علي معلم چهرهاي چندوجهي در سينماي ايران است. او كه مديريت مجله 19 ساله دنياي تصوير را برعهده دارد، علاوه بر تهيهكنندگي فيلم، فعاليت در حوزه نقد فيلم و تجربه برگزاري، مديريت و داوري را در جشنوارههاي مختلف برعهده داشته است.
او كه زماني بهعنوان مجري برنامههاي نقد فيلم در تلويزيون چهرهاش براي بسياري از علاقهمندان هنر هفتم شناخته شد، زمانيهم جشن ساليانه دنياي تصوير را در حوزه سينما بهعنوان مشابهي از جشنواره فيلم فجر و با تنديسهاي حافظش بهجاي سيمرغ بلورين برگزار ميكرد... مجلهاش بهرقم يك دوره كوتاه تجربه توقيف در سالهاي اخير، هماكنون به دويستمين شماره هم رسيده است. با معلم كه گفته ميشود يكي از اعضاي مؤثر هيات داوران اين دوره بوده است، درباره برخي حواشي آن گفتوگو كردهايم.
* ديدگاه شما دربارهي نقاط ضعف و قوت بيستونهمين دورهي جشنوارهي فيلم فجر چيست؟
هر جشنوارهاي از سه منظر قابليت بررسي دارد؛ يك منظر فيلمهاي شركتكننده در جشنواره است، يك منظر اجراي جشنواره به معناي مدل سازماندهي، انتخاب و نظم اداري و سيستميك است و بخشي هم به جنبههاي گزينش آرا و داوري برميگردد. از منظر كيفيت فيلمها، امسال حجم فيلمهاي شركتكننده در جشنواره زيادتر بود، گرچه از نظر من، بخش مسابقهي جشنواره ميتوانست همچنان با همان 22 فيلم برگزار شود، برخي از فيلمها كه به بخش مسابقه راه پيدا كرده بودند، كيفيت زيادي براي حضور در بخش مسابقه نداشتند. از منظر تعداد فيلم، به نظر ميآيد امسال تعداد فيلمهاي خوب بيشتر از سالهاي گذشته بود و دست كم 10 فيلم در اين جشنواره، فيلمهاي قابل بحث و گفتوگويي بودند و كيفيت متفاوتي از جنبههاي فني و معنايي داشتند كه اين دستاورد مثبتي براي جشنواره بود.
در حوزهي اجرا و مديريت نيز جشنواره مقداري تحول پيدا كرد، ولي هنوز در اندازهها و قد يك جشنوارهي ممتاز نيست و اشكالهايي در مجموعهي برنامهريزيها وجود دارد كه برخي از آنها ناشي از شرايط سينماي ايران است و بخشي هم به اين مربوط است كه به نظر ميآيد جشنواره بايد موسسهاي جداگانه و كاملا مستقل داشته باشد و از ارتباط خيلي معنيدار و دامنهدار با جريان مديريت سينما دور باشد تا بتواند اهداف مشخصي را پي بگيرد و در طول سال، دبيرخانهي آن فعال باشد تا كارها اينقدر به دقيقهي 90 نرسد.
در بخش انتخاب فيلمها هم ميشد دقت نظر بيشتري صورت گيرد. البته مسالهاي كه در سينماي ايران هست و شايد باعث اين اغلاط انتخابي شود، اين است كه همه خود را در سينماي ايران محق ميدانند. بنابراين اگر كسي از جايي خارج بماند، شروع به سر و صدا و زير سوال بردن ميكند. شايد به همين دليل است كه جشنوارهي فجر بخشهايي را درست كرده است. جشنواره يا بايد بهطور كامل همهي فيلمها را درون خودش بهعنوان مسابقه جا بدهد يا بايد تعدادي فيلم مشخص را انتخاب كند كه كيفيت برجستهاي داشته باشند
در حوزهي داوري تا جايي كه من در جريان هستم و تلاش شد اينطور عمل شود، اين بود كه جريان داوري توانست مستقل از نظرهايي كه دربارهي فيلمها وجود داشت، نظرش را بدهد و روي مباحث تخصصي تاكيد كند و كارها را از ابعاد مختلف ببيند. در اين جشنواره، 29 فيلم به دقت ديده شد و دربارهي آنها بحثهاي مختلفي مطرح شد و نظرهايي كه بيرون آمد، نظري بود كه قاطبهي داوران داشتند. آنطور كه من از بازخورد جامعه گرفتم، نظرهاي داوري با نظر عموم رسانهها و تماشاگران فيلمها در جشنواره تقريبا نزديكيهايي دارد.
* انتقادي كه دربارهي هيات داوران مطرح شد، تركيب زوج نفرهي آنها بود كه در ديگر جشنوارههاي معتبر دنيا به اين نكته توجه ميشود. در جشنوارهي امسال اين موضوع مطرح شد كه اگر آراي هيات داوران سه به سه ميشد، ممكن بود كسي از بيرون به هيات داوران خط بدهد. آيا شما تركيب هيات داوران جشنوارهي امسال را قابل دفاع ميدانيد؟
مساله وقتي ايجاد ميشود كه آراي مخالف و موافق در هيات داوري باشد كه سه به سه مقابل شود و يك نفر تصميم جديدي بگيرد؛ ولي تا جايي كه من در جريان هستم، هيچكدام از آراي ما بهشكل حداقلي نبود.
* ولي پيش از آغاز داوريها نميشد پيشبيني كرد كه آراء داوران حتما سه به سه نميشود.
اين مشكلي كه پيش آمده بود، براي داوري ما مشكلي ايجاد نكرد، چون همهي آرايي كه در جشنواره داده شد، تقريبا بالاي 90 درصد بود.
* بنابراين به نظر شما تركيب شش نفرهي اعضا را در آينده براي هيات داوران ميتوان استفاده كرد؟
فكر نميكنم كه مانعت الجمع باشد. مساله بر سر اين است كه داوري يك نوع آراء و دموكراسي رايدهي نيست، در جشنوارهاي مانند فيلم فجر، داوري برآمده از جلسات بحث و گفتوگوي اقناعي است و اينطور نيست كه يك نفر راي بدهد و برود، بعد رايها را با هم جمع كنند و يك نفر برنده شود. جلسهي بحثي كه به داوري اين جشنواره مربوط بود، حداقل 12 ساعت طول كشيد و هيچكس هم جلسه را با اين معني كه من راي خود را ميدهم و ميروم، ترك نكرد. با بحثي كه شد، به اتفاق آراء جايزهها داده شد. اين موضوع براي ما مشكلي ايجاد نكرد.
* البته اين نگاه هم در ميان داوران جشنواره وجود داشت كه در مقابل تصميمهايي كه گرفته شد، آنها فقط يك راي داشتند؛ ولي از نظر شما، داوران بايد يكديگر را قانع كنند، نه اينكه به فيلمها راي بدهند.
حوزهي فرهنگ مانند حوزههاي ديگر نيست كه خطا و صواب آن يك نوع شود و بتوان براي آن برنامهريزي كرد و دربارهي آن راي داد. حوزهي فرهنگ، چالشبرانگيز و قابل بحث است. سليقههاي متفاوتي وجود دارد و برآيند آن سليقهها بايد به راي تبديل شود كه در اين مورد، اين اتفاق افتاد. جشنواره هم در اينباره نظريهپردازي نداشته است، چون شخصيتهايي كه در مجموعه بودند، چنين اعمال نظرهايي را نميپذيرفتند. در اين مجموعه كه من در آن بودم، اعمال نظر يا فشار را نديدم.
* «جرم» فيلم برگزيدهي جشنوارهي بيستونهم بود. البته اغلب فيلمهاي مسعود كيميايي مشابه يكديگر هستند، ولي در سالهاي گذشته، همانگونه كه خودش هم هنگام دريافت سيمرغ بلورين اذعان كرد، فيلمهاي ايشان مورد توجه جشنوارهي فجر قرار نميگرفت. از نظر شما، فيلم «جرم» نسبت به فيلمهاي قبلي كيميايي بويژه آثار سالهاي اخيرش كه ضعيفتر توصيف ميشوند، چه ويژگي داشت كه سبب شد، شش سيمرغ بلورين از جشنواره بيستونهم بگيرد؟ همين فيلم در مقايسه با ديگر فيلمهاي جشنوارهي امسال چه برتريهايي داشت؟
دو فيلم از ميان فيلمهاي برگزيده كه در مجموع، چهار يا پنج فيلم بودند كه در حوزههاي مختلف كانديدا شدند، از نظر هيات داوران قويتر بودند و جايزهها بين اين دو فيلم تقسيم شد. دربارهي جوايز فني، طراحي لباس و صحنه و موسيقي كه بحثهاي فني و تكنيكي بود يا معنايي مانند بازيگري كه مشخص است. داوري بقيه موارد بايد براساس ديدهها انجام شود و اغلب نوشتههايي كه من آنها را خواندم بر اين انتخابها صحه گذاشته بودند
به نظر من، فيلم «جرم» در مقايسه با فيلمهاي اخير آقاي كيميايي، حداقل بعد از فيلم «سلطان» و تا حدودي «اعتراض» در فضاي داستاني و قاعدهمندي حركت ميكرد كه يادآور آثار خوب گذشتهي كيميايي مانند دو فيلم خوب قبل از انقلاب يا يكي دو فيلم بعد از انقلاب او بود. به نظر من، «جرم» بازگشتي براي كيميايي بود به دنياي فيلمسازي كه ميشناسد. در عين حال، مضاميني كه در فيلم مطرح كرد، مضاميني بود كه قابليت بيان سينمايي پيدا كرده بود و فيلم گرم و قابل ملاحظهاي از كار درآمده بود. شايد برخي فكر كنند كه بهدليل محروم بودن كيميايي از جايزه، اين جايزه به او داده شد، ولي اينطور نيست. فيلم «جرم» داراي كيفيتي بود كه دوران خوب كيميايي را زنده ميكرد و در ميان فيلمهاي اين جشنواره، فيلم خوبي بود.
جريان سينما، يك جريان صفر يا صد نيست، ممكن است برخي اين فيلم آقاي كيميايي را دوست نداشته باشند، ولي دلايل ما براي دادن اين جايزه، بهجز چيزهايي كه بهطور مشخص برتر بود، مانند موسيقي متن فيلم كه جزو معدود موسيقيهاي متن موفق جشنوارهي امسال بود يا صداگذاري يا جايزهاي كه به آقاي حامد بهداد داده شد، در مقايسه با ساير فيلمها از نظر ما بهتر آمد.
*رويكرد شما نسبت به سينماي سياسي در جشنوارهي فيلم فجر چيست؟
من سينماي سياسي را فهم نميكنم، يعني اين مفهوم را كه فيلمي براي آنكه فقط بحث سياسي كند، متولد شود، نميپذيرم. سينما از يك ابزار مشخصي فرمان ميگيرد كه در ابتدا يك داستان است و اين داستان بايد بهشكلي اقناعكننده بر پردهي سينما قابل باور باشد. بعد اين داستان ميتواند جنبههاي سياسي، اجتماعي، فلسفي و ... داشته باشد. امسال در ميان فيلمهاي جشنواره، فيلمهايي با ديدگاههاي مختلف بود از جمله فيلمهايي كه بحث سياسي را دامن ميزدند كه البته اشكال بزرگ اين نوع فيلمها اين است كه خيلي در زمان خودشان محدود هستند و مخاطبان در پنج سال بعد با اين فيلم ارتباط برقرار نميكنند. وقتي موضوع خيلي ژورناليستي قلمداد شود يا به وقايع زماني مشخصي اشاره كند كه بيش از آنكه تحليلگر كليت باشد، فقط همان زمان را اراده كرده باشد، اينگونه ميشود. به هر حال، اينكه چنين ديدگاههايي در سينماي ايران وجود دارد، قابل ارزش است؛ ولي اينكه آيا امسال اين فيلمها ويژگيهاي كافي را بهعنوان يك فيلم سينمايي داشتند، به نظر من، اين اتفاق نيفتاده بود. فيلمها قبل از اينكه سياسي، اجتماعي يا فلسفي باشند، بايد ابتدا يك فيلم باشند با همهي مختصاتي كه زبان سينما دارد، بعد ميتوانند هر گرايش يا نظريهاي را دنبال كنند. در اين بخش ما اين مشكل را داشتيم كه فيلمها قبل از اينكه فيلم باشند، ديدگاه سياسي داشتند.
* با همين عنوان مرسوم فيلم سياسي، برخي معتقدند كه فيلمهاي كارگردانهايي چون ابراهيم حاتميكيا يا كمال تبريزي كه آنها را سياسي ميدانند، در جشنوارهي امسال و داوريها مورد بيتوجهي قرار گرفتند.
دليل آن همين نكته است. صرف اينكه فيلمي موضوع خود را سياست قرار دهد، ارزشي براي آن ايجاد نميكند، همانطور كه ضدارزش نيست. موضوع اين است كه اين فيلم قبل از مطرح كردن هر ديدگاهي بايد قابليت قانع كردن تماشاگر را بهعنوان يك فيلم سينمايي داشته باشد.
* پس شما بيتوجهي به اين فيلمها را در جشنوارهي فجر امسال قبول داريد؟
بله و دليل آن، ضعف فيلمها بوده، ولي دليلش گريز از سياست نبوده، بلكه عدم اقناع سينما و بلوغ فيلم بوده است، چون شما وقتي به سراغ موضوع بزرگي ميرويد كه تحليل تاريخي از وقايعي است، فيلمها بايد قاعدهمندتر و داراي سر وشكل مشخصتري باشند. به هر حال، تماشاگر دنبال يك درام در فيلم ميگردد كه اين درام بايد از نظر ساخت به ارزش برسد. فيلمساز فقط با داشتن قصد براي ساخت فيلم سياسي نميتواند فيلم سياسي خوبي بسازد. در هيات داوران نيز تصميم بر اين بود. با وجود اينكه همه دوست داشتند اين فيلمها ساخته شوند و شايد ضرورت هم باشد كه ما فيلمهايي دربارهي مسايل سياسي و اجتماعي جامعه بسازيم، ولي اين كار بايد با پختگي بيشتري انجام شود.
* برخي منتقدان هم گفتهاند كه مسعود كيميايي سياسيترين فيلم را در نقد شرايط موجود ساخته و همين فيلم شش سيمرغ بلورين گرفته است.
فيلمهاي مسعود كيميايي بار سياسي به آن مفهومي كه دوستان ميگويند، ندارد و هيچوقت هم نداشته است. در سينماي كيميايي بيشتر جنبههاي اجتماعي مطرح است و او سالهاست اين نوع فيلم را ميسازد. طبيعتا حتا فيلم فلسفي هم فارغ از معناي سياسي نيست، ولي ماموريت اول آن نيست. مثلا فيلم آقاي فرهادي نيز ميتواند مفاهيم سياسي را بهشكل ضمني داشته باشد، ولي ماموريت فيلم، دراماتيك و اجتماعي است. از اين جنبه، مبناي فيلم «جرم» سياسي نيست، مبناي ساخت آن همان سينماي آشناي كيميايي در محدودهي مسايل اجتماعي و عدالت اجتماعي است كه طبيعتا رگههايي را هم ميتواند از موضوعهايي داشته باشد كه ممكن است داراي جنبههاي سياسي باشند.
* با اين نگاهي كه شما به فيلم سياسي داريد، ميپذيريد فيلمسازاني كه فيلمشان در اين دوره از جشنواره سياسي توصيف شد، تحت تاثير فضاي سياسي، شرايط روز جامعه را در فيلم خود بازتاب دادهاند؟
موتور محرك هر فيلمساز، چيزهايي است كه به آن فكر ميكند. اگر فيلمسازي به اين حوزهها علاقهمند باشد، فيلم خود را در اين حوزهها خواهد ساخت و جشنوارهها تاثيري بر اين رويكردها نخواهند داشت. چيزي كه سينماي ايران لازم دارد، اين است كه افراد بهشكل طبيعي به اين حوزهها نزديك شوند، يعني اگر كسي واقعا ديدگاه سياسي ـ اجتماعي قابل بحث دارد به آن وارد شود، نه اينكه بهشكل جعلي بهخاطر مد روز به آن وارد شود. فيلمساز بايد با موضوع مورد روايت خود صداقت و نسبت به آن اشراف داشته باشد. فيلمساز نه براثر موجها و حركتهاي روز، بلكه براساس حساسيتهاي خودش بايد فيلم بسازد. اين اتفاق بهشكل طبيعي خواهد افتاد و ما به اين نوع سينما كه شايد هدف آن، روزمرهتر از هدف غايي هنر سينماست و وجهي رسانهيي سينما را قويتر ميكند، نياز داريم. فيلم سياسي بيشتر وجهي رسانهيي سينما را قوي ميكند، ولي آيا يك فيلم سياسي كه به بحث روز دامن ميزند، در تاريخ سينما بهعنوان يك اثر هنري جايگاهي خواهد داشت؟ معلوم نيست، خيلي از فيلمها بعد از يكي دو سال معناهاي خود را از دست دادهاند.
* آيا فيلم «يك حبه قند» بهدليل مسائل فني فيلم در حاشيه قرار گرفت يا مسائل ديگري سبب در حاشيه قرار گرفتن اين فيلم در جشنوارهي فجر امسال شد؟
من بهعنوان علي معلم، اين فيلم را مانند بقيهي فيلمها ديدم. آقاي ميركريمي آدم محترمي است و دست كم يكي دو فيلم خوب در كارنامهاش دارد كه قبلا دو جايزهي بهترين فيلم و بهترين فيلمنامه را گرفته است. حرفهايي كه ايشان زد، به داوري من ربطي ندارد. من بهشكل طبيعي فيلم ايشان را ديدم. در زمينههايي كه فكر كردم اين فيلم قابليتهايي دارد، دربارهي آن بحث كردم و در چهار مورد كانديدا شد، در يكي دو مورد هم نظر من بر كانديداتوري بود، ولي راي كافي نياورد. تا جايي كه من ديدم، اثري از بدجنسي يا ناديدهانگاري در اين حركت وجود نداشت.
* شايد اين برداشت بهدليل اظهار نظر يك داور دربارهي سخنان ميركريمي، پيش از اعلام نتايج نهايي داوريها ايجاد شده باشد.
بله؛ شايد بهدليل آن گفتماني كه ايجاد و پاسخ و پرسشي كه بين آقاي ميركريمي و آقاي الماسي انجام شد، اين شبهه بهوجود آمده باشد كه هيات داوران، لج كرده يا ناديده گرفته است.
* آيا شما آن رفتار را ميپسنديد يا نسبت به آن معترض بوديد؟
فكر ميكنم صحبت آقاي ميركريمي كه قبل از انجام داوري، زود عليه هيات داوري موضعگيري كرد، عمل درستي نبود. وقتي ما قاعدهي يك جشنواره را قبول ميكنيم، بايد به آن مجموعه احترام بگذاريم، هرچند نظر و سليقهي ديگري داشته باشيم. اين اظهار نظر زودهنگام از آقاي ميركريمي بود كه باعث شد آقاي الماسي پاسخ بدهد كه اين پاسخ در پرتو همان اظهار نظري كه شده بود، كار را به نوعي گفتوگو كشاند، ولي اين گفتوگوها بر جريان داوري تاثير نداشت. فيلم آقاي ميركريمي، فيلمي فوقالعاده خوب نبود. من از ميان كارهاي ايشان، «زير نور ماه» را بهترين فيلم ميدانم و اين ربطي ندارد كه آقاي ميركريمي از من تعريف كند يا خير.
* شما بهعنوان كارشناس سينما و نه داور جشنوارهي بيستونهم فيلم فجر، چه ضعفهايي را در اين جشنواره ديديد كه براي جشنوارهي آينده بايد برطرف شوند؟
بهجز جشنواره كه بايد اصلاح شود، فرهنگ سينماگران ما هم نيازمند ترميم و بلوغ است و ما بايد بپذيريم كه سينما هنري است كه در آن، مسيرهاي متعددي است. ما بايد با خودمان صادق باشيم. در مجموعهي مديريتها و برنامهريزيها بايد نظم بيشتر بهوجود آيد. انتخاب فيلمها بايد دست كم دوماه پيش از آغاز جشنواره به پايان برسد، نظم اجرايي وجود داشته باشد تا بتوانيم بيشترين ميزان استفاده را از فضاي جشنواره بكنيم. اميدوارم جشنوارهي سال آينده كار خود را زودتر شروع كند و كارها را براي روز آخر نگذارد. امسال يكي دو فيلم به داوري نرسيد كه بخشي از آن به ساز و كار سينماي ايران برميگردد و بخشي به اين مربوط است كه وقتي فيلمي آماده نيست نبايد در جدول جشنواره قرار گيرد. اين مسايل بيشتر به نظام غيرنظمپذير ايرانيها مربوط است، ما بالاخره يك روز بايد تكليف خود را با مسالهي نظم روشن كنيم.
* البته اگر از اين بگذريم كه شرايط سينماي ايران بهگونهاي است كه تقريبا چارهاي جز شركت در جشنواره فيلم فجر به هر حال باقي نميگذارد، شايد اگر تركيب اعضاي هيات داوران جشنوارهي فيلم فجر نيز زودتر اعلام شود، اگر كسي با تفكر داوران نزديكي احساس نكند، ميتواند فيلم خود را در جشنواره شركت ندهد. در جشنوارههاي معتبر دنيا نيز هيات داوران از خيلي قبل مشخص ميشود.
بله؛ معمولا در جشنوارههاي خارجي رييس هيات داوران از دوماه قبل مشخص است و او در هماهنگي با جشنواره، اعضاي هيات داوران را انتخاب خواهد كرد. در اين شرايط، جشنواره قويتر خواهد بود كه رييس هيات داوران از قبل مشخص باشد و يك تيم هماهنگ كار كند. البته هيچكدام از هياتهاي داوري و هيچ جايزهاي در دنيا بدون حاشيه نيست، ولي معمولا در ديگر جشنوارههاي دنيا، احترام وجود دارد و داوران، فيلمسازان و اهل رسانه به آراي يكديگر احترام ميگذارند. ما در ايران با وجود اينكه از اخلاق اسلامي صحبت ميكنيم، اما رفتارمان غيرمؤدبانه است كه اين را هم بايد درست كنيم.
منبع: پارس توریسم به نقل از هفته نامه مثلث