بالاخره جرم می آید



به گزارش خبرنگار هنرآنلاین، بالاخره اما و اگرها بر سر توزیع آخرین ساخته کیمیایی به سر آمد و این فیلم هفته آینده به خانه‌ها می‌آید، آخرین ساخته مسعود کیمیایی در بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر به روی پرده رفت و جایزه بهترین فیلم را از این فستیوال دریافت کرد.

این فیلم در اکران نیز با استقبال مخاطبان روبرو شد و به فروش قابل توجهی دست یافت.

تبلیغات این فیلم برای توزیع در شبکه نمایش خانگی از تابستان امسال آغاز شد اما تا الان خبری از توزیع این فیلم در شبکه نمایش خانگی نشده است.

با پیگیری های خبرنگار هنرآنلاین، دریافتیم که قرارداد اولیه پخش این فیلم با موسسه گلیان تصویر و برادران آقاگلیان منعقد شده است و این برادران نتوانسته اند تمامی تعهدات مالی خود را به آقای کیمیایی و سایر شرکایشان در تولید این فیلم ادا کنند.

اما امروز "موسسه رسانه فیلمسازان جوان" حق انتشار نسخه شبکه نمایش خانگی "جرم" را در اختیار گرفته است و به زودی این فیلم را در سطح گسترده و تیراژ بالا منتشر خواهد کرد.

شنیده ها حاکی از این است که در منوی نسخه شبکه نمایش خانگی "جرم" هم صدای سر صحنه و هم صدای دوبله موجود است که علاقه مندان بتوانند فیلم را با صدای دوبله و با صدای سر صحنه به تماشا بنشینند.

علی سرتیپی پخش کننده فیلم "جرم" به خبرنگار هنرآنلاین گفت: "جرم" برای توزیع در شبکه نمایش خانگی مشکلش حل شده است و قرار است هفته آینده توسط شرکت پخش گلرنگ در سطح گسترده منتشر شود.


دوستان عزیز

بانی فیلم اعلام کرده پروانه ساخت جدیدترین اثر استاد به تازگی صادر شده و خبر قبلی تنها موافقت اصولی با ساخت این پروژه بوده است!

همچنین تینا پاکروان "مجری طرح و مدیر تولید" اعلام کرد استاد هم اکنون در حال بازنویسی فیلمنوشت کار هستند و به زودی فهرست بازیگران کار مشخص می شود.


با تشکر از آقای مرتضی خواننده وبلاگ

یادداشت استاد کیمیایی در روزنامه اعتماد  

یادداشت استاد کیمیایی در روزنامه اعتماد


 "استعفا از ميز، استعفا از كار متصل به ميز، تواني شريف مي‌خواهد. اين توان شرافتمندانه اگر نباشد هم كار متوقف مي‌شود و هم ميز بي‌آبرو."

"تربيتي مي‌خواهد كه يك توان را در خودت نفي كني و استعفا بدهي. بايد از كاري كه پر از عشق و اجرا است اما در بافت تو جا نمي‌افتد و با خلق و اصل تو جور در نمي‌آيد، كنار بكشي، هر قدر هم كه اين كنار كشيدن سخت باشد. قراري با خودم دارم كه يك موسيقيدان بشوم، اگر نشدم، بايد از خواستم استعفا دهم. اگر آمدند و گفتند بمان و بالاتر برو بايد بتوانم پيشنهاد رييس اركستر سمفونيك را هم رد كنم. اين تربيت، فهم اندازه‌هاي خود كار مي‌برد. ما بايد خودمان را براي نه گفتن به ميزها و سمت‌ها تربيت كنيم. خيلي‌ها سفري را آغاز مي‌كنند، به تعريفي كه مي‌رويم تا ببينيم چه خواهد شد. استعفا از ميز، استعفا از كار متصل به ميز، تواني شريف مي‌خواهد. اين توان شرافتمندانه اگر نباشد هم كار متوقف مي‌شود و هم ميز بي‌آبرو.

ميل به دانستن رفيع است، اين رفعت با ندانستگي و ناداني سقوطي سخت دارد. وظيفه من آن است كه بدانم استعفا از اشتباه عزيزتر و شريف‌تر است. بايد بگذارم خامي‌ام سقوط كند به بهاي اينكه شرافتم را حفظ كنم. فهم و حفظ اين شرافت، درك بهاي نه گفتن و ترك ميز براي پاك ماندن اين آبرو، آبروي من و آبروي آن ميز كه من ميراث‌دار آن بوده‌ام راحت نيست، اما هميشه ارزشش را دارد. جرات ندانستگي، خود دانستگي است."

پروانه قطعي ساخت فيلم سينمايي «خائن‌كشي» به كارگرداني مسعود كيميايي صادر شد

پروانه ساخت فيلم سينمايي «خائن‌كشي» به كارگرداني مسعود كيميايي صادر شد. اداره ارزشيابي و نظارت كه فيلم‌نامه «دست تنها» را رد كرده بود، مجوز ساخت فيلم‌نامه ديگري از كيميايي را صادر كرد. مدير توليد و مجري طرح فيلم تازه كيميايي مانند فيلم «جرم» تينا پاكروان است و از عوامل پشت دوربين، علاون بر عليرضا شمس به عنوان دستيار و برنامه‌ريز، حضور تورج اصلاني مدير فيلم‌برداري خلاق سينماي ايران قطعي شده است. اين نخستين بار است كه يك فيلم‌بردار از نسل جديد پشت دوربين فيلم اين سينماگر باسابقه قرار مي‌گيرد كه از اتفاق‌هاي خوب و اميدواركننده پروژه تازه كيميايي‌ست..

«خائن‌كشي» كه پيش از اين موافقت اصولي سازمان سينمايي را گرفته بود، حالا با صدور پروانه ساخت قطعي امكان توليد جدي‌تري پيدا كرده و دوستداران فيلم‌ساز نام‌دار سينماي ايران منتظر خبرها و اتفاقات روزهاي آينده خواهند بود. با وجود زمان اندكي كه تا جشنواره سي و يكم فجر باقي مانده، احتمال ساخته‌شدن و نمايش فيلم در جشنواره خيلي اندك است، گرچه از مسعود كيميايي چيزي بعيد نيست.

مسعود کیمیایی در حالی پیش تولید فیلم جدیدش با عنوان «خائن‌کشی» را آغاز کرده که اطلاعات ارائه شده در برخي رسانه‌ها حکایت از آن دارد که فیلمنامه «خائن‌کشی» بخشی از رمان «جسدهای شیشه‌ای» است و داستان یک زندانی را روایت می‌ کند که بعد از دزدی تیر می‌خورد و قبل از به دام افتادن همه زندگی‌اش را به رفیق صمیمی‌اش می‌سپارد. اما این دوست قاعده رفاقت را رعایت نمی‌کند. او مجبور می‌شود برای محاکمه رفیق خائن‌اش از زندان فرار کند. 

از سوي ديگر برخي شنيده‌ها هم مي‌گويد كه کیمیایی قصد دارد زندگی مهدي بلیغ كلاهبردار معروف ايراني را به تصویر بکشد كه گویا در اوایل دهه 40  با اين آرسن‌لوپن ایران آشنایی داشته است. باتوجه به موضوع فیلم، ماجرای خائن‌کشی قاعدتا باید در سال‌های پیش از پیروزی انقلاب بگذرد. بر اساس اين خبر، فيلم‌نامه‌اي که  پروانه ساخت از اداره نظارت و ارزشیابی گرفته، به زندگی خلافکار معروف دهه‌های 30 و 40 می‌پردازد که به آرسن‌لوپن ایران معروف بود. بلیغ در کلاهبرداری چنان متبحر بود که یک‌بار کاخ دادگستری تهران را به عرب‌ها فروخت!  او را یکی از باهوش‌ترین و عجيب‌ترين کلاهبرداران ايران و حتي جهان ناميده‌اند که به زبان  عربي و انگليسي تسلط داشت و در کلاهبرداری روش‌های پیچیده‌ای داشت. بلیغ بارها دستگیر شد و سالهای زیادی از عمر خود را در نوبتهای مختلف در زندان بسر برد. خودش می‌گفت از انجام دزدی‌ها و کلاهبرداری‌های پیچیده و برنامه ریزی شده لذت می‌برد. در واقع بیشتر این کارها را برای ارضای روحی و روانی خود انجام می‌داد.با اين اوصاف، شايد تنها چیزی که با توجه به خبرهای تاییدنشده از فیلمنامه کیمیایی دستگیرمان شد، این است که قهرمان این فیلم هم مانند کارهای سابق فيلم‌ساز آدمی با مشخصات دنیای آرمانی آقای کارگردان است. این قهرمان قرار است با پوشش گنگستری (کلاه شاپو و پالتو) در فیلم ظاهر شود که در خیابان‌های تهران دنبال پیدا کردن نشانی برای حل یک موضوع جنایی است. در این فیلم هم مایه‌ای از خیانت به رفیق، عشق و سیاست وجود خواهد داشت. شنیده می‌شود که تقریبا دو سوم فیلم در خیابان می‌گذرد و کیمیایی که نشان داده از دکور خوشش نمی‌آید، این روز‌ها به فکر پیدا کردن فضاهای واقعی برای لوکیشن‌های اصلی این فیلم است. اگر اين جست‌وجو به نتيجه نرسد، ممكن است براي اولين بار سراغ دكورهاي تهران قديم و كار كردن در شهرك غزالي برود.


با تشکر از سایت سینمای ما و "مریم" عزیز از خوانندگان وبلاگ

آنقدر ماندیم تا قدیم شدیم...






احمد عزیزم! اسب پاشکسته خودت را نکشتی. از تو فهمیدم شاعران بازنشسته نمی شوند.

 احمدرضا، جانی خوش دارد...روزگاری ست که مصرف قلاده زیاد شده...یادت هست در یک نمایش، خانمی بود که هفته ای دو، سه کتاب زیرِ بغل داشت و تو می گفتی هر کتابی که می خواند، عاشقِ یکی از ما می شود که نزدیک به قهرمانِ آن کتاب است.

 روزی رسید که خیلی خندیدیم. تو گفتی نوبت من رسیده است. 

این روزها کتاب"ابله" را می خواند...سپاه دانش شدی در یک آبادی. گفتی: یک دختر از این آبادی، عصرها می آید و از این چاه آب می گیرد. 

بعد از آن من می روم، قناعت می کنم به نگاه در چاهِ آب..........

آنقدر ماندیم تا قدیم شدیم/


نامه ای به احمدرضا احمدی/فردا در شماره ی 36 هفته نامه ی نگاه پنجشنبه بخوانید.

منبع:صفحه تبعید سایه ها در فیسبوک


شنیده ها حاکیست از حضور "شهاب حسینی" در جدیدترین فیلم استاد کیمیایی "خائن کشی"

اخبار تکمیلی و نهایی به زودی در وبلاگ