مسعود كيميايي در بين داوران بخش بين‌الملل جشنواره كيش

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي جشنواره بين‌المللي فيلم كيش، مسعود كيميايي (ايران)، آصف نوراني (پاكستان)، الچين موسي اغلو (آذربايجان)، گل‌اندام محبت آوا (تاجيكستان) و بيجايا جنا (هند) داوران بخش بين‌الملل جشنواره فيلم كيش هستند تا در طول برگزاري جشنواره به رقابت آثار اين بخش بپردازند. 
جشنواره فيلم كيش از 4 تا 8 ارديبهشت‌ماه در كيش برپا مي‌شود

نمايش «جرم» به‌جاي «اخراجي‌ها3» در گروه آفريقا هنوز قطعي نيست

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، امروز برخي رسانه‌ها خبر از اكران فيلم سينمايي «جرم» ساخته مسعود كيميايي پس از فيلم «اخراجي‌ها3» در گروه آفريقا دادند. 

خبرنگار سينمايي فارس در تماس با «علي سرتيپي» مديرعامل موسسه پخش فيلميران و «حبيب كاوش» سخنگوي شوراي صنفي نمايش پي‌جوي ماجرا شد. 
«حبيب كاوش» در اين رابطه به فارس گفت: فيلم سينمايي «جرم» يكي از گزينه‌ها بوده و هنوز هم مي‌تواند يكي از گزينه‌ها باشد ولي تا زماني كه قرارداد اين فيلم به شوراي صنفي نرسد و ثبت نشود، ما نمي‌توانيم اعلام كنيم و بايد تا روز دوشنبه هفته آينده كه جلسه شوراي صنفي نمايش برگزار مي‌شود، صبر كرد. 
«علي سرتيپي» نيز به فارس گفت: موضوع اكران فيلم «جرم» هنوز قطعي نشده است. 
«جرم» ساخته مسعود كيميايي بهترين فيلم بيست و نهمين جشنواره فيلم فجر شد و ابتدا به عنوان يكي از گزينه‌هاي نوروز 90 مطرح شده بود. 

ارمنستان، اوكراين و روسيه گزينه‌هاي «تبعيد سايه‌ها»

تينا پاكروان مجري طرح و مدير توليد در گفت و گو باخبرنگار سينمايي فارس گفت: درحال مذاكره با بنياد سينمايي فارابي براي مساعدت و همكاري براي ساخت فيلم سينمايي «تبيعد سايه‌ها» هستيم و به تازگي بازنويسي فيلمنامه توسط مسعود كيميايي آغاز شده است.

وي به زمان دقيقي براي آماده شدن فيلمنامه اشاره نكرد و گفت: به تازگي بازنويسي فيلمنامه را آقاي كيميايي شروع كرده‌ است و براي داوري جشنواره كيش سفري به جزيره كيش خواهد داشت، به همين دليل نمي‌توانم زمان قطعي را براي اتمام بازنويسي فيلمنامه توسط ايشان اعلام كنم. 
وي در زمينه فيلمبرداري فيلم در يكي از كشور‌هاي روسيه يا اوكراين توضيح داد: بخش اعظمي از فيلم در يكي از كشورهاي خارجي فيلمبرداري خواهد شد و در حال بررسي كشورهاي مختلف از جمله ارمنستان، اوكراين، روسيه هستيم اما هنوز هيچ يك از كشورها براي فيلمبرداري قطعي نشده است. 
وي اظهار داشت: همچنين فيلم به زمان يا فصل خاصي نياز ندارد و هر زمان كه مقدمات ساخت فراهم شود فيلم را جلوي دوربين خواهيم برد. 

پاكروان در ادامه به اكران فيلم «جرم» اشاره كرد و گفت: روز گذشته موفق به دريافت پروانه نمايش فيلم «جرم» شديم. پخش فيلم به مؤسسه فيلميران به مديريت آقاي سرتيپي سپرده شده است و براي اكران دوم برنامه‌ريزي‌هاي لازم صورت گرفته است. 

وي در ادامه افزود: هنوز گروه سينمايي نمايش دهنده فيلم به طور قطعي مشخص نشده است اما احتمالاً در گروه سينمايي آفريقا به نمايش درخواهد آمد. هر دو نسخه دوبله و صداي سرصحنه فيلم به نمايش عمومي درخواهد آمد كه تقسيم‌بندي سينماها در جلسه‌اي كه كارگردان با مدير پخش خواهند داشت مشخص خواهد شد. 

"جرم" پروانه نمایش گرفت/"جرم" می‌تواند پدیده اکران دوم بهار باشد

پروانه نمایش فیل "جرم" آخرین ساخته مسعود کیمیایی که در جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد، صادر شد.

به گزارش خبرگزاری مهر،  فیلم های "دیوار شیشه ای" به تهیه کنندگی سید محسن جاهد و کارگردانی شاهین باباپور (ژانر اجتماعی) و "آهوی پیشونی سفید" به تهیه کنندگی  سید جواد هاشمی (اول) و کارگردانی سید مسعود اطیابی (ژانر کودک)  عناوین پروژه هایی است که از این شورا پروانه ساخت دریافت کرده است.

 شورای صدور پروانه نمایش برای فیلم های  "جرم"  به کارگردانی و تهیه کنندگی مسعود کیمیایی و "مرگ سپید" به کارگردانی و تهیه کنندگی مرتضی آتش زمزم پروانه نمایش صادر کرده است.


مدیر سینما آزادی با اشاره به رقابت فیلم‌ها در نیمه دوم بهار برای جذب مخاطب تاکید کرد اکران "جرم" می‌تواند به جذب مخاطب بیشتر برای سینماها کمک کند.

رضا سعیدی‌پور به خبرنگار مهر گفت: فروش فیلم‌های سینمایی در سینما آزادی با استقبال روبرو شده و فیلم‌های "یکی از ما دو نفر" و "سه درجه تب" که در سینماهای دیگر فروش کمی دارند در سینما آزادی هنوز کف فروش خود را حفظ کرده‌اند. نمایش فیلم‌های "برف روی شیروانی داغ" و "خیابان بیست و چهارم" می‌تواند رونق دهنده به گیشه‌ها باشد.

وی ادامه داد: در میان فیلم‌هایی که قرار است اکران دوم بهار روی پرده بروند نیاز به پدیده داریم، نمایش فیلم‌های "اخراجی‌ها 3" و "جدایی نادر از سیمین" از ماه پیش شروع شده و اکران فیلمی تازه می‌تواند فضا را عوض کند، "جرم" به کارگردانی مسعود کیمیایی قرار است پس از پایان اکران "اخراجی‌ها 3" روی پرده برود، اگر این فیلم زودتر وارد چرخه اکران می‌شد میتوانستیم انتظار جذب مخاطب بالا برای سینماها داشته باشیم.

سعیدی‌پور افزود: فیلم سینمایی "جدایی نادر از سیمین" پرفروش‌ترین فیلم سینما آزادی است که در پنج‌شنبه و جمعه‌ها 10 میلیون تومان فروش در این سینما دارد و فروش "اخراجی‌ها 3" پنج میلیون تومان است.

"اینجا تاریک نیست" اثری ملی با رویکرد به خلیج فارس است

تهیه‌کننده فیلم سینمایی "اینجا تاریک نیست" با اشاره به مضمون فیلم، تاکید کرد این فیلم اثری ملی با رویکرد به خلیج فارس است.

به گزارش خبرگزاری مهر، داریوش بابائیان تهیه‌کننده سینما گفت: فیلم "اینجا تاریک است" اثری ملی با رویکرد به خلیج فارس است و با محتوا و ساختار مناسب خود می‌تواند زمینه دفاع از هویت کشور را فراهم کند.

وی تصریح کرد: فکر می‌کنم آقای نجفی عضو هیئت انتخاب فیلم "اینجا تاریک نیست" را ندیده باشد که با احتمالات درباره آن قضاوت می‌کند و یا ممکن است به دلایلی دیگر فیلم را کنار گذاشته باشند. حاضرم فیلم را در کنار آثار بخش مسابقه جشنواره به نمایش درآورم تا توسط کارشناسان، داوران و حتی منتقدان سینما بررسی شود و مشخص است از نظر جنبه‌های کیفی چیزی از آثار بخش مسابقه جشنواره فیلم کیش کم ندارد. با توجه به اولویت‌های مورد نظر اعضای محترم شورای عالی سینما، ما در این فیلم به مساله ای ملی (خلیج فارس) توجه کرده‌ایم.

این تهیه‌کننده سینما در پایان گفت: فیلم "اینجا تاریک نیست" با حضور عوامل حرفه ای ساخته شده و از جذابیت‌های لازم برای مخاطبان جشنواره‌ها و مخاطبان سینمای کشور برخوردار است و متاسفانه جشنواره فیلم کیش این فرصت را از مخاطبان خود دریغ کرد.

فیلم سینمایی "اینجا تاریک نیست" را محمدرضا خاکی کارگردانی کرده است.

تبعید سایه ها

بالاخره بعد از 15 سال «مسعود كيميايي» موفق به كسب مجوزهاي لازم براي ساخت فيلم «تبعيد سايه‌ها» شد و چندي ديگر پيش توليد اين فيلم آغاز خواهد شد. به گفته «ميراعلايي»، مديرعامل بنياد سينمايي فارابي چهارشنبه هفته گذشته «مسعود كيميايي» و مسوولان بنياد سينمايي فارابي درباره آخرين تغييرات صورت گرفته در فيلمنامه «تبعيد سايه‌ها» به توافق رسيدند تا از ماه ديگر مقدمات ساخت جديدترين اثر سينمايي و بيست و نهمين فيلم اين كارگردان سينما فراهم شود. «احمد ميراعلايي»، مدير عامل بنياد سينمايي فارابي كه بنياد تحت نظارت او در ساخت اين فيلم سهمي خواهد داشت با تاييد اين خبر به «شرق» گفت: «حدود دو سال پيش قراردادي براي ساخت اين فيلم بين بنياد سينمايي فارابي و كيميايي منعقد شد و با توجه به اينكه ايشان درگير ساخت آخرين فيلم خود «جرم» بودند، ساخت اين فيلم به زماني ديگر موكول شد.» اينها در حالي است كه تلاش‌ها براي پيگيري ماجرا و به دست آوردن اطلاعات بيشتر از كارگردان و مدير توليد اين پروژه تا لحظه تنظيم اين گزارش، بي‌نتيجه باقي ماند و بايد منتظر ماند و ديد «كيميايي» توافقات حاصل شده با بنياد سينمايي فارابي را تاييد خواهد كرد يا نه. اما بيش از اينكه خبر ساخت «تبعيد سايه‌ها» جذاب باشد، انتظار چند ساله براي تاييد فيلمنامه اين اثر و ماجراهاي پيش‌آمده در اين سال‌ها خواندني‌تر به نظر مي‌رسد. «تبعيد سايه‌ها» از جمله‌ طرح‌هايي است كه «مسعود كيميايي» 15 سال آن را در دست داشت. اين فيلمنامه پرماجرا توسط خود «كيميايي» به نگارش درآمده است و در زمان معاونت سينمايي «جعفري جلوه» وارد بروكراسي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي شد تا مقدمات ساخت آن فراهم شود. اما هربار بنا به دلايلي ساخت اين پروژه سينمايي به تعويق افتاد تا اينكه دو سال پيش اين كارگردان توانست پروانه ساخت خود را براي اين پروژه دريافت كند. گفته مي‌شود عمده مشكل اصلي اين فيلم براي دريافت پروانه ساخت، فيلمنامه آن بوده است. «ميراعلايي» درباره فيلمنامه «تبعيد سايه‌ها» مي‌گويد: «اين فيلمنامه مورد بازنگري قرار گرفت به گونه‌اي كه هم نظرات كيميايي تامين شود و هم نظرات بخش فرهنگي بنياد سينمايي فارابي. در نهايت هم فيلمنامه خوبي از آب درآمد كه خود كيميايي هم از اين مساله راضي هستند.» اين فيلم كه راوي دهه‌هاي 30 تا 40 است راجع‌ شكل‌گيري حزب توده است و داستان آن در مورد يك تسويه مربوط به فرقه دموكرات از حزب توده در سال 27 در تهران و تنها بازمانده آن است. در سال 1328 تسويه‌حساب خوني، دموكرات‌ها با حزب توده در تهران داشتند و معتقد بودند آذربايجان را بايد به شوروي دهند كه در تهران با اين مساله مخالفت ‌شد. دراين ميان بچه‌اي كه اهل سياست نيست ضربه مي‌خورد و وقتي بزرگ مي‌شود در زمان گورباچف براي پيدا‌كردن گمشده‌هايش به مسكو مي‌رود و.... هنوز تكليف بازيگران «تبعيد سايه‌ها» مشخص نشده است اما گمانه‌زني‌ها در اين يكي دو ساله حاكي از حضور بازيگران قديمي تئاتر در اين فيلم است. دليل استفاده از تئاتري‌هاي پيشكسوت، اين است كه موضوع قصه در مورد چند رفيق قديمي است و طبعا بازيگران تئاتر مناسب‌ترين افراد براي ايفاي اين نقش‌ها هستند. پيش از اين نيز از «اكبر زنجانپور» به عنوان يكي از گزينه‌هاي اصلي حاضر در اين پروژه نام برده شده بود. در كنار مسائل «كيميايي» براي دريافت مجوز ساخت اين فيلم و حل مشكلات فيلمنامه‌اش، پر هزينه بودن اين پروژه يكي ديگر از دلايل تعويق ساخت اين فيلم سينمايي بوده است. «ميراعلايي» درباره مشاركت بنياد سينمايي فارابي و لوكيشن‌هاي اين فيلم مي‌گويد: «اين فيلم با تهيه‌كنندگي بنياد سينمايي فارابي و كيميايي ساخته مي‌شود و كشورهاي بلاروس، روسيه و ارمنستان گزينه‌هاي كيميايي براي فيلمبرداري هستند.» گفته مي‌شود نزديك 80 درصد اين فيلم در يكي از اين كشورها فيلمبرداري خواهد شد و 20 درصد فيلم نيز در تهران جلوي دوربين خواهد رفت. بعد از فيلم «سرب» اين فيلم دومين ساخته «مسعود كيميايي» است كه درونمايه‌اي سياسي دارد و كمي با ديگر ساخته‌هاي اين كارگردان متفاوت است

تقدیم به گیتی

در سلام من تو باشی.... در همه پندارو و شهر زندگی .... در من تو باشی

در سفر با من تو باشی.... غربتی در خود نمیبینم ....کنار من تو باشی

در کمین من تو باشی ...صید توهستم به شادی. ..چو که صیادم تو باشی

در دلم خورشیدتو باشی... در کویرم چشمه باشی ....در حصارم جاده باشی

در سلام تو چه باشم.... در همه شعرتو و حرف دلت ساز تو باشم

سهم تو از عشق چو باشم..... شب به شبهای تو باشم ظلمت بی همدمی راهمچو شبتابه تو باشم

در کمینت سایه بودم ....با دلت هم خانمه بودم ...بر تنت یه شاخه بودم

در سرابم جاده بودی .....در کتابم آیه بودی

تقدیم به مادرم گیتی پاشائی

ای خدا جای هیچ مادری در سال 1390 خالی نباشه ...چون جای او خالیست

پولاد کیمیایی


کیمیایی فیلمساز اجتماعی است، نه سیاسی


علي معلم چهره‌اي چندوجهي در سينماي ايران است. او كه مديريت مجله 19 ساله دنياي تصوير را برعهده دارد، علاوه بر تهيه‌كنندگي فيلم، فعاليت در حوزه نقد فيلم و تجربه برگزاري، مديريت و داوري را در جشنواره‌هاي مختلف برعهده داشته است.

او كه زماني به‌عنوان مجري برنامه‌هاي نقد فيلم در تلويزيون چهره‌اش براي بسياري از علاقه‌مندان هنر هفتم شناخته شد، زماني‌هم جشن ساليانه دنياي تصوير را در حوزه سينما به‌عنوان مشابهي از جشنواره فيلم فجر و با تنديس‌هاي حافظش به‌‌جاي سيمرغ بلورين برگزار مي‌كرد... مجله‌اش به‌رقم يك دوره كوتاه تجربه توقيف در سال‌هاي اخير، هم‌اكنون به دويستمين شماره هم رسيده است. با معلم كه گفته مي‌شود يكي از اعضاي مؤثر هيات داوران اين دوره بوده است، درباره برخي حواشي آن گفت‌وگو كرده‌ايم.

* ديدگاه شما درباره‌ي نقاط ضعف و قوت بيست‌ونهمين دوره‌ي جشنواره‌ي فيلم فجر چيست؟

هر جشنواره‌اي از سه منظر قابليت بررسي دارد؛ يك منظر فيلم‌هاي شركت‌كننده در جشنواره است، يك منظر اجراي جشنواره به معناي مدل سازمان‌دهي، انتخاب و نظم اداري و سيستميك است و بخشي هم به جنبه‌هاي گزينش آرا و داوري برمي‌گردد. از منظر كيفيت فيلم‌ها، امسال حجم فيلم‌هاي شركت‌كننده در جشنواره زيادتر بود، گرچه از نظر من، بخش مسابقه‌ي جشنواره مي‌توانست همچنان با همان 22 فيلم برگزار شود، برخي از فيلم‌ها كه به بخش مسابقه راه پيدا كرده بودند، كيفيت زيادي براي حضور در بخش مسابقه نداشتند. از منظر تعداد فيلم، به نظر مي‌آيد امسال تعداد فيلم‌هاي خوب بيشتر از سال‌هاي گذشته بود و دست كم 10 فيلم در اين جشنواره، فيلم‌هاي قابل بحث و گفت‌وگويي بودند و كيفيت متفاوتي از جنبه‌هاي فني و معنايي داشتند كه اين دستاورد مثبتي براي جشنواره بود.

در حوزه‌ي اجرا و مديريت نيز جشنواره مقداري تحول پيدا كرد، ولي هنوز در اندازه‌ها و قد يك جشنواره‌ي ممتاز نيست و اشكال‌هايي در مجموعه‌ي برنامه‌ريزي‌ها وجود دارد كه برخي از آن‌ها ناشي از شرايط سينماي ايران است و بخشي هم به اين مربوط است كه به نظر مي‌آيد جشنواره بايد موسسه‌اي جداگانه و كاملا مستقل داشته باشد و از ارتباط خيلي معني‌دار و دامنه‌دار با جريان مديريت سينما دور باشد تا بتواند اهداف مشخصي را پي بگيرد و در طول سال، دبيرخانه‌ي آن فعال باشد تا كارها اين‌قدر به دقيقه‌ي 90 نرسد.

در بخش انتخاب فيلم‌ها هم مي‌شد دقت نظر بيشتري صورت گيرد. البته مساله‌اي كه در سينماي ايران هست و شايد باعث اين اغلاط انتخابي شود، اين است كه همه خود را در سينماي ايران محق مي‌دانند. بنابراين اگر كسي از جايي خارج بماند، شروع به سر و صدا و زير سوال بردن مي‌كند. شايد به همين دليل است كه جشنواره‌ي فجر بخش‌هايي را درست كرده است. جشنواره يا بايد به‌طور كامل همه‌ي فيلم‌ها را درون خودش به‌عنوان مسابقه جا بدهد يا بايد تعدادي فيلم مشخص را انتخاب كند كه كيفيت برجسته‌اي داشته باشند

در حوزه‌ي داوري تا جايي كه من در جريان هستم و تلاش شد اين‌طور عمل شود، اين بود كه جريان داوري توانست مستقل از نظرهايي كه درباره‌ي فيلم‌ها وجود داشت، نظرش را بدهد و روي مباحث تخصصي تاكيد كند و كارها را از ابعاد مختلف ببيند. در اين جشنواره، 29 فيلم به دقت ديده شد و درباره‌ي آن‌ها بحث‌هاي مختلفي مطرح شد و نظرهايي كه بيرون آمد، نظري بود كه قاطبه‌ي داوران داشتند. آن‌طور كه من از بازخورد جامعه گرفتم، نظرهاي داوري با نظر عموم رسانه‌ها و تماشاگران فيلم‌ها در جشنواره تقريبا نزديكي‌هايي دارد.

* انتقادي كه درباره‌ي هيات داوران مطرح شد، تركيب زوج نفره‌ي آن‌ها بود كه در ديگر جشنواره‌هاي معتبر دنيا به اين نكته توجه مي‌شود. در جشنواره‌ي امسال اين موضوع مطرح شد كه اگر آراي هيات داوران سه به سه مي‌شد، ممكن بود كسي از بيرون به هيات داوران خط بدهد. آيا شما تركيب هيات داوران جشنواره‌ي امسال را قابل دفاع مي‌دانيد؟

مساله وقتي ايجاد مي‌شود كه آراي مخالف و موافق در هيات داوري باشد كه سه به سه مقابل شود و يك نفر تصميم جديدي بگيرد؛ ولي تا جايي كه من در جريان هستم، هيچ‌كدام از آراي ما به‌شكل حداقلي نبود.

* ولي پيش از آغاز داوري‌ها نمي‌شد پيش‌بيني كرد كه آراء داوران حتما سه به سه نمي‌شود.

اين مشكلي كه پيش آمده بود، براي داوري ما مشكلي ايجاد نكرد، چون همه‌ي آرايي كه در جشنواره داده شد، تقريبا بالاي 90 درصد بود.

* بنابراين به نظر شما تركيب شش نفره‌ي اعضا را در آينده براي هيات داوران مي‌توان استفاده كرد؟

فكر نمي‌كنم كه مانعت الجمع باشد. مساله بر سر اين است كه داوري يك نوع آراء و دموكراسي راي‌دهي نيست، در جشنواره‌اي مانند فيلم فجر، داوري برآمده از جلسات بحث و گفت‌وگوي اقناعي است و اين‌طور نيست كه يك نفر راي بدهد و برود، بعد راي‌ها را با هم جمع كنند و يك نفر برنده شود. جلسه‌ي بحثي كه به داوري اين جشنواره مربوط بود، حداقل 12 ساعت طول كشيد و هيچ‌كس هم جلسه را با اين معني كه من راي خود را مي‌دهم و مي‌روم، ترك نكرد. با بحثي كه شد، به اتفاق آراء جايزه‌ها داده شد. اين موضوع براي ما مشكلي ايجاد نكرد.

* البته اين نگاه هم در ميان داوران جشنواره وجود داشت كه در مقابل تصميم‌هايي كه گرفته شد، آن‌ها فقط يك راي داشتند؛ ولي از نظر شما، داوران بايد يكديگر را قانع كنند، نه اين‌كه به فيلم‌ها راي بدهند.

حوزه‌ي فرهنگ مانند حوزه‌هاي ديگر نيست كه خطا و صواب آن يك نوع شود و بتوان براي آن برنامه‌ريزي كرد و درباره‌ي آن راي داد. حوزه‌ي فرهنگ، چالش‌برانگيز و قابل بحث است. سليقه‌هاي متفاوتي وجود دارد و برآيند آن سليقه‌ها بايد به راي تبديل شود كه در اين مورد، اين اتفاق افتاد. جشنواره هم در اين‌باره نظريه‌پردازي نداشته است، چون شخصيت‌هايي كه در مجموعه بودند، چنين اعمال نظرهايي را نمي‌پذيرفتند. در اين مجموعه كه من در آن بودم، اعمال نظر يا فشار را نديدم.

* «جرم» فيلم برگزيده‌ي جشنواره‌ي بيست‌ونهم بود. البته اغلب فيلم‌هاي مسعود كيميايي مشابه يكديگر هستند، ولي در سال‌هاي گذشته، همان‌گونه كه خودش هم هنگام دريافت سيمرغ بلورين اذعان كرد، فيلم‌هاي ايشان مورد توجه جشنواره‌ي فجر قرار نمي‌گرفت. از نظر شما، فيلم «جرم» نسبت به فيلم‌هاي قبلي كيميايي بويژه آثار سال‌هاي اخيرش كه ضعيف‌تر توصيف مي‌شوند، چه ويژگي داشت كه سبب شد، شش سيمرغ بلورين از جشنواره بيست‌ونهم بگيرد؟ همين فيلم در مقايسه با ديگر فيلم‌هاي جشنواره‌ي امسال چه برتري‌هايي داشت؟

دو فيلم از ميان فيلم‌هاي برگزيده كه در مجموع، چهار يا پنج فيلم بودند كه در حوزه‌هاي مختلف كانديدا شدند، از نظر هيات داوران قوي‌تر بودند و جايزه‌ها بين اين دو فيلم تقسيم شد. درباره‌ي جوايز فني، طراحي لباس و صحنه و موسيقي كه بحث‌هاي فني و تكنيكي بود يا معنايي مانند بازيگري كه مشخص است. داوري بقيه موارد بايد براساس ديده‌ها انجام شود و اغلب نوشته‌هايي كه من آن‌ها را خواندم بر اين انتخاب‌ها صحه گذاشته بودند

به نظر من، فيلم «جرم» در مقايسه با فيلم‌هاي اخير آقاي كيميايي، حداقل بعد از فيلم «سلطان» و تا حدودي «اعتراض» در فضاي داستاني و قاعده‌مندي حركت مي‌كرد كه يادآور آثار خوب گذشته‌ي كيميايي مانند دو فيلم خوب قبل از انقلاب يا يكي دو فيلم بعد از انقلاب او بود. به نظر من، «جرم» بازگشتي براي كيميايي بود به دنياي فيلم‌سازي كه مي‌شناسد. در عين حال، مضاميني كه در فيلم مطرح كرد، مضاميني بود كه قابليت بيان سينمايي پيدا كرده بود و فيلم گرم و قابل ملاحظه‌اي از كار درآمده بود. شايد برخي فكر كنند كه به‌دليل محروم بودن كيميايي از جايزه، اين جايزه به او داده شد، ولي اين‌طور نيست. فيلم «جرم» داراي كيفيتي بود كه دوران خوب كيميايي را زنده مي‌كرد و در ميان فيلم‌هاي اين جشنواره، فيلم خوبي بود.

جريان سينما، يك جريان صفر يا صد نيست، ممكن است برخي اين فيلم آقاي كيميايي را دوست نداشته باشند، ولي دلايل ما براي دادن اين جايزه، به‌جز چيزهايي كه به‌طور مشخص برتر بود، مانند موسيقي متن فيلم كه جزو معدود موسيقي‌هاي متن موفق جشنواره‌ي امسال بود يا صداگذاري يا جايزه‌اي كه به آقاي حامد بهداد داده شد، در مقايسه با ساير فيلم‌ها از نظر ما بهتر آمد.

*رويكرد شما نسبت به سينماي سياسي در جشنواره‌ي فيلم فجر چيست؟

من سينماي سياسي را فهم نمي‌كنم، يعني اين مفهوم را كه فيلمي براي آن‌كه فقط بحث سياسي كند، متولد شود، نمي‌پذيرم. سينما از يك ابزار مشخصي فرمان مي‌گيرد كه در ابتدا يك داستان است و اين داستان بايد به‌شكلي اقناع‌كننده بر پرده‌ي سينما قابل باور باشد. بعد اين داستان مي‌تواند جنبه‌هاي سياسي، اجتماعي، فلسفي و ... داشته باشد. امسال در ميان فيلم‌هاي جشنواره، فيلم‌هايي با ديدگاه‌هاي مختلف بود از جمله فيلم‌هايي كه بحث سياسي را دامن مي‌زدند كه البته اشكال بزرگ اين نوع فيلم‌ها اين است كه خيلي در زمان خودشان محدود هستند و مخاطبان در پنج سال بعد با اين فيلم ارتباط برقرار نمي‌كنند. وقتي موضوع خيلي ژورناليستي قلمداد شود يا به وقايع زماني مشخصي اشاره كند كه بيش از آن‌كه تحليلگر كليت باشد، فقط همان زمان را اراده كرده باشد، اين‌گونه مي‌شود. به هر حال، اين‌كه چنين ديدگاه‌هايي در سينماي ايران وجود دارد، قابل ارزش است؛ ولي اين‌كه آيا امسال اين فيلم‌ها ويژگي‌هاي كافي را به‌عنوان يك فيلم سينمايي داشتند، به نظر من، اين اتفاق نيفتاده بود. فيلم‌ها قبل از اين‌كه سياسي، اجتماعي يا فلسفي باشند، بايد ابتدا يك فيلم باشند با همه‌ي مختصاتي كه زبان سينما دارد، بعد مي‌توانند هر گرايش يا نظريه‌اي را دنبال كنند. در اين بخش ما اين مشكل را داشتيم كه فيلم‌ها قبل از اين‌كه فيلم باشند، ديدگاه سياسي داشتند.

* با همين عنوان مرسوم فيلم سياسي، برخي معتقدند كه فيلم‌هاي كارگردان‌هايي چون ابراهيم حاتمي‌كيا يا كمال تبريزي كه آن‌ها را سياسي مي‌دانند، در جشنواره‌ي امسال و داوري‌ها مورد بي‌توجهي قرار گرفتند.

دليل آن همين نكته است. صرف اين‌كه فيلمي موضوع خود را سياست قرار دهد، ارزشي براي آن ايجاد نمي‌كند، همان‌طور كه ضدارزش نيست. موضوع اين است كه اين فيلم قبل از مطرح كردن هر ديدگاهي بايد قابليت قانع كردن تماشاگر را به‌عنوان يك فيلم سينمايي داشته باشد.

* پس شما بي‌توجهي به اين فيلم‌ها را در جشنواره‌ي فجر امسال قبول داريد؟

بله و دليل آن، ضعف فيلم‌ها بوده، ولي دليلش گريز از سياست نبوده، بلكه عدم اقناع سينما و بلوغ فيلم بوده است، چون شما وقتي به سراغ موضوع بزرگي مي‌رويد كه تحليل تاريخي از وقايعي است، فيلم‌ها بايد قاعده‌مندتر و داراي سر وشكل مشخص‌تري باشند. به هر حال، تماشاگر دنبال يك درام در فيلم مي‌گردد كه اين درام بايد از نظر ساخت به ارزش برسد. فيلم‌ساز فقط با داشتن قصد براي ساخت فيلم سياسي نمي‌تواند فيلم سياسي خوبي بسازد. در هيات داوران نيز تصميم بر اين بود. با وجود اين‌كه همه دوست داشتند اين فيلم‌ها ساخته شوند و شايد ضرورت هم باشد كه ما فيلم‌هايي درباره‌ي مسايل سياسي و اجتماعي جامعه بسازيم، ولي اين كار بايد با پختگي بيشتري انجام شود.

* برخي منتقدان هم گفته‌اند كه مسعود كيميايي سياسي‌ترين فيلم را در نقد شرايط موجود ساخته و همين فيلم شش سيمرغ بلورين گرفته است.

فيلم‌هاي مسعود كيميايي بار سياسي به آن مفهومي كه دوستان مي‌گويند، ندارد و هيچ‌وقت هم نداشته است. در سينماي كيميايي بيشتر جنبه‌هاي اجتماعي مطرح است و او سال‌هاست اين نوع فيلم را مي‌سازد. طبيعتا حتا فيلم فلسفي هم فارغ از معناي سياسي نيست، ولي ماموريت اول آن نيست. مثلا فيلم آقاي فرهادي نيز مي‌تواند مفاهيم سياسي را به‌شكل ضمني داشته باشد، ولي ماموريت فيلم، دراماتيك و اجتماعي است. از اين جنبه، مبناي فيلم «جرم» سياسي نيست، مبناي ساخت آن همان سينماي آشناي كيميايي در محدوده‌ي مسايل اجتماعي و عدالت اجتماعي است كه طبيعتا رگه‌هايي را هم مي‌تواند از موضوع‌هايي داشته باشد كه ممكن است داراي جنبه‌هاي سياسي باشند.

* با اين نگاهي كه شما به فيلم سياسي داريد، مي‌پذيريد فيلم‌سازاني كه فيلمشان در اين دوره از جشنواره سياسي توصيف شد، تحت تاثير فضاي سياسي، شرايط روز جامعه را در فيلم خود بازتاب داده‌اند؟

موتور محرك هر فيلم‌ساز، چيزهايي است كه به آن فكر مي‌كند. اگر فيلم‌سازي به اين حوزه‌ها علاقه‌مند باشد، فيلم خود را در اين حوزه‌ها خواهد ساخت و جشنواره‌ها تاثيري بر اين رويكردها نخواهند داشت. چيزي كه سينماي ايران لازم دارد، اين است كه افراد به‌شكل طبيعي به اين حوزه‌ها نزديك شوند، يعني اگر كسي واقعا ديدگاه سياسي ـ اجتماعي قابل بحث دارد به آن وارد شود، نه اين‌كه به‌شكل جعلي به‌خاطر مد روز به آن وارد شود. فيلم‌ساز بايد با موضوع مورد روايت خود صداقت و نسبت به آن اشراف داشته باشد. فيلم‌ساز نه براثر موج‌ها و حركت‌هاي روز، بلكه براساس حساسيت‌هاي خودش بايد فيلم بسازد. اين اتفاق به‌شكل طبيعي خواهد افتاد و ما به اين نوع سينما كه شايد هدف آن، روزمره‌تر از هدف غايي هنر سينماست و وجه‌ي رسانه‌يي سينما را قوي‌تر مي‌كند، نياز داريم. فيلم سياسي بيشتر وجه‌ي رسانه‌يي سينما را قوي مي‌كند، ولي آيا يك فيلم سياسي كه به بحث روز دامن مي‌زند، در تاريخ سينما به‌عنوان يك اثر هنري جايگاهي خواهد داشت؟ معلوم نيست، خيلي از فيلم‌ها بعد از يكي دو سال معناهاي خود را از دست داده‌اند.

* آيا فيلم «يك حبه قند» به‌دليل مسائل فني فيلم در حاشيه قرار گرفت يا مسائل ديگري سبب در حاشيه قرار گرفتن اين فيلم در جشنواره‌ي فجر امسال شد؟

من به‌عنوان علي معلم، اين فيلم را مانند بقيه‌ي فيلم‌ها ديدم. آقاي ميركريمي آدم محترمي است و دست كم يكي دو فيلم خوب در كارنامه‌اش دارد كه قبلا دو جايزه‌ي بهترين فيلم و بهترين فيلم‌نامه را گرفته است. حرف‌هايي كه ايشان زد، به داوري من ربطي ندارد. من به‌شكل طبيعي فيلم ايشان را ديدم. در زمينه‌هايي كه فكر كردم اين فيلم قابليت‌هايي دارد، درباره‌ي آن بحث كردم و در چهار مورد كانديدا شد، در يكي دو مورد هم نظر من بر كانديداتوري بود، ولي راي كافي نياورد. تا جايي كه من ديدم، اثري از بدجنسي يا ناديده‌انگاري در اين حركت وجود نداشت.

* شايد اين برداشت به‌دليل اظهار نظر يك داور درباره‌ي سخنان ميركريمي، پيش از اعلام نتايج نهايي داوري‌ها ايجاد شده باشد.

بله؛ شايد به‌دليل آن گفتماني كه ايجاد و پاسخ و پرسشي كه بين آقاي ميركريمي و آقاي الماسي انجام شد، اين شبهه به‌وجود آمده باشد كه هيات داوران، لج كرده يا ناديده گرفته است.

* آيا شما آن رفتار را مي‌پسنديد يا نسبت به آن معترض بوديد؟

فكر مي‌كنم صحبت آقاي ميركريمي كه قبل از انجام داوري، زود عليه هيات داوري موضع‌گيري كرد، عمل درستي نبود. وقتي ما قاعده‌ي يك جشنواره را قبول مي‌كنيم، بايد به آن مجموعه احترام بگذاريم، هرچند نظر و سليقه‌ي ديگري داشته باشيم. اين اظهار نظر زودهنگام از آقاي ميركريمي بود كه باعث شد آقاي الماسي پاسخ بدهد كه اين پاسخ در پرتو همان اظهار نظري كه شده بود، كار را به نوعي گفت‌وگو كشاند، ولي اين گفت‌وگوها بر جريان داوري تاثير نداشت. فيلم آقاي ميركريمي، فيلمي فوق‌العاده خوب نبود. من از ميان كارهاي ايشان، «زير نور ماه» را بهترين فيلم مي‌دانم و اين ربطي ندارد كه آقاي ميركريمي از من تعريف كند يا خير.

* شما به‌عنوان كارشناس سينما و نه داور جشنواره‌ي بيست‌ونهم فيلم فجر، چه ضعف‌هايي را در اين جشنواره ديديد كه براي جشنواره‌ي آينده بايد برطرف شوند؟


به‌جز جشنواره كه بايد اصلاح شود، فرهنگ سينماگران ما هم نيازمند ترميم و بلوغ است و ما بايد بپذيريم كه سينما هنري است كه در آن، مسيرهاي متعددي است. ما بايد با خودمان صادق باشيم. در مجموعه‌ي مديريت‌ها و برنامه‌ريزي‌ها بايد نظم بيشتر به‌وجود آيد. انتخاب فيلم‌ها بايد دست كم دوماه پيش از آغاز جشنواره به پايان برسد، نظم اجرايي وجود داشته باشد تا بتوانيم بيشترين ميزان استفاده را از فضاي جشنواره بكنيم. اميدوارم جشنواره‌ي سال آينده كار خود را زودتر شروع كند و كارها را براي روز آخر نگذارد. امسال يكي دو فيلم به داوري نرسيد كه بخشي از آن به ساز و كار سينماي ايران برمي‌گردد و بخشي به اين مربوط است كه وقتي فيلمي آماده نيست نبايد در جدول جشنواره قرار گيرد. اين مسايل بيشتر به نظام غيرنظم‌پذير ايراني‌ها مربوط است، ما بالاخره يك روز بايد تكليف خود را با مساله‌ي نظم روشن كنيم.

* البته اگر از اين بگذريم ‌كه شرايط سينماي ايران به‌گونه‌اي است كه تقريبا چاره‌اي جز شركت در جشنواره فيلم فجر به هر حال باقي نمي‌گذارد، شايد اگر تركيب اعضاي هيات داوران جشنواره‌ي فيلم فجر نيز زودتر اعلام شود، اگر كسي با تفكر داوران نزديكي احساس نكند، مي‌تواند فيلم خود را در جشنواره شركت ندهد. در جشنواره‌هاي معتبر دنيا نيز هيات داوران از خيلي قبل مشخص مي‌شود.

بله؛ معمولا در جشنواره‌هاي خارجي رييس هيات داوران از دوماه قبل مشخص است و او در هماهنگي با جشنواره، اعضاي هيات داوران را انتخاب خواهد كرد. در اين شرايط، جشنواره قوي‌تر خواهد بود كه رييس هيات داوران از قبل مشخص باشد و يك تيم هماهنگ كار كند. البته هيچ‌كدام از هيات‌هاي داوري و هيچ جايزه‌اي در دنيا بدون حاشيه نيست، ولي معمولا در ديگر جشنواره‌هاي دنيا، احترام وجود دارد و داوران، فيلم‌سازان و اهل رسانه به آراي يكديگر احترام مي‌گذارند. ما در ايران با وجود اين‌كه از اخلاق اسلامي صحبت مي‌كنيم، اما رفتارمان غيرمؤدبانه است كه اين را هم بايد درست كنيم.

منبع: پارس توریسم به نقل از هفته نامه مثلث

فیلم‌های منتخب جشنواره فجر در کیش اکران می‌شوند

به گزارش خبرگزاری مهر، فیلم‌های بخش خارج از مسابقه جشنواره کیش اعلام شد که بر این اساس فیلم های تحسین شده بیست و نهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر از 4 تا 8 اردیبهشت در جزیره کیش به نمایش در می‌آید. بر همین اساس فیلم‌های سینمایی"جدایی نادر از سیمین" اصغر فرهادی،"جرم" مسعود کیمیایی،"ورود آقایان ممنوع" رامبد جوان،"آقایوسف"علی رفیعی،"آلزایمر"احمدرضا معتمدی،"اخراجی ها" مسعود ده نمکی که فیلم‌های تحسین شده جشنواره فیلم فجر بودند و همگی با استقبال بسیاری از مخاطبان سینما قرار گرفته بود،در بخش خارج از مسابقه جشنواره فیلم کیش حضور دارند.

نیما حسنی نسب: از مسعود کیمیایی و همه سینماگرانی که برای تولید این مستندها وقت گذاشتند عذرخواهی می ک

توزيع دی وی دی مجموعه آثار منتخب مسعود كيميايی كارگردان با سابقه سينما كه دو سال پيش توسط نيما حسني نسب نويسنده و منتقد سينمايي و به سفارش موسسه رسانه هاي تصويري آماده شده است، پس از دو سال همچنان نامشخص است. 'نيما حسني نسب' روز يكشنبه در گفت وگو با خبرنگار فرهنگي ايرنا گفت: حدود دو سال پيش با پيشنهاد مديرعامل سابق موسسه رسانه هاي تصويري تهيه مجموعه آثار برگزيده مسعود كيميايي آغاز و مجموعه منظور در مدت كوتاهي آماده شد.

اين نويسنده و منتقد سينمايي افزود: علاوه بر آثار برتر كيميايي، مستند هايي نيز ضميمه اين مجموعه شد كه در آن گفت وگو با بسياري از اهالي و چهره هاي برتر سينمايي گنجانده شده است و حتي به دليل تاكيد موسسه رسانه هاي تصويري به دليل كمبود وقت بسياري از گفت وگو ها با برخي چهره هاي سينمايي نيز به دليل درگيري شغلي و يا مسافرت آنان انجام نشد.

حسني نسب يادآورشد: درخواست ما مبني بر دراختيار گرفتن زمان بيشتري براي آماده سازي مجموعه آثار منتخب كيميايي از سوي موسسه رسانه هاي تصويري رد و با فشار كاري بسيار و تلاش شبانه روزي، اين مجموعه ارزشمند تهيه شد.

وي با گلايه از بي اعتنايي دست اندركاران موسسه رسانه هاي تصويري نسبت به توزيع مجموعه يادشده ، ادامه داد: با تغيير مديريت اين موسسه، كوچكترين خبري از انتشار اين مجموعه نيست و جالب آنكه در اين مدت رسانه هاي تصويري اقدام به انتشار مجموعه آثار كارگردانان ديگر همچون حاتمي كيا كرده است. اما همچنان خبري از انتشار مجموعه آثار ديگر كارگردان با سابقه و شاخص سينما همچون كيميايي نيست.
حسني نسب تصريح كرد: دست اندركاران موسسه رسانه هاي تصويري درباره عدم توزيع اين مجموعه ارزشمند تاكنون هيچ توضيحي ارايه نكرده اند و در اين دو سال سرمايه دولتي و انرژي و تلاش شبانه روزي يك گروه سينمايي بي نتيجه مانده است.

وي با تقدير از كيميايي كه با وجود كمبود زمان و درگيري هاي كاري براي تهيه اين مجموعه تلاش بسياري كرد، از وي و ديگر دست اندركاراني كه در تهيه مجموعه يادشده تلاش كردند و تاكنون محصول زحماتشان مجال توزيع نيافته، عذرخواهي كرد.
حسني نسب همچينن يادآور شد: پيشنهادات بسياري براي خريداري و توزيع گسترده مجموعه آثار منتخب كيميايي مطرح شده است، اميدوارم تكليف اين مجموعه از سوي موسسه رسانه هاي تصويري به زودي روشن شود تا در صورت عدم تمايل اين موسسه به توزيع آن از طريقي ديگر زمينه توزيع گسترده اثر يادشده فراهم شود.

 

نوشته اي از مرتضي آويني درباره كيميايي / توليد «تبعيد سايه‌ها»

شهيد آويني در سال 69 در نقد ماندگار خود بر فيلم «گروهبان» نوشت: من هم نسبتاً از جوانان قديم هستم، از كساني كه «قيصر» را ديده‌اند و آن را دوست داشته‌اند و لذا هرگز دلم نمي‌خواهد كه درباره كيميايي اين طور بنويسم اما يا او مي‌بايست كه «شناخت زمان» را از دست ندهد و يا جامعه مي‌بايست كه جاودانه نيازمند به قيصر باشد؛ اما هيچ يك از اين دو رخ نداده است. زمانه تغيير كرده است و دوران قيصر نيز سپري شده است. انقلاب شده و بچه هاي نازي آباد و شوش و خزانه بخارايي... جنگي هشت ساله را با تمام وجود خويش لمس كرده اند. قيصرهايي بسيار از زهدان جامعه برآمده‌اند و قد كشيده‌اند و جنگيده‌اند... و حالا حتي دوران آنها نيز سپري شده است، چه برسد به قيصر كيميايي!

وي در ادامه نوشت: كيميايي خوب فهميده است كه بايد به سراغ جنگ برود و باز هم خوب فهميده كه حالا گروهبان بايد به خانه بازگردد، اما نه جنگ را مي‌شناسد، نه گروهبان را و نه مردمان اين روزگار را. كيميايي بايد درباره همان مردمي فيلم بسازد كه آنها را مي‌شناسد. او اهل روشنفكربازي نيست و از همان زمان هم فيلم‌هايش مورد حمله جوجه روشنفكرهاي عليا حضرت بود.

مسئله كيميايي همواره مسئله احقاق حق است، در دنيايي كه هيچ پليسي نمي تواند به كمك آدم بيايد، در دنيايي كه هيچ چيز سر جاي خودش نيست و زنان ناچار هستند در تعويض روغني كار كنند و يا با وانت بار هندوانه بفروشند... و بچه ها ناگزير هستند كه به مدرسه نروند. در يكي از از مرزهاي كشور جنگي درگير مي شود و در جايي ديگر مرز گشوده مي‌شود و مردم يكديگر را بغل مي‌كنند و... اما كيميايي هرگز به قضاوت نمي‌نشيند. كاري ندارد كه چرا دنيا اينچنين است و فقط مي گويد كه در چنين دنيايي بايد قوي بود و مردانه زيست و خود براي گرفتن حق خود قيام كرد. و خوب، در هيچ زماني اين حرف، حرف بدي نيست.

* «قيصر» در زماني اكران شد كه غيرت جامعه جوششي پنهان داشت و با فوران آتشفشان انقلاب فاصله‌اي نبود

شهيد آويني نوشت: «قيصر» در زماني اكران شد كه غيرت جامعه جوششي پنهان داشت و با فوران آتشفشان انقلاب فاصله‌اي نبود. «سفر سنگ» نيز درست در جريان انقلاب اكران شد و مردم همراه با قهرمان فيلم تكبير گفتند و قمه شكيدند... اما امروز ديگر كسي به تماشاي « قيصر» نمي‌آيد. آقاي كيميايي لابد خوب مي‌دانند كه يك سر رشته فيلم در دست مردم است و سر ديگرش در دست كارگردان. مردم بايد «خود» را در سينما بيابند. و تازه اطلاعات آقاي كيميايي از جنگ و زمانه خويش بسيار محدود است، آن همه كه اين گروهبان و ديگر پرسوناژهاي فيلم شباهتي به مردم واقعي ندارند. اين گروهبان كيست؟ چرا به جبهه رفته است و چرا هشت سال در آنجا بوده و كسي از او خبري نداشته است؟

آويني در اين مقاله نوشت: آقاي كيميايي در نشريه «فيلم» مي گويد:جوانان امروز با من سر سازگاري ندارند. و راست مي گويد، زيرا دوران او سپري شده است و هيچ تلاشي هم براي سازگاري با اين دوران جديد نمي كند، حال آنكه او با ديگر فيلمسازان بازمانده از ديروز، اين تفاوت را دارد كه روشنفكربازي در نمي آورد. صداقت دارد و دلبسته مردم است و به راستي مي خواهد با مظالمي كه بر آنها مي‌رود ستيزه كند.كافي است مردم اين دوران را بشناسد با ديگر از تكثير «قيصر» دست بر دارد و كاري كند كارستان.


مساعدت فارابي براي توليد «تبعيد سايه‌ها»ي مسعود كيميايي

زمان پيش توليد فيلم سينمايي «تبعيد سايه‌ها» به كارگرداني مسعود كيميايي با مساعدت و همكاري بنياد سينمايي فارابي ماه آينده مشخص خواهد شد.

تينا پاكروان مجري طرح و مدير توليد در گفت و گو با فارس گفت: به تازگي مذاكراتي جهت مساعدت و همكاري بنياد سينمايي فارابي براي ساخت فيلم سينمايي «تبعيد سايه‌ها» صورت گرفته و توافقاتي نيز در اين زمينه حاصل شده است اما به صورت قطعي ماه آينده تكليف زمان آغاز پيش توليد و مراحل بعدي ساخت فيلم مشخص خواهد شد.

وي در ارتباط با فيلمنامه توضيح داد: فيلمنامه از نظر ما كامل است و مانند كارهاي قبلي فيلمساز از مضموني اجتماعي برخوردار است.

پاكروان در خاتمه به وضعيت جسماني استاد كيميايي اشاره كرد و گفت: خدا را شكر وضعيت جسماني ايشان خوب و مطلوب است.

پيش‌تر در تعريف خط داستاني «تبعيد سايه‌ها» از سوي «مسعود كيميايي» آمده بود: سال 1328 دموكرات‌ها معتقد بودند آذربايجان را بايد به شوروي دهند كه در تهران مخالفت مي‌شد. در اين ميان بچه‌اي كه اهل سياست نيست ضربه مي‌خورد و وقتي بزرگ مي‌شود، در زمان گورباچف براي پيدا كردن گمشده‌هايش به مسكو مي‌رود.»

كيميايي درحالي در تدارک ساخت جديدترين اثر خود «تبعيد سايه‌ها» است كه ساخته قبلي‌اش فيلم «جرم» توانست در جشنواره فيلم فجر با كسب 5 سيمرغ بلورين، جايزه سيمرغ بلورين بهترين فيلم را به خود اختصاص دهد اما هنوز زمان مناسبي براي اكران فيلم مشخص و قطعي نشده است.



استقلالی یا پرسپولیسی

برای خیلی ها مهم است که بدانند چهره‌های معروف سینما طرفدار کدام یک از تیم‌های پایتخت هستند. سینمایی‌ها هم مثل مردم فوتبالی، با استقلالی هستند یا پرسپولیسی.
هیچ کس منکر شباهت‌های فوتبال و سینما نیست.حتی خیلی از همان آدم‌هایی که پز روشنفکری می‌گیرند و می‌خواهند شباهت‌های فوتبال را با سینما نادیده بگیرند، خیال می‌کنند سینما تافته جدا بافته‌ای است و فوتبال یک ورزش عامیانه است. اما شرایط اجتماعی ثابت کرده که رابطه‌های این دو رشته در این سال‌های اخیر حرف دیگری را به این دسته از آدم‌ها نشان داده است.

سینمایی ها هم مثل مردم فوتبالی،با استقلالی هستند یا پرسپولیسی...اما اینکه کدام یک آبی هستند و کدام قرمز،چیز دیگری است.توی این گزارش تا آنحایی که می​شد ته قضیه را درآوردیم که کدام چهره سینمایی طرفدار قرمز و کدام طرفدار آبی هستند.

بهرام رادان: به شدت فوتبالی است.فرصت گیر بیاورد با رفقایش فوتبال بازی می‌کند و یک استقلالی دو آتیشه است. هر جایی که صحبت از فوتبال و استقلال و پرسپولیس باشد سینه چاک از استقلال طرفداری می‌کند. اما استادیوم نمی‌رود.به خاطر اتفاق‌های حاشیه‌ای که امکان دارد در ورزشگاه برایش بیفتد.

محمدرضا گلزار: خیلی فوتبالی نیست و بیشتر علاقه‌اش به سمت والیبال است. ولی پرسپولی است.اگر در جمعی باشد و کل کل راه بیفتد طوری از پرسپولیس طرفداری می‌کند که انگار هر روز استادیوم است.اما او هم مشکل بهرام رادان را دارد و استادیوم نمی‌رود.

پرستو صالحی: از آن دخترهایی است که همه جوره فوتبال را دنبال می‌کند. چه خارجی چه داخلی. اما اگر درباره فوتبال داخلی از او نظر بخواهی متوجه می‌شوید که دارید با یک طرفدار سینه چاک استقلال حرف می‌زنید. هیچ ابایی هم ندارد که عنوان کند عاشق فوتبال است و استقلالی است. خوراکش کل کل کردن با پرسپولیسی‌ها است.

پژمان بازغی: فکر می‌کنم این یکی را همه بدانید. اگر یک استادیوم بروی حرفه‌ای باشید حتمن پژمان بازغی را در استادیوم دیده‌اید. ولی در بازی‌های پرسپولیس. چون حسابی پرسپولیسی است و با کسی هم شوخی ندارد. با خیلی از بچه‌های فوتبالی رفیق است. مخصوصا حسین هدایتی!

کامبیز دیرباز: اگر خیال می‌کنید پژمان بازغی تنهایی بازی‌های پرسپولیس را به استادیوم می‌رود سخت اشتباه می‌کنید.کامبیز دیرباز بدتر از پژمان پرسپولیسی است. طوری که قبل از بازی‌های دربی همیشه با smsهایش با رفقای استقلالی‌اش کل کل راه می‌اندازد. البته معروف است که بعد از شکست‌های پرسپولیس مقابل استقلال تلفن رفقای استقلالی‌اش را جواب نمی‌دهد!

سام درخشانی: سام هم یکی از دوستان نزدیک کامبیز دیربار و پژمان بازغی است، اما تنها فرقی که با این دو دارد این است که استقلالی است.فقط بازی‌های دربی را همراه رفقایش می‌رود.

مسعود کیمیایی: خیلی سخت می شود فهمید که کیمیایی،که یکی از بزرگترین کارگردان‌های سینمای ایران است طرفدار کدام تیم است.اما آن‌هایی که به کیمیایی نزدیک هستند می‌گویند او یک پرسپولیسی قدیمی است.حتی در فیلم «سلطان» که درباره علی پروین ساخته شده کلی درباره پروین حرف می‌زند و از منش او تعریف می‌کند.

سعید راد: خیلی‌ها دیگر می‌دانند که سعید راد پرسپولیسی است. هم مصاحبه‌هایی که در نشریات کرده و هم حضورش در استادیوم در بازی‌های دربی.البته او عاشق پرسپولیسی است که علی پروین روی نیمکت‌اش نشسته باشد.

محمدرضا شریفی‌نیا: این یکی هم از آن دسته بازیگرانی است که کمتر می‌شد فهمید طرفدار کدام تیمی است.اما این اواخر ماجرا لو رفت. او که اتفاقا تهیه کننده فیلم مستند سلطان هم هست توی جلسه‌ای که به خاطر این فیلم برگزار شده بود عنوان کرده بود که او یک استقلالی است ولی به خاطر اسطوره‌ای به اسم علی پروین تهیه کنندگی فیلم سطان را به عهده گرفته است.

مهراوه شریفی نیا: دختر بزرگ محمدرضا شریفی‌نیا هم از آن فوتبالی‌ها است.همین سال گذشته که مسابقه‌های فوتبال جام جهانی توی سینما ها پخش می‌شد،طرفدار دو آتیشه اسپانیا بود و بازی‌های اسپانیا را در سینما تماشا می‌کرد.اما توی فوتبال داخلی یک پرسپولیسی است و همیشه اهل کل کل...

امیر جعفری: این یکی اگر بین دو سه تا پرسپولیسی بیفتد، طوری از استقلال دفاع می‌کند که انگار مربی این تیم است. استقلالی بودن امیر جعفری کاملا رو است. همه جا اگر بحثی پیش بیاید درباره فوتبال و قرمز و آبی با صدای بلند استقلالی بودنش را فریاد می‌زند.

حسین سلیمانی: اگر فیلم «مهر مادری» را دیده باشید، حسین سلیمانی را هم می‌شناسید. او همان نوجوان شیطانی است که کلی در فیلم شر به پا می‌کرد. حسین سلیمانی هم یک پرسپولیسی دو آتیشه است. او حتی با خدا بیامرز رسول ملاقلی پور یکی از کارگردان‌های مطرح سینما،سر بازی دربی قول و قرار می‌گذارند و سرآخر کارگردان استقلالی یک دست کت و شلوار به حسین بدهکار می‌شود. پس ببینید تا چه حد او پرسپولیسی است.

امیر آقایی: او هم جزو استقلالی‌های دو آتیشه است.اهل کل کل کری خواندن برای همکارانش که یکی‌اش همین حسین سلیمانی است. گفته می‌شود تا سر حد دعوا با پرسپولیسی‌ها کل کل می‌کند و قبل از دربی فقط کری می‌خواند.

لاله اسکندری: از آن دسته از خانم‌های استقلالی است. به قول خودش که در مصاحبه‌ای گفته: «شدیدا استقلالی هستم.»او حتی در روز بازی تاریخی ایران و بحرین از تماشاگران ویژه بازی در استادیوم هم بود.

یوسف تیموری: می‌گویند یکی از بازی‌های مهم دربی او سر فیلمبرداری بود و قول داد که اگر استقلال برنده بازی باشد شیرینی با نسکافه بدهد. استقلال هم بازی را برد و یوسف تیموری همه گروه را به نسکافه و شیرینی دعوت کرد.او هم از آن استقلالی‌ها است.

صدای مسعود کیمیایی هم درآمد

تولید ونمایش فیلم​هایی که با کپی از فیلمفارسی های قبل از انقلاب ساخته شده​اند صدای اعتراض مسعود کیمیایی کارگردان سینما را هم در آورد .


به گزارش پارس توریسم ،کیمیایی در گفت و گو با جواد طوسی در ماهنامه پردیس گفته:« می​بینیم که فیلم​هایی عین فیلمفارسی​های قدیمی با همان کاراکترها وقصه​ها ساخته می​شود و حتی برخی اوقات اسم​شان هم تغییری نمی​کند.»

 او افزوده:«این فیلم​ها نه روی تماشاگر اثر مثبت می​گذارد و نه روی سبک و سلیقه و رشد کیفی سینما، اما در نهایت هم هیچ انتقادی از آن​ها نمی​شود.»

 به گفته این کارگردان:«در چنین شرایطی برخورد سرد و منفعلانه وبعضا بی رحمانه با سینمای من چندان منطقی به نظر نمی​رسد. من با فروتنی می​گویم اگر می​گذاشتند در دهه 60فیلم​هایم را چه راجع به سینمای جنگ و چه راجع به سینمای اجتماعی بسازم قطعا می​توانست الگوهای موثری برای سینما باشد.»


پنجشنبه جدایی نادر از سیمین را می بینیم

در پی آخرین امار از فروش فیلمهای نوروز در روز گذشته یعنی سه شنبه اخراجی ها3 هم چنان درصدرجدول فروش ایستاده و جمع فروش این فیلم بدلیل افزایش سالنها نزدیک به سه برابر سینماهای نمایش دهنده فیلم جدایی نادر از سیمین است.براین اساس در یک اطلاع رسانی قبلی تصمیم براین شد که در روز پنجشنه مورخ یازدهم فروردین ماه برای دیدن جدایی نادر از سیمین به سینماهای آزادی،ماندانا،پردیس ملت،زندگی و سایر سینماهای نمایش دهنده برای تماشای این فیلم برویم تا جمع فروش روزانه این فیلم در این روز رکورد جدیدی را رقم بزند تا ثابت کنیم سینمای ایران همیشه زنده است و... .
منتظر دیدارتان هستیم فردا برای دیدن جدایی نادر از سیمین هرچند که فیلم را قبلا دیده اید....
لطفا اطلاع رسانی کنید!

محمد ورشوچی درگذشت

محمد ورشوچي بازيگر پيشكسوت سينما، تئاتر و تلويزيون در بيمارستان پارس درگذشت.

جعفر رازپوش كارگردان تئاتر و يكي از بستگان مرحوم محمد ورشوچي با اعلام خبر درگذشت وي گفت: مرحوم محمد ورشوچي به علت شكستگي پا به بيمارستان پارس انتقال داده شد.

وي در ادامه افزود: قرار بود روي پاي ايشان عملي صورت گيرد كه مطلع شديم وي ساعت 4 صبح به دليل كهولت سن در بيمارستان پارس فوت كرده‌است.


فعالیت حرفه‌ای ورشوچی از تئاتر "مینا" آغاز شد. او با همکاری زنده‌یاد نعمت‌اله گرجی یک گروه تئاتری تاسیس کرد و در شهرهای مختلف کشور به اجرای نمایش پرداخت. بعدها به دعوت احمد رحیمی به تئاتر "جامعه باربد" رفت و بیست سال در آنجا فعالیت نمود.

ورشوچی بعدها به سینما و تلویزیون نیز راه یافت. بازی او در نقش "آسپیران غیاث آبادی" در مجموعه تلویزیونی "دایی‌جان ناپلئون" یکی از بیاد ماندنی‌ترین نقش‌های وی است. این بازیگر با سابقه سینما و تئاتر و تلویزیون در 54 فیلم سینمایی به ایفای نقش پرداخت و تجربه همکاری با کارگردان‌های برجسته سینمای ایران را هم در کارنامه کاری خود دارد.

فیلم‌های "تهران روزگار نو" و "کمال‌الملک" علی حاتمی، "بازیگر" محمدعلی سجادی، "من زمین را دوست دارم" ابوالحسن داوودی، "مریم و میتیل" فتحعلی‌ اویسی، "ای ایران" ناصر تقوایی، "گراند سینما" حسن هدایت، "خارج از محدوده" رخشان بنی‌اعتماد، "کفش‌های میرزا نوروز" محمد متوسلانی و
"گوزن‌ها" مسعود کیمیایی از جمله آثار برجسته‌ای بود که زنده‌یاد ورشوچی در آن‌ها به ایفای نقش پرداخت.

 

"وبلاگ استاد کیمیایی این ضایعه تاسف بار به خانواده آقای ورشوچی و جامعه هنری ایران تسلیت عرض میکند"

 

حرف های بهرام رادان در مورد مسعود کیمیایی

 مجله زندگی ایده‌آل در شماره ویژه نوروز خود مصاحبه‌ای مفصل با بهرام رادان با موضوع 11 سال زندگی حرفه‌ای این بازیگر سینمای ایران انجام داده است. بخش‌هایی از این مصاحبه را در زیر می‌خوانید.

خیلی‌ها دوست دارند من و مهناز افشار دوباره همبازی شویمحضور مهناز افشار خیلی به تبلیغات فیلم «شور عشق» برای بیشتر دیده و شناخته شدن کمک کرد. به هر حال پارامترها باید در کنار هم قرار بگیرند تا موفقیت کسب شود. اگر فیلم «شور عشق» یک تک هنرپیشه پسر یا دختر داشت، قطعاً اینقدر دیده نمی‌شد. از طرف دیگر اخبار حاشیه‌ای درباره هنرپیشه‌های فیلم هم وجود داشت که خیلی باعث تبلیغات مثبت برای فیلم بود. در این سال‌ها من و مهناز افشار خیلی پیشنهاد کار مشترک داشتیم. خودمان هم می‌دانیم که مخاطبان خیلی دوست دارند دوباره ما را رو به روی هم ببینند. اما دنبال قصه‌ای هستیم که ویژگی‌های خاص خودش را داشته باشد.

هدیه تهرانی از من حمایت نکردسر فیلم «آبی» خیلی اذیت شدم. به دلیل اینکه از طرف کل گروه مورد پذیرش نبودم. به خصوص نیمه اول کار. انگار قرار نبود کسی باور کند که فیلم، یک بازیگر پسر هم دارد. به خصوص که قرار بود نقش ارسطو را امین حیایی بازی کند. ولی امین موهایش را به خاطر «تکیه بر باد» کوتاه کرده بود و تهیه‌کننده «آبی» هم قبول نکرده بود که او بازی کند. من موهایم آن موقع بلند بود. به هر حال اول ورودم بود و گاردهایی علیه‌ام وجود داشت. «آبی» فیلم خوبی نبود اما تجربه خوبی بود. تجربه ورود غریبانه. برای همین حالا وقتی آدم تازه واردی به فیلم ما می‌آید، به دلیل نوستالژی روزهای سخت خودم، سعی می‌کنم کمک و حمایتش کنم. هدیه تهرانی سر «آبی» چنین حمایتی را از من انجام نداد اما مثل خیلی‌های دیگر سعی در تکذیب حضور من نداشت. یک روند کاملا معمولی بود. آن موقع مجله فیلم نوشت هدیه تهرانی مخالف من بوده ولی من چنین چیزی را بعید می‌دانم. من هیچ وقت هیچ انرژی منفی از او نگرفتم. همان طور که انرژی مثبتی هم از او نگرفتم. یک ارتباط کاملا خنثی. 

«آواز قو» را دوست نداشتممن «آواز قو» را دوست نداشتم. وقتی قرار شد برای نخستین بار فیلم در خانه سینما اکران شود، من حتی نرفتم فیلم را ببینم. فکر می‌کردم یک فیلم پسر - دختری است که خوب هم نشده است. ادامه همان مسیری که خیلی‌ها در نقدهایشان راجع به فضای فیلم‌های من نوشته بودند. تا اینکه یک بار تلفنم زنگ خورد. علی مصفا و لیلا حاتمی بودند. برای من صحبت کردن پای تلفن برای نخستین بار با این دو نفر خیلی مهم بود. آنها زنگ زدند که به من تبریک بگویند. آن هم وقتی خودم هنوز فیلم را ندیده بودم. بعد فکر کردم نکند فیلم خوبی شده باشد! 

در فیلم‌های کیمیایی وصله ناجورمبعد از«گیلانه» تا شهریور کار نکردم تا اینکه رسیدم به «سربازهای جمعه». فیلم دهم من بود. آقای کیمیایی بعد از چند سال به ایران برگشته بود. این فیلم برایم مهم بود. برای نخستین بار قرار بود جلوی محمد رضا فروتن بازی کنم... من خودم را در فیلم‌های کیمیایی دوست ندارم. انگار یک وصله ناجورم. نه اینکه فیلم بد باشد. من خوب نیستم. مثلاً من را از «حکم» حذف کنند، چه اتفاقی می‌افتد؟ هیچی؛ بعضی‌ها فکر می‌کنند که من جسارتی به آقای کیمیایی می‌کنم. در صورتی که اینطور نیست. من از خودم در این فیلم‌ها خوشم نمی‌آید

قسم می‌خوردند که رادان معتاد استسر «سنتوری» شایع شده بود که خودم قبلا معتاد بوده‌ام. اصولا بحث ازدواج کردن و معتاد بودن و ... هرچند وقت یک بار در جمع عوام شکل می‌گیرد. به گوش خودمان هم می‌رسد ولی کاملا عادی است. یادم است محسن چاووشی یک بار بعد از سنتوری به من گفت با یکی از دوستانش که چند سال هروئینی بوده، حرف می‌زده و او گفته که رادان قطعا معتاد است. محسن گفته نه بابا، بهرام حتی سیگار هم نمی‌کشد. او هم دوباره گفته من به همه مقدسات قسم می‌خورم که رادان معتاد است.

نوروز بر پارسی زبانان مبارک باد

 

به نام آن خدای که نام او راحت روح است و پیغام او مفتاح فتوح است و سلام او در وقت صباح مومنان را صبوح است و ذکر او مرهم دل مجروح است و مهر او بلانشینان را کشتی نوح.....

الهی  عذر ما بپذیر و بر عیب های ما مگیر..

الهی ترسانم از بدی خود...تو بیامرز مرا به خوبی خود....

 

 

سلام

باز هم بوی بهار می آید... بوی تازگی و شادابی... چقدر شیرین است نو شدن زمین و زمان و خدا کند تا آخر سال این شیرینی نصیب تک به تک ما شود...

 

از خداوند بزرگ می خواهم سلامتی این نعمت بزرگ را نصیب تک به تک ما کند به خصوص استاد مسعود کیمیایی که متاسفانه چندی است که در بستر بیماری به سر می برند.خداوندا سایه استاد کیمیایی سالیان سال بر سر سینمای ایران باشد و همه ما دوستداران ایشان از هنر ناب ایشان بهره مند گردیم

 

در روزهای نزدیک به آغاز سال نو از خداوند متعال می خواهم همه اموات ما را غرق رحمت کند.از خداوند بزرگ می خواهم هیچ کودکی در فقر و تنگدستی به سر نبرد.از خداوند بخشنده می خواهم صلح در سراسر جهان سایه افکند.

 

 

اما در این روزها چه خوب است یادی کنیم از هنرمندانی که متاسفانه امسال در کنار ما نیستند...هنرمندان چشم و چراغ هر مملکتی هستند...کاش در زمان حیات به یادشان باشیم و نگذاریم گوشه ای بی خبر و غریب از بینمان بروند...

یادی کنم از هنرمندانی که امسال ما را ترک گفتند..27 هنرمندی که دیگر امسال در کنارمان نیستد..روحشان شاد

هدي دانش‌رفتار»، «رضا كرم‌رضايي»، «محمود بنفشه‌خواه»، «كيومرث ملك‌مطيعي»، «حميده خيرآبادي»، «نعمت حقيقي»، «طاهره سادات هاشمي»، «علي اصغر اوجاني»، «محمدرضا اعلامي»، «آرام شهيدي»، «قربانعلي ترابي»، «محمود بهرامي»، «محمد باقر آشتياني»، «فرامرز فرازمند»، «بهنام صفري»، «مهين شهابي»، «ناصر اسماعيل‌زاده»، «رضا خندان»، «منوچهر حقاني‌پرست»، «معصومه اسكندري»، «محمد رازدشت»، «اسماعيل رياحي»، «مهدي آريان‌نژاد»، «حسين باغي»، «محسن يوسف‌بيگ»، «عباس اميري» و «مهري وداديان»

.

و اما باید یاد کنم از هنرمندانی که در این چند سال اخیر ما را ترک کردند و به دیار باقی شتافتند... از خسرو شکیبایی نازنین که در این مدت هنوز رفتنش را باور ندارم

خسرو شکیبایی دوست داشتنی که سه سال پیش سایه اش بر سر سینمای ما بود و چه بد که  به این زودی رفت و ما را از حضورش  محروم کرد....هنر ناب این مرد دوست داشتنی سینمای ایران هیچ گاه از یاد سینما دوستان پاک نمی شود...خداوند غرق رحمتش کند..

استاد علی حاتمی- احمد آقالو – مهری مهرنیا- مهرداد فخیمی-  رضا سعیدی- پوپک گلدره- اکبر رادی- داوود اسدی –فرهنگ معیری-اسماعیل داورفر-فرهاد خان محمدی-  محمد علی فردین- رضا بیک ایمانوردی- میری –  عبدالعلی همایون – منوچهر حامدی- ناصر عبداللهی-پیمان ابدی-نیکو خردمند-جمشید لایق-عباس شباویز-امیر قویدل-مسعود رسام-مهین بزرگی-فرخ لقا هوشمند-پروین سلیمانی و دو استاد بزرگوار سیف ا..داد- استاد پرویز مشکاتیان و همه هنرمندانی که از ذهن من دور ماندند و حالا امسال,سال1390 در کنار ما نیستند

 

و در آخر...

بار دیگر

آرزوی بهروزی- موفقیت و سلامتی برای استاد مسعود کیمیایی وپولاد کیمیایی بازیگر دوست داشتنی سینمای ایران

 

 

 آرزوی سالی پربرکت و پر از سلامتی و  موفقیت برای همه خوانندگان محترم وبلاگ "استاد کیمیایی" و دوستان خوب وبلاگ نویس

شاد و خرم باشید...نوروزتان پیروز

سحر/اسفند 1389


چه توفیری است از خزان تا بهار وقتی" آدم" باشی نه "انسان"!

 رسیدن سال جدید رو به همه ی کسانیکه رسیدن بهار رو با قلب هاشون حس میکنن نه به اجبار گذر زمان تبریک میگم و امیدوارم سالی پر از موفقیت برای همه ی ایرانی ها باشه

در آستانه ی این بهار برای استاد کیمیایی وپسرشون آرزوی سلامتی و موفقیت بیشتر میکنم و برای طرفدارانشون آرزو میکنم که این بهار براشون پر از نشانه های نو باشه

به تقویم ها اعتماد نکن اگر تحولی در نگاهت رخ داده سال نو مبارک

سودابه/اسفند1389

 


باز کن پنجره ها را که نسیم,روز میلاد اقاقیا را جشن می گیرد و بهار,روی هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است

 

عزیزان و همراهان وبلاگ استاد مسعود کیمیایی سلام

پیشاپیش فرا رسیدن سال جدید را خدمت همه دوستداران استاد مسعود کیمیایی و پسر محترمشان پولاد کیمیایی و همه ایرانیان عزیز تبریک می گویم

با آرزوی سلامتی برای استاد محبوبمان

و سلامتی-صلح و دوستی و برکت برای همه ایرانیان عزیز

یاسمن/اسفند1389

 

ترم بهاره کارگاه آزاد فیلم

آدرس:

خیابان استاد مطهری - خیابان امیراتابک - خیابان وراوینی -پلاک 29

تلفن:3 -88329441      

سالروز تولد استاد شکیبایی

بزرگ بود

و از اهالی امروز بود

و با تمام افق های باز نسبت داشت

و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید

صداش

به شکل حزن پریشان واقعیت بود

و پلک هاش

مسیر نبض عناصر را به ما نشان می داد

و دست هاش

هوای صاف سخاوت را ورق زد

و سمت کوچه ما کوچاند

به شکل خلوت خود بود

و عاشقانه ترین انحنای وقت خویش را برای آینه تفسیر کرد

و او به شیوه ی باران پر از طراوت تکرار بود

ولی نشد که رو به روی وضوح کبوتران بنشیند

و رفت تا لب هیچ

و پشت حوصله نورها دراز کشید

و هیچ فکر نکرد که ما میان پریشانی تلفظ درها

برای خوردن یک سیب چقدر تنها ماندیم.

حال همه ما خوب است اما تو باور نکن

آقای شکیبایی نازنین,صدای ماندگار,هنرمند جاودانه,سالروز شکفته شدنت مبارک...

آقای شکیبایی....هنوز هم باور ندارم که نیستی...شعار نیست چرا که یقین دارم هستی...در دل ما در قلب ما...مقابل دیدگان ما.....

هنوز هم شنیدن صدایت حکم طلا در یک کویر است....

روحت سبز و شاد و یادت همیشه در دل های ما.....

"پی نوشت: شعری از استاد سهراب سپهری که هنوز هم این شعر را با صدای خسرو شکیبایی نازنین در ذهن دارم...

روح بزرگوار هر دو عزیز از دست رفته شاد..."