کیمیایی و کنار آن‌ها مانده است.

 

این بار کیمیایی دیگر نه چاقویش را پنهان می‌کند، نه آدم بدش را، نه خوب‌اش را، نه راه رفتن‌های دو رفیق را، نه آدم‌های خائن‌ را. نه رفیق‌ها. و نه شهرش را. آن هم در جشنواره‌ای که اغلب فیلمسازها، آن چه از سینمای اجتماعی درک کرده‌اند، دست کردن توی ناخودآگاه گناه آلود تماشاگر آپارتمان نشین است. جشنواره‌ای که در آن مدام فیلمسازها می‌خواستند به ما بفهمانند عضوی از یک كولوني فاسد عقب افتاده هستیم که دست‌مان به هیچ جایی نمی‌رسد و تلاش‌مان تنها برای پنهان کردن گناهان‌‌مان است. فیلمسازهایی که مثل ناظم‌های مدرسه می‌خواستند از ما اطلاعات بکشند و ادب‌مان کنند.

 

در چنین شرایطی است که مسعود کیمیایی انرژی‌ هل دادن اجتماع‌اش را داشته است. فیلم‌اش را ساخته است. آدم‌هایش را روی پرده علم کرده است. در روزگاری که همه فیلم‌ها درباره دروغ است، مسعود کیمیایی فیلمی ساخته که در آن قهرمان‌اش دست‌اش را می‌کند توی کیسه مار، تا راست گویی‌اش را ثابت کند. مثل خودش. خود آقای مسعود کیمیایی که با ساختن جرم به ما ثابت کرد در تمام این سال‌ها، حواس‌اش را نفروخته بوده است.

 

هفت

سلام

امشب با ديدن برنامه هفت اون قدر عصباني شدم كه ديگه نميتونم جلوي خودم  رو بگيرم

و بايد بگم كه فيلم جرم به قول فريدون جيراني عزيز اونقدر سرپا هست كه بدون نياز به جانبداري

 كسي بتونه از خودش دفاع كنه

مسعود فراستي خودشون گفتن كه بايد به اثر پرداخت نه به خالقش اما خودشون با به كار بردن

 كلمه اي كه جاش توي تلويزيون نيست و شنيدن اين كلمه از زبان ايشون من رو حيرت زده كرد

 و ايشون با اين جمله كاملا نشون دادن كه مشكل اصلي ايشون با خالق اثر هست و ايشون

 با اين ادبياتي كه دارند بهتر است كه به كارهاي ديگري بپردازند و اين سينماي به قول خود

 ايشون سخيف رو به حال خودش رها كنند.

خوبه كه بدونيد اقاي كيميايي در نشست مطبوعاتي فيلم اعلام كردند كه اين فيلم متعلق

 به زمان و مكان خاصي نيست و ايشون گفتند كه دليل ساختن اين فيلم در ۳۴سال پيش

ندادن مجوز براي ساخت اين فيلم در زمان حال بوده و بهتر بود شما هم بجاي اين قضاوت

 عجولانه و شتابزده و يكطرفه و البته مغرضانه به صحبت هاي استاد سينماي ايران گوش

ميداديد

 

البته از شما بيشتر از اين هم توقع نداريم بالاخره شما بايد يه ايرادي بگيريد وگرنه ممكنه

 ديگران فكر كنند كه  خدايي نكرده شما منتقد سطح پاييني هستيد.

من واقعا متاسفم براي سينمايي كه منتقد با سوادش فكر ميكنه با كوبيدن فيلم استاد

بزرگي مثل كيميايي ميتونه به اين سينما كمك كنه و نميدونه كه با اين كار هزار جووني

رو كه فرداي اين سينما هستند دلسرد ميكنه.

در اخر ميخوام به همه بگم به خدا با حرفهاي شما جيزي نه از اقاي كيميايي كم ميشه

نه از ارزش اثر فوق العاده اي مثل جرم . اقاي فراستي باور كنيد اين حرفا كه اخرشم نگفتيد

كدوم حرفا به نسل ما هم مياد رفاقت كهنه ميشه اما عوض نميشه اعتراض به كساني كه ما

رو مثل رضا بازي دست خودشون ميكنن شكلش عوض شده اما هنوزم هست و تا دنيا هست

خواهد بود.اين شوخي نيست كه رضا زنشو دست ناصر ميسپاره و اگه فيلمو درست ديده باشيد

 كه بعيد ميدونم ناصر سر راستي و رفاقتشو توي يك سكانس فوق العاده به رضا ثابت ميكنه .

حرفام خيلي بيشتر از اينا بود اما ادامش باشه واسه يه وقتي كه ارومم.

يا حق

"جرم" رکورددار نامزدی سیمرغ

فیلم سینمایی "جرم" به کارگردانی مسعود کیمیایی بیشترین تعداد نامزدی برای دریافت سیمرغ بلورین جشنواره بیست و نهم را به خود اختصاص داد.

به گزارش خبرنگار مهر، اعلام فهرست نهایی نامزدهای دریافت سیمرغ بلورین جشنواره بیست و نهم به بسیاری از شائبه‌ها که در مورد هیئت داوران وجود داشت پاسخ داد، مجموع نظرات داوران این دوره قابل قبول است و اما و اگرهایی که وجود دارد را می‌توان به پای سلایق داوران نوشت.

 "جرم" در 12 رشته نامزد دریافت سیمرغ بلورین شده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، از سوی داوران بخش مسابقه سینمای ایران (سودای سیمرغ) اسامی نامزدهای این بخش در رشته‌های مختلف به شرح زیر اعلام شده است:

* نامزدهای بهترین چهره‌پردازی:
 
1. سعید ملکان (فرزند صبح)
2. محمدرضا قومی (جرم)
3. سعید ملکان (آلزایمر)
4. مهرداد میرکیانی (جدایی نادر از سیمین)
5. عبدالله اسکندری (یه حبه قند)
 
* نامزدهای بهترین جلوه‌های ویژه رایانه‌ای:
 
1. امیر سحرخیز، فرخ مجیدی و هادی اسلامی (آسمان محبوب )
2. امیررضا معتمدی (راه آبی ابریشم)
3. امیررضا معتمدی (سی و سه روز )
4. خیابان‌های آرام (هدیش بیگدلی شاملو)
5. شهروز وظیفه‌شناس (سیزده 59 )
 
* نامزدهای بهترین جلوه‌های ویژه میدانی:
 
1. نجف فتاحی (راه آبی ابریشم)
2. محسن روزبهانی (سی و سه روز)
3. جواد شریفی راد (سیزده 59)
4. عباس شوقی (خیابان‌های آرام)
5. داوود یوسفیان (پایان نامه)
 
* نامزدهای بهترین طراحی صحنه و لباس:
 
1. پروین صفری (راه آبی ابریشم)
2. سارا سمیعی (گزارش یک جشن)
3. ایرج رامین‌فر (جرم)
4. بابک پناهی (سی و سه روز )
5. محسن شاه‌ابراهیمی (یه جبه قند)
 
* نامزدهای بهترین صدابرداری:
 
1. محمود سماک‌باشی (جدایی نادر از سیمین)
2. اسحاق خانزادی (جرم)
3. آرش برومند (گزارش یک جشن)
4. بهمن اردلان (یه حبه قند)
5. طاهر پیشوا (ندارها)
 
* نامزدهای بهترین صداگذاری:
 
1. محمدرضا دلپاک (باد و مه)
2. محمدرضا دلپاک (جدایی نادر از سیمین)
3. حسین مهدوی (سی و سه روز)
4. محمدرضا دلپاک (آسمان محبوب)
5. اسحاق خانزادی، علی ابوالصدق (جرم)
 
* نامزدهای بهترین بازیگر مکمل مرد:
 
1. حامد بهداد (جرم)
2. شهاب حسینی (جدایی نادر از سیمین)
3. بهروز بقایی (سیب و سلما)
4. محسن تنابنده (ندارها)
5. حسین محب‌اهری (گلچهره)
6. کامران تفتی (مرگ کسب و کار من است)
7. شاهرخ فروتنیان (آقا یوسف)
 
* نامزدهای بهترین بازیگر مکمل زن:
 
1. ساره بیات (جدایی نادر از سیمین)
2. مهناز افشار (سعادت آباد)
3. ریما رامین‌فر (یه حبه قند)
4. شایسته ایرانی (آینه‌های روبرو)
5. آنا نعمتی (برف روی شیروانی داغ)
6. فریده سپاه منصور (آسمان محبوب)
7. سارینا فرهادی (جدایی نادر از سیمین)
 
* نامزدهای بهترین بازیگر مرد:
 
1. مهدی هاشمی (آقا یوسف و آلزایمر)
2. پرویز پرستویی (سیزده 59)
3. فرخ نعمتی (برف روی شیروانی داغ)
4. علی مصفا (آسمان محبوب)
5. پولاد کیمیایی (جرم)
6. پژمان بازغی (ندارها)
7. حسین یاری (پاریس تا پاریس)
 
* نامزدهای بهترین بازیگر زن:
 
1. لیلا حاتمی (جدایی نادر از سیمین)
2. ویشکا آسایش (ورود آقایان ممنوع)
3. مهتاب کرامتی (آلزایمر)
4. لادن مستوفی (گلچهره)
5. غزل شاکری (آینه‌های روبرو)
6. هانیه توسلی (ندارها)
7. فاطمه معتمدآریا (اینجا بدون من)
 
* نامزدهای بهترین موسیقی:
 
1. کارن همایونفر (جرم)
2. بهزاد عبدی (فرزند صبح)
3. علیرضا کهن دیری (سیزده 59)
4. حیدر ساجدی (ورود آقایان ممنوع)
5. محمدرضا درویشی (باد و مه)
 
* نامزدهای بهترین تدوین:
 
1. هایده صفی‌یاری (جدایی نادر از سیمین)
2. واروژ کریم مسیحی (ندارها)
3. مصطفی خرقه‌پوش (جرم)
4. حسن حسندوست (آسمان محبوب)
5. حسین غضنفری (برف روی شیروانی داغ)
6. نازنین مفخم (گلچهره)
7. حسن ایوبی (سی و سه روز)
 
* نامزدهای بهترین فیلمبرداری:
 
1. تورج منصوری (جرم)
2. فرخ مجیدی (آسمان محبوب)
3. بهرام بدخشانی (راه آبی ابریشم)
4. مسعود سلامی (سیزده 59)
5. محمود کلاری (جدایی نادر از سیمین)
 
* نامزدهای بهترین فیلمنامه:
 
1. اصغر فرهادی (جدایی نادر از سیمین)
2. داریوش مهرجویی و حمیده محمدی‌فر (آسمان محبوب)
3. احمدرضا معتمدی (آلزایمر)
4. مسعود کیمیایی (جرم)
5. نگار آذربایجانی و فرشته طائرپور (آینه‌های روبرو)
6. علی رفیعی (آقا یوسف)
7. علیرضا طالب‌زاده (ندارها)
 
* نامزدهای بهترین کارگردانی:
 
1. مسعود کیمیایی (جرم)
2. داریوش مهرجویی (آسمان محبوب)
3. اصغر فرهادی (جدایی نادر از سیمین)
4. احمدرضا معتمدی (آلزایمر)
5. محمد بزرگ‌نیا (راه آبی ابریشم)
 
* نامزدهای بهترین فیلم:
 
1. آسمان محبوب (داریوش مهرجویی)
2. جدایی نادر از سیمین (اصغر فرهادی)
3. جرم (مسعود کیمیایی)
4. آلزایمر (احمدرضا معتمدی)
 5. 33 روز (جمال شورجه)
 
جهانگیر الماسی، مجید انتظامی، ابوالقاسم طالبی، جابر قاسمعلی، علی معلم و حسن عباسی داوری بخش مسابقه سینمای ایران (سودای سیمرغ) جشنواره بیست و نهم فیلم فجر را بر عهده داشتند.

مراسم پایانی جشنواره بیست و نهم فیلم فجر چهارشنبه 27 بهمن ساعت 19 در سالن اصلی مرکز همایش‌های برج میلاد برگزار خواهد شد.

عکس های خبرگزاری مهر از نشست فیلم جرم

 

" عکس ها را در ادامه مطلب مشاهده نمایید "

 

 

 

 

 

 

 

ادامه نوشته

۱. دانلود برنامه نمای نزدیک با حضور پولاد کیمیایی و حامد بهداد

دانلود بخش اول

دانلود بخش دوم

۲. عکس های نشست خبری جرم

۳.دانلود ویدیوی نشست خبری جرم ۱

دانلود

۴.دانلود ویدیوی نشست خبری جرم ۲

دانلود

۵. شنیده‌ها حاکی است که حامد بهداد برای بازی در فیلم "جرم" برنده جایزه بازیگری مکمل مرد خواهد شد.