نوروز باستانی بر پارسی زبانان مبارک باد

به نام آن خدای که نام او راحت روح است و پیغام او مفتاح فتوح است و سلام او در وقت صباح مومنان را صبوح است و ذکر او مرهم دل مجروح است و مهر او بلانشینان را کشتی نوح.....

الهی  عذر ما بپذیر و بر عیب های ما مگیر..

الهی ترسانم از بدی خود...تو بیامرز مرا به خوبی خود....

 

 

سلام

باز هم بوی بهار می آید... بوی تازگی و شادابی... چقدر شیرین است نو شدن زمین و زمان و خدا کند تا آخر سال این شیرینی نصیب تک به تک ما شود...

از خداوند بزرگ می خواهیم سلامتی این نعمت بزرگ را نصیب تک به تک ما کند

 

در روزهای نزدیک به آغاز سال نو از خداوند متعال می خواهیم همه اموات ما را غرق رحمت کند.از خداوند بزرگ می خواهم هیچ کودکی در فقر و تنگدستی به سر نبرد.از خداوند بخشنده می خواهیم صلح در سراسر جهان سایه افکند.

 

 اما چه خوب است یاد کنیم از هنرمندانی که ما را ترک کرده اند...از اسطوره ها و بزرگان ایرانی که سال 91 در بین ما نیستند

. از خسرو شکیبایی نازنین که در این مدت هنوز رفتنش را باور نداریم

خسرو شکیبایی دوست داشتنی که چهار سال پیش سایه اش بر سر سینمای ما بود و چه بد که  به این زودی رفت و ما را از حضورش  محروم کرد....هنر ناب این مرد دوست داشتنی سینمای ایران هیچ گاه از یاد سینما دوستان پاک نمی شود...خداوند غرق رحمتش کند..

ناصر حجازی بزرگوار این اسطوره دوست داشتنی و مردمی فوتبال ایران که متاسفانه امسال ما را نرک کردند...خداوند غرق رحمتش کند

 خداوند همه رفتگان را غرق رحمت کند

و در آخر...

بار دیگر

آرزوی بهروزی- موفقیت و سلامتی برای استاد مسعود کیمیایی وپولاد کیمیایی بازیگر دوست داشتنی سینمای ایران

 

 آرزوی سالی پربرکت و پر از سلامتی و  موفقیت برای همه خوانندگان محترم وبلاگ "استاد کیمیایی" و دوستان خوب وبلاگ نویس

شاد و خرم باشید...نوروزتان پیروز


سحر/سودابه/سیاوش
اسفند 1390

عیدی


عیدی
بهار آمده، زمین نفس می کشد، گل و ساقه را در گرمای تنش می رساند، پرندگان در زایش از تخم به صدا می آیند، همه ی زندگی آذین می شود و موسیقیِ طبیعت به آرام ترین قسمتِ خود رسیده و این ارکستر بزرگ در آرامشِ بهاری، خود بهار می شود.

من از بهار همین ها را می دانم، فصلِ رویشِ گیاهِ شادمانی و لبخندهای باستانی.
من از بهار همین ها را می دانم، آنچه بیشتر می دانم و با آن زندگی کرده ام"زمستان" است.
جای پنجه ی بزرگ پروازگرِ شکارگیر، در تنِ پرنده ی بهاری، در زمستان مانده، در چه فصلی در تنِ او فرو شده و پرنده ی کوچک در زمستان، زخمش او را از پا نینداخته و خود را می کِشد و می پروازد تا پشتِ شاخه ای که کسی نبیند و دشمن شاد نشود. همت هر دِل کوچک پرنده ی بهاری، در زخم زمستانی اش، در آرزوی پرواز است. من از کودکی شادمانی های بهاری را تماشا کرده ام، اما خود نداشته ام.
بهار آمده. من از هیچ فصلی شکایت ندارم. در زمستان است که همه چیز روشن می شود. در این روشنیِ بی گرما در پِیِ بهار نمی مانم مگر در میانِ کودکانِ پرشعفِ به کوچه آمده، پرنده هایی با آوازهای کودکی.

لباسِ بهاریِ من در عید همیشه پشمی بوده و بزرگ، تا در زمستان به کار آید.
من کفشِ بهاری نداشته ام، کفشِ بهاری تا زمستان پایِ مرا نمی برد.
من همیشه به فکرِ زمستان بوده ام، اما می دانم بهار خوش تر است.

هر جامی در بهار لبریز است. کنارِ هر عشقی،"شاخه گلی" است، با هر سلامی لبخندی و بر سرِ هر مادری چادری گلدار. بر سرِ هر سفره ای نانی و در هر تنگی آبی و در هر باغچه ای بنفشه ای.
در بهارِ سال های کودکیِ ما، یک جایی بود که همیشه بهار بود. تا زمستان، فقط در آنجا بود که یک فصل ادامه داشت تا فصلِ اکنون، همه ی بچه ها به آن "سینِما" می گفتند.
از آن سال ها تا امروز خیلی از نام ها تغییر کرده، فقط ستاره و خورشید و سینِما به همین نام مانده.
عیدی خوب بود. عیدی در دست های کوچکِ کارکرده ی من می ماند، عرق می کرد تا دستِ زنی که از هلالِ بریده شده ی شیشه ای آن را می گرفت و بلیت می داد و من می دویدم تا سالنی تاریک و پرده ای روشن.


در نگاه به پرده بود که فکرِ زمستان را نمی کردم.
من هیچ گاه چهره ی زنِ بلیت فروش را ندیدم، تا آنکه بزرگ تر شدم. قَدّم به هلال بریده ی شیشه رسید، چهره ی زن هم زمستانی بود. در بهار و تابستان، کاموا می بافت.
یک بار در بهاری من را صدا زد، به داخلِ گیشه رفتم. نیمی از تن ژاکتی را بافته بود. آن را به تنِ من اندازه کرد.
من در بهار همیشه به فکرِ زمستان بودم.
در گیشه یک تُنگِ ماهی بود. چندین پوستر، همه هفت تیر به دست. کاموا را وجب کرد.
از یقه تا کمربندِ مرا هم وجب کرد، خندید. یک دندان طلا داشت، پسرش به اندازه ی من بود، فردا سرد می شود.

ما همیشه فکر می کردیم فردا سرد می شود.
خونِ پرنده در زمستان سرخ تر است.
سینما مَحرمِ راز شد. از دوستی و شرّ و عشق می گفت، اما همیشه خودش مرتفع تر بود.
همیشه گفته و اندیشیده ام که سینما هنرِ فقیران و روزهای جمعه است. هنرمند آن است که از فقر ضیافت بسازد. من در بهار همیشه به فکر زمستان بوده ام.
هم اکنون بر بهار می دوم.

روزنه ها بر برگ های جوان، فصل های دیگر را تدارک می بینند. باید پایدار باشد و طاقت را بداند.
فصلِ طاقت بعد از زمستان است که بهار نیست. درختانِ تناور در بهار برای ساقه و تنه و شاخه های خود، طاقت را سفارش می دهند.
طاقت سفری است کهنه و جانسوز. طاقت جامی نیست در دستِ هر نابسامان دیده که به سلامتی بخشش و روا بنوشد.
طاقت بهاری دیگر است. نسیمی که بر طاقت می وزد، گلی که از طاقت می روید، چشمه های جوشانی که در سایه سارهای گیاهان، وجدان را بارور می کنند و مزارع را جان می دهند، دغدغه ی زمستان را ندارند.

فصل طاقت رشد بهاری خود را می کند و ما در نسیمِ آن، گیاهانِ مقاوم خود را به بار می نشانیم.
اما... همیشه باید از زمستان بیم داشت.

/مسعود کیمیایی/

خانه هنرمندان ایران میزبان مسعود کیمیایی است

«مسعود کیمیایی» در مراسم اختتامیه پنجمین جشنواره فیلم کوتاه کارگاه آزاد فیلم که در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود، حضور خواهد داشت

به گزارش ايلنا، پنجمین جشنواره فیلم کوتاه کارگاه آزاد فیلم در روزهای 23 و 24 اسفندماه در کارگاه آزاد فیلم برگزار و مراسم اختتامیه این جشنواره امروز25 اسفندماه، ساعت 17 در تالار استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار خواهد شد. در این جشنواره هنرجویان کارگاه آزاد فیلم از گذشته تاکنون شرکت کرده و 20 فیلم منتخب در دو روز از ساعت 16 اکران خواهد شد. در مراسم اختتامیه این جشنواره درون کارگاهی علاوه بر مسعود کیمیایی، سعید راد، خسرو معصومی، جواد طوسی، پولاد کیمیایی و رضا یزدانی حضور خواهند داشت. سال گذشته مسعود کیمیایی به دلیل کسالت نتوانست در این مراسم حضور پیدا کند. 

پ.ن: دوستان فیلم منم توی این جشنواره است دعا کنید لطفا

اگر انسان قابل احترام باشد، به دلیل خلوَت اش است



جدیدترین گفتگوی استاد:
کتابِ هفته "نگاه پنج شنبه "گفتگویی داشته با استاد مسعود کیمیایی . اگر علاقمند به دنیای کیمیایی هستید با دقت مطالعه کنید. این گفته ها درباره ی تنهایی و عرفان و هوگوی اسکورسیزی و مذهب و ... می باشد/ 

اگر انسان قابل احترام باشد، به دلیل خلوَت اش است. آدم ها در خلوتشان با عقاید خود زندگی نمی کنند، با واقعیت وجودشان زندگی می کنند. یعنی همان طور که هستند زندگی می کنند. آدم ها به خاطر عقایدشان محترم نیستند. اساساً من فکر نمی کنم عقاید، همه محترم اند. مگر نمی بینید عقاید چقدر با هم در ستیزاند، چقدر یکدیگر را زندان می اندازند، چقدر همدیگر را می کشند. نقطه ی خلوت شما آن جایی خودش را نشان می دهد که زیباترین حسِ شما، زیباترین دارایی تان به سراغتان می آید و شما را دچار رعشه ی روحی می کند و آن وقتی است که دیگر نمی توانید بنویسید.

اصلاً در قالب نوشتار و گفتار در نمی آید. اصلاً مهم نیست که ما در زندگی تا چه ارتفاعی پریده باشیم.ارزشِ ما به همین لحظات و این خلوت هاست. الان فهمیده ام جاهای خیلی کمی از وجودِ من با سینما تماس گرفته. سینما همه چیز من نبوده. می توانست برای من طورِ دیگری رقم بخورد. این خیلی مهم است که در چه جغرافیا و تاریخی زندگی کنی. آخرین فیلم اسکورسیزی را دیدم. چقدر این آدم باید خوش شانس باشد که بتواند کودکی خودش را بسازد و آن را یک بارِ دیگر ببیند. جهانِ کودکی صرفاً دوره ای از زندگی شما نیست، مهمترین لحظات زندگی تان است. همه ی آن لحظاتِ ناب و آن خلوت ها در دوران کودکی شکل می گیرد. یک کارگردان باید خیلی خوش اقبال باشد که بتواند لحظاتی از آن جهانِ کودکی را تصویر کند. 

من سینما را پاپتی دیدم. اصلاً خود سینمای ما پاپتی بود. توی سینما باید روی تخمه ها راه می رفتیم. با یک چشمک می رفتیم داخل سالن. دمِ درِ سینما، یک اصغرآقایی بود که به او می گفتند چشمکی. من و دوستانم پول هایمان را جمع می کردیم می دادیم به او و می رفتیم داخل. در این سینما باید مواظب خودمان هم می بودیم. سینمای ما این بود. ما با این سینما شکل گرفتیم و بزرگ شدیم. هر دو مسافر یک جاده بودیم. خوب این سینمای پاپتی، منِ پاپتی را نشانم می داد. من و او همسفر بودیم. این سینما ده دوازده سالگی مرا که پر از رویاهای شکسته ی کودکی ام بود، نشانم می داد. من همیشه گفته ام: اگر خدا به کسی استعدادی می دهد، قدرتِ اجرایش را هم بدهد. کسی که نتواند خودش را و استعدادش را کامل اجرا کند، آدمِ تکه تکه شده ای است و به مرگ غریب و مظلو مانه ای مرده است. حالا یک عده می گویند کیمیایی آدمِ حسودی است، بلد نیست، توجیه می کند. حرف من این نیست. من می گویم چرا طاسی که او ریخته، خوب سرِ جایش نشسته، اما مالِ من ننشسته؟! مطمئن باشید آن چیزی که در گوزن ها آمده چنان اقلیمی و محلی است که استعدادِ جهانی شدن را هم دارد. این که جهانی نشده علت های زیادی دارد. اما علت اصلی اش قرارگرفتن من در شرایطی است که توضیح دادم.
...
هیچ چیز برای من عوض نشده، هنوز همان کودکِ پاپتی دارد فیلم می سازد. شما وقتی می خواهید فیلم بسازید یا رمان بنویسید اول پودِ کارتان را می چینید بعد روی آن همه ی چیزهای دیگر را سوار می کنید. مگر غیر از این است که همه ی سرنوشت من در کودکی ام رقم خورد. کودکیِ انسان سرنوشتِ اوست. روحیه ی کودکی همه چیزِ ماست و اگر زخمی شود، هیچ مرهمی نخواهد یافت و تا آخر عمر همان طور خواهد ماند. وقتی بزرگ می شوی و می خواهی بنویسی، آن زیباتریت لحظاتِ کودکی ات به سراغت می آید.
...
تنهایی برای من مساوی با تلخ اندیشی نبوده.
...
حسرت، مولودِ عشق است. من صادقانه بگویم که بدونِ عشق با هیچ کس زندگی نکرده ام.
...
عرفان تنها مقوله ای است که هرچه کمتر درباره اش حرف بزنی، بهتر است. شما با آن بخشی از عقایدِ شیخ اشراق می توانی رابطه برقرار کنی که نیازی به حفظ کردن نداشته باشد. آن جاهایی که یک دفعه چنگ می زند به جایی از وجودت.
...
مذهب، آن موقع که باید بر من تاثیر می گذاشت و یک ساختاری در من ایجاد می کرد، این کار را کرده است. گاه گداری هم بینِ ما جدایی به وجود آمده. اما اغلب همراهِ من بوده... هر چه سنِ شما بیشتر می شود خداوند بدون این که از سرِ جایش حرکت کند برای شما هِی شخصی تر و شخصی تر می شود. خدایی است که مالِ تو است. یک بنده دارد و آن هم تویی...شما برای این که یک عقیده را به اجرا درآوری، با آن جریانی همراه می شوی که به آن عقیده نزدیک تر است. آنقدر با آن جریان پیش می روی تا فاصله ات با آن عقیده کمتر و کمتر شود. این بخش از مذهب به نظرم راهِ میانبر است.
...
طنزی موفق است که باورپذیر باشد. وقتی می بینم مردم ما به چه چیزهایی می خندند، متاسف می شوم. اساسا می شود جامعه ای را از این طریق که به چه چیز می خندد و برای چه چیزی گریه می کند، شناخت. امروز مردم بلیت می خرند تا بروند سینما لودگی ببینند. این مردم چقدر با تراژدی فاصله دارند. اینها تراژدی را با تلخی و سیاهی یکی می دانند.
...
هروقت من و احمدرضا می رسیم به هم، زود از خندیدن خسته می شویم. ما تفریح کردن رو بلد نیستیم.
...
دیگر ماشین را دوست ندارم. قبلا دوست داشتم. یک فولادی نامی بود اهل آبادان. تابستان ها می آمد تهران. یعنی ییلاقشان تهران بود. اینها همیشه با ماشین مدل بالا می آمدند توی شهر. یک بار با شورلت 56 آمدند. آن روزها با خودم می گفتم کِی بشود بزرگ شوم، کار کنم و یکی از اینها را بخرم. پدرم یک فورد 38 داشت. یک وانت بود که با آن کار می کرد. خیلی دوست داشتم وانت سوار شوم. بعداً بازی ما شد نمره بازی. با قریبیان می نشستیم سر کوچه و هر ماشین که رد می شد می گفتیم این چهارمی مال من یا هفتمی مال من. زندگی ما وقتی شروع شد که ماشین هم وارد زندگی آدم ها شد. ماشین هم با خودش نقش اول را شروع کرد. زندگی از پیاده روها داشت می آمد به خیابان... بنز را بیشتر دوست دارم چون بی آزاره.
...
من بابتِ کارهایی که دوست دارم ولی به آنها عمل نمی کنم به خودم افتخار نمی کنم.
...
در فیلمِ "گوزنها" بینِ "قدرت" و "سید"، حواسم بیشتر پیشِ "قدرت" بود.
...
ترسِ من از مرگ ریخته است. الان یا دنیا برایم خیلی رفتنی تر شده و از چشمم افتاده یا مرگ ابهتش را پیش من از دست داده. هرچی هست از دست اش راحت شدم.
...
اگر قهرمان بودن به این معنا باشد که آدم سرِ عقیده اش جانش را بگذارد، من دوست داشتم  به جای هنرمند، قهرمان باشم

کیمیایی: وقتی می‌بینم مردم ما به چه چیزهایی می‌خندند، متاسف می‌شوم!

سینماپرس: 

«مسعود کیمیایی» در تازه‌ترین گفت‌وگوی خود اظهار داشته: وقتی می‌بینم مردم ما به چه چیزهایی می‌خندند، متاسف می‌شوم. اساسا می‌شود جامعه‌ای را از این طریق که به چه چیز می‌خندد و برای چه چیزی گریه می‌کند، شناخت.

به گزارش سینماپرس، «مسعود کیمیایی» در گفت‌وگویی که در هفته‌نامه «نگاه پنج‌شنبه» منتشر شده، اظهارات جالبی داشته است.
او در این هفته‌نامه در پرونده «عشق و رفاقت و جنون» در پاسخ به این پرسش که «اگر قرار باشد از خودتان فاصله بگیرید و درباره کیمیایی قضاوت کنید؛ او را چطور نقد می‌کنید؟» گفته است: با فروتنی کامل می گویم؛ این استخر خیلی کوچک بود. خیلی زود به تهش رسیدم و خیلی ارزش این را دارد که هیچ چیزش را به یاد نیاورم.
کیمیایی همچنین گفته است: از وودی آلن بدم می‌آید. طنزی موفق است که باورپذیر باشد. وقتی می‌بینم مردم ما به چه چیزهایی می‌خندند، متاسف می‌شوم. اساسا می‌شود جامعه‌ای را از این طریق که به چه چیز می‌خندد و برای چه چیزی گریه می‌کند، شناخت. امروز مردم بلیت می‌خرند تا بروند سینما لودگی ببینند. این مردم چقدر با تراژدی فاصله دارند...
خالق «قیصر» و «جرم» گفته است: ترس من از مرگ ریخته است. الان دنیا برای خیلی رفتنی‌تر شده و از چشمم افتاده یا مرگ ابهت‌اش را پیش من از دست داده. هرچی هست از دستش راحت شدم...

پولاد کیمیایی سال آینده «معکوس» را جلوی دوربین می‌برد

«پولاد کیمیایی» بازیگر سینما در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی باشگاه خبری فارس «توانا» اظهار داشت: به دلیل اینکه در سال گذشته حجم کار‌هایی که انجام دادم زیاد بود، در حال حاضر تصمیم گرفتم کاری را برای سال نو قبول نکنم، زیرا دو سال گذشته را در تمام طول تعطیلات سال نو سر فیلمبر‌داری فیلم بودم و امسال تصمیم گرفتم سال نو را به استراحت بپردازم.

کیمیایی گفت: یکی از برنامه‌هایم برای سال بعد آغاز فیلمبرداری فیلم سینمایی به کارگردانی خودم است.

وی در ادامه افزود: نام فیلم سینمایی که می‌خواهم آن را کارگردانی کنم «معکوس» است که به دلیل اینکه سال گذشته فیلم اولی‌ها زیاد بودند قرار بر این شد سال جدید پروانه ساخت این فیلم سینمایی را بگیرم و ‌انشاءالله شروع به ساخت آن کنم.

بازیگر فیلم سینمایی «سرباز‌های جمعه» گفت: برای سال جدید در حال مذاکره برای بازی در یک فیلم هستم اما چون هنوز قرارداد این فیلم بسته نشده است نمی‌توانم نامی از آن ببرم اما بازی در این فیلم 50 درصد قطعی است.

کیمیایی در خصوص کار جدید پدرش «مسعود کیمیایی» گفت: پدرم در حال پیش‌تولید فیلم جدید خود است اما نام آن مشخص نیست و با شناختی که من از پدرم دارم، اسامی‌ که تا به حال از آن نام برده‌اند، قطعی نخواهد بود. همچنین نام فیلم پدرم تا 20 روز آینده مشخص خواهد شد.

 

* نمی‌دانم در فیلم پدرم بازی می‌کنم یا نه

 

کیمیایی در ادامه در خصوص بازی در فیلم مسعود کیمیایی گفت: هنوز فیلم‌نامه این فیلم قطعی نشده است و چون من نمی‌دانم جوانی که قرار است نقش اول داشته باشد در این سناریو هست یا نه، نمی‌دانم که در این فیلم بازی خواهم داشت یا نه. تا جایی که من می‌دانم شخصیت اول فیلم پدرم یک مرد میان‌سال است و حدود 50 سال دارد.

وی در ادامه افزود: به احتمال زیاد این نقش به من نخواهد خورد و شاید من نقش مکملی را در فیلم بازی کنم و اگر بازی در نقش مکمل نیز نشد پشت صحنه فیلم در کنار پدرم حضور خواهم داشت.

مسعود کیمیایی درباره عباس کیارستمی: او با سینمای هالیوودی درافتاد اما سلیقه جایزه‌ای ساخت


مسعود کیمیایی  در برابر دوربین برنامه هفت، از کیارستمی و آثارش گفت: "عباس کیارستمی با سینمای عظیم و هالیوودی درافتاده است. او نقش مهمی در زمینه فرهنگ ما داشت. سینمای او با کودکان طرف نیست. اما او سلیقه ساخت. سلیقه جایزه‌ای ساخت. ایشان را بسیار دوست دارم."

گشت ارشاد ارزش ها را به سخره میگیرد!!!!

"گشت ارشاد "با تمسخر ارزش های اسلامی اسباب شرمندگی وزارت ارشاد است

محمد صادق کوشکی در ارتباط با اهمیت اکران نوروزی به خبرنگار مهر گفت: اکران نوروزی از چند نظر در کشور ما مهم است. اول اینکه این اکران خانوادگی است زیرا جز معدود وقت هایی است که خانواده ها می توانند به صورت دسته جمعی با هم به دیدن فیلم ها بروند و آثار مورد نظرشان را ببینند زیرا وقت فراغت بیشتر است و سینماها مخاطبان بیشتری را پوشش می دهند.

وی افزود: از جهت دیگر اکران نوروزی به نوعی تایید یک فیلم محسوب می شود اگر اثری بخواهد از بهترین موقعیت در جذب مخاطب و فروش بهره مند شوند قاعدتا در فهرست فیلمهای نوروزی قرار می گیرد.

این منتقد سینما ادامه داد: اما وزارت ارشاد وظیفه دارد جهت گیری های سینمایی کشور را تعیین کند به سمت و سویی که ارزشهای اسلامی تقویت شود و فیلم ها و فیلمسازانی که اهتمام به فرهنگ دینی و اسلامی داشته اند در خلال بهره مند شدن از اکران نوروزی بتوانند تشویق شوند.

کوشکی در ادامه بیان کرد: در این شرایط مشخص می شود که سمت و سوی وزارت ارشاد و دقیق تر از آن نظام کدام سمت است. این یک راه محسوب می شود تا فیلم های مطلوب در فهرست نوروز قرار بگیرد.
 
وی تاکید کرد: متاسفانه شاهد هستیم از فیلم هایی که برای نوروز 91 در نظر گرفته شده است دو فیلم "زندگی خصوصی" و "گشت ارشاد" مشکلدار هستند. این دو فیلم مناسب فضای خانوادگی نیستند.

کوشکی با اشاره به فیلم "زندگی خصوصی" گفت: این فیلم به هیچ عنوان برای مخاطب خانواده مناسب نیست و قطعا با توجه به نکات منفی و بدآموزی ها مخاطف بنیاد خانواده است زیرا زندگی خصوصی روایت یک خیانت است و قطعا این فیلم تاثیر منفی خواهد گذاشت.

کوشکی در ارتباط با فیلم گشت ارشاد افزود: این فیلم هم بسیاری از ارزش ها ، مقدسات و بایستی های دینی ما را به هزل و تمسخر گرفته است. اینکه آیا فیلمسازان پاداش چنین رفتارهایی را با اکران فیلم هایشان می گیرند و یا وزارت ارشاد می خواهد به این دو فیلم به دلیل شکستن خطوط قرمز و چنین رفتارهایی جایزه بدهد که در فهرست اکران نورزی آنها را قرار داده است.
 
این منتقد سینما ادامه داد: دست اندرکاران وزارت ارشاد و شخص وزیر ارشاد به عنوان کسی که دکترای فقه دارد و زمانی در دوره پنجم مجلس شورای اسلامی طلایه دار استیضاح مهاجرانی بودند و آنجا از نکاتی که حسینی وزیر ارشاد فعلی به عنوان نماینده مجلس در استیضاح مهاجرانی مطرح کردند این بود که سینما دارد به سمتی می رود که ارزش های اسلامی و نظام را زیر سئوال می برد.
 
کوشکی در ادامه عنوان کرد: امروز باید از حسینی سئوال کنیم که آیا این عملکرد شما به ویژه معاونت سینمایی و سازمان سینمایی در ماجرای اکران نوروزی ارزش های اسلامی را زیر سئوال نمی برد؟ آیا توهین نیست؟

وی افزود: وقتی در فیلم گشت ارشاد مراسم عزاداری سالار شهیدان در دو کلمه قمه زنی و قیمه خلاصه شده است و در واقع قهرمانان فیلم به صراحت مراسم عزاداری را به تمسخر می گیرند و آن را مرکب از کلمه قیمه و قمه می دانند آیا منظور ایشان از اختصاص اکران نوروزی به چنین فیلمی تشویق سازندگان اثر است.

کوشکی تاکید کرد: با وجود چنین آثاری و نگاه مسئولین ما در سال آینده تعداد بیشتری در خصوص خیانت در زندگی زناشویی و یا تعداد بیشتری فیلم در جهت تمسخر ارزش های اسلامی و مقدسات خواهیم داشت. به همین دلیل باید به طور جدی در اکران نوروزی تجدید نظر شود.

وی افزود: با صادر شدن مجوز اکران برای این فیلمها، وزارت ارشاد نشان می دهد که صلاحیت ندارد به خاطر اینکه به قدری با سهل انگاری فیلم ها را بررسی کردند که به هیچ عنوان خانواده معمولی ایرانی چنین فیلم هایی را نخواهند پسندید.

کوشکی در ادامه بیان کرد: این اسباب شرمندگی وزارت ارشاد است و حتما باید در این موضوع تجدید نظر کند. چنین فیلم هایی که شایسته لفظ مبتذل هستند و آبروی سینما و سینماگران ایرانی را می برند خصوصا حالا که سینمای ایران در افق جهانی شدن است این فیلم ها قطعا لطمه ای به آبروی سینما ایران می زند و قطعا خانواده های ایرانی از چنین آثاری استقبال نمی کنند.

این منتقد در پایان تاکید کرد: این آثار به نوعی ترویج فحشا و فساد است آیا دوستان اشاد تمایل دارند نامشان به عنوان کسانی که به چنین فیلم هایی مجوز دادند ثبت شود؟ در این صورت دیگر خودشان می دانند و وجدانشان و تاریخی که در ارتباط با آنها چه قضاوتی خواهد کرد.

سیمین دانشور

مسعود کیمیایی: سیمین دوست داشت من کارگردان اقتباس سینمایی «سووشون» باشم! 

به گزارش شبکه ایران درگذشت سیمین دانشور بانوی فرهیخته حیطه ادب سبب ساز آن شد که بسیاری از اهالی ادب و هنر،

 در یادداشتهایی پیام تسلیت خود را در این باره ارائه کنند. به همین بهانه مسعود کیمیایی فیلمساز باسابقه ایرانی هم با

 نگارش یادداشتی از این مساله صحبت کرده که سیمین دوست داشت اگر بنا است اقتباسی سینمایی از «سووشون»

 انجام شود، این کیمیایی باشد که این اقتباس را انجام می دهد. متن کامل یادداشت کیمیایی را به نقل از «اعتماد» می

 خوانید:

هر چه بود از خودش بود با استقلالی کاملدوست ندارم در حرفهایم سیمین دانشور را به جلال وصل کنم. ترجیح می‌دهم

 مستقیم و مستقل از او بگویم. صفتی در اونبود که بتوانی آن را متاثر از جلال تعریف کنی. هر چه بود از خودش بود با

 استقلالی کامل. آدمی وسیع با روحی جلیل،مهربان و خانم. او کاری سترگ تر از نوشتن «سووشون» کرده است، کنار

 آدمی چون جلال آل احمد ایستاد اما رشدمستقل از او را داشت. در خانه یک نویسنده مرد مشهور زندگی کرد اما هرگز در

 سایه او نماند و با میراثی چون «سووشون» خودش را به عنوان موثرترین زن تاریخ ادبیات ایران به همگان معرفی کرد.

به یاد دارم سیمین به همراه جلال و ابراهیم گلستان به دیدن «قیصر» آمده بودند. دوست داشتم جلو بروم و با او صحبت کنم

 اما هرگز فرصت آن پیش نیامد. بعدها به من گفت که دوست دارم اگر اقتباسی سینمایی از روی «سووشون» انجام شود تو

 کارگردان آن باشی. 

یمارتر از آن بودم که این اواخر به سراغش بروم اما حدود هشت ماه پیش به شکل تلفنی با هم گفتگویی داشتیم. شنیده

 بودم دچار آلزایمر شده است اما به نظرم حالش خوبتر از چیزی بود که می‌گفتند. مرا به یادداشت و از خاطرات گذشته

 گفتیم.

نویسنده شدن فقط به نوشتن نیست

سیمین فقط نویسنده نبود، او روحی والا داشت که با بزرگواری از پلشتی‌های زمانه

 نسبت به خودش می گذشت و این ویژگی، او را از تمام نویسندگان نسل خودش متمایز می کرد. نویسنده شدن فقط به

 نوشتن نیست، لیاقت هم می‌خواهد. سیمین لیاقتش را با به جا گذاشتن میراثی ماندگار چون «سووشون» از خود در

 خاطرات‌مان نشان داد.

مجموعه آثار مسعود كيميايی آماده عرضه است


 

محمدرضا عباسيان، مديرعامل موسسه رسانه هاي تصويري گفت: مجموعه آثار مسعود كيميايی آماده عرضه است؛ اما بابت رايت بعضي فيلم‌ها با تهيه‌كنندگان‌شان وارد مذاكره شده‌ايم تا اين مجموعه به زودي عرضه شود. مجموعه آثار داريوش مهرجويي هم در حال آماده‌سازي است. او در ادامه افزود: در اين مجموعه، همچنين مجموعه‌اي از آثار فيلم‌سازان زن سينماي ايران آماده و عرضه خواهد شد.

 

مديرعامل مؤسسه رسانه‌هاي تصويري درباره نحوه عرضه مجموعه آثار سه نسل از سينماگران سينماي ايران كه به تازگي رونمايي شد، اظهار كرد: اين مجموعه توزيع گسترده نخواهد شد و علاقه‌مندان مي‌توانند از طريق وب‌سايت مؤسسه رسانه‌هاي تصويري و فروشگاه مركزي مؤسسه، به قيمت 40 هزار تومان، اين مجموعه را تهيه كنند.

با تشکر از ایسنا

اندر باب تاخیر جرم

صحبتی با خوانندگان محترم وبلاگ

دوستان عزیز

مدتی است کامنت های زیادی مبنی بر تاخیر در ورود فیلم جرم در شبکه نمایش خانگی دریافت کردیم
متاسفانه ما هم از این تاخیر بی اطلاع هستیم.قرار بود موسسه "هنرنمای پارسیان" جرم را نیمه اول اسفند ماه روانه بازار کند که متاسفانه اینکار عملی نشده.ما هم مثل شما منتظریم اما عده ای از دوستان فکر میکنند مقصر ما هستیم.این وبلاگ فقط یک وبلاگ حمایتی است در نتیجه ما هم مثل شما بی اطلاع هستیم.تمام نوشته های این وبلاگ منبع دارد و شما باید از منابع علت را جویا شوید
به محض ورود جرم به شبکه نمایش خانگی شما را مطلع میکنیم و پست ویژه ای برایتان در نظر می گیریم
موفق باشید
سحر/سودابه/سیاوش(نویسندگان وبلاگ استاد مسعود کیمیایی)

یادداشتی از استاد اندر باب فیلم "قیصر"


فیلمِ "قیصر" حدودِ یک سال در توقیفِ دولتی بود. آن ها نمی گفتند "قیصر" چه اضافاتی دارد. می گفتند چرا کم دارد؟ رقص و آواز و قناعت به قناعت. چرا قاتلش زبان درازی می کند؟ چرا پاشنه ی کفش وَر می کشد و دنبالِ متجاوز می گردد؟ چرا به دادگستری نمی رود؟ چرا اصلاً تا به آخر می رود؟ اصلاً دشمنی از آن جا آغاز می شود که "قیصر" تا به آخر رفت. جازَده ها که کم نبودند، از این نگران بودند. آن ها می خواستند،"قیصر" یک جایی بِبُرَد و برود سراغ نظمی که آن ها بر کرسی هایش نشسته بودند. همان هایی که آمده بودند نظمِ تازه ای ایجاد کنند و بعد عقب نشینی کردند. این جوری شد که "قیصر" را سیاسی دیدند و خوب، حق با آن ها بود. فقط این نبود که "قیصر" قاتلِ خواهر و برادرش را از میان بردارد. او با آن نظمِ ساختگی درافتاد و این به مذاقِ خیلی ها که حتی مسئولِ دولتی هم نبودند، اما تابعِ نظم بودند، خوش نیامد. من محکوم شدم که از مملکتِ قانونی، شهرِ هِرت ساخته ام. من ساختم؟ نبود؟ آن نِق نِق ها و ایرادهای ظاهری، بهانه ای بود برای مقابله با زبان درازیِ قیصر و من که خالقش بودم. این را بعضی از خوب های آن موقع نوشتند...
قدرت ما در نیت ماست/مسعود کیمیایی

اسکار برای سینمای ایران/جدایی نادر از سیمین افتخار آفرینی کرد

و باز هم افتخاری دیگر برای سینمای ایران


اسکار بهترین فیلم خارجی به فیلم "جدایی نادر از سیمین" از ایران تعلق گرفت

تبریک به همه ایرانیان عزیز
همه سینما دوستان 
و همه عوامل این فیلم به ویژه اصغر فرهادی عزیز که باعث شد سینمای ایران دیده شود

وبلاگ استاد مسعود کیمیایی

پايان‌بندي «گشت ارشاد» براي اكران عمومي تغيير مي‌كند.

سعيد سهيلي كارگردان اين فيلم در گفت‌و‌گو با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، گفت: پس از بازخوردهايي كه از نمايش فيلم در جشنواره‌ي فيلم فجر گرفتم به قطعيت رسيدم تا دقايقي از پايان فيلم را حذف كنم و فيلم در نمايشگاه ماشين تمام شود.

وي افزود: در ابتدا هم همان پايان‌بندي را در نظر داشتم اما به توصيه بعضي از دوستان تصميم گرفتم‌صحنه‌هايي را اضافه كنم كه بازخورد خوبي نداشت.

«گشت ارشاد» با بازي حميد فرخ‌نژاد، ساعد سهيلي، پولاد كيميايي، نيوشا ضيغمي و جمشيد هاشم‌پور داستان سه جوان جنوب شهري است كه براي به دست آوردن مبلغي پول دست به كار خطرناكي مي‌زنند.

پ.ن : دوستانی که فیلم رو توی جشنواره دیدن لطفا بگن بعد از نمایشگاه ماشین چی بوده ؟؟؟؟

نوروز و گشت ارشاد

پنج فيلم اكران نوروزي مشخص شدند


«زندگي خصوصي» ، «گشت ارشاد» ، «تلفن همراه رئيس جمهور» ، «قلاده‌هاي طلا» و انتهاي خيابان هشتم»

به گزارش «باني فيلم»، در حالي كه بيش از سه هفته تا آغاز سال جديد باقي مانده شوراي صنفي نمايش در جلسه روز

 دوشنبه خود تكليف 5 فيلم اكران نوروز را مشخص كرد. «زندگيخصوصي» (حسين فرح‌بخش)، «گشت ارشاد» (سعيد

 سهيلي)، «تلفن همراه رئيس جمهور»  (علي عطشاني)، «قلاده‌هاي طلا» (ابوالقاسم طالبي) و «انتهاي خيابان هشتم»

 (عليرضا اميني) خروجي‌هاي جديد شوراي صنفي نمايش هستند كه البته مشخص نيست بعد از گذشت دو روز چرا اين

 خبر رسانه‌اي نشده است. شوراي صنفي نمايش هنوز مشخص نكرده هر كدام از اين فيلم‌ها در كدام گروه سينمايي روي

 پرده خواهد رفت. 


اولین خبر موثق از فیلم جدید کیمیایی


کیمیایی با دست تنها

مسعود كيميايي فيلم تازه‌اش را با عنوان موقت «دست تنها» مي‌سازد.

به گزارش «باني فيلم»، اين كارگردان مطرح سينما كه امسال فيلمي جلوي دوربين نبرد به تازگي نگارش فيلمنامه‌اي با عنوان «دست تنها» را به پايان رسانده است. نقش اصلي اين فيلم را سعيد راد بازي مي‌كند كه قرارداد وي براي ايفاي اين نقش با دست‌اندركاران پروژه بسته شده است. بعد از دو فيلم خاطره‌انگيز «سفر سنگ»، «خط قرمز» اين سومين همكاري سعيد راد و مسعود كيميايي خواهد بود. «دست تنها» يك فيلم نسبتاً جمع و جور خياباني است و قرار است اوايل سال آينده كليد بخورد. كيميايي بزودي درخواست پروانه ساخت اين پروژه را به اداره نظارت و ارزشيابي وزارت ارشاد ارسال خواهد كرد.

كيميايي با تأييد اين خبر به «باني فيلم» گفت: «فيلمنامه «تبعيد سايه‌ها» آماده شده و مراحل پيش‌توليد اصلي آن به پايان رسيده منتها به دليل فصل فيلمبرداري اين فيلم كه در تابستان است توليد آن به اوايل تابستان سال آينده موكول شده است. به همين دليل قبل از ساخت «تبعيد سايه‌ها» فيلم «دست تنها» را مي‌سازم كه سعيد راد نقش اصلي آن را بازي مي‌‌كند».

كيميايي در ادامه گفت: «سعيد راد بازيگر توانمندي است كه خاطرات خوبي با يكديگر داريم. او در «تبعيد سايه‌ها» نيز ايفاي نقش مي‌كند»قرار است «تبعيد سايه‌ها» را عليرضا زرين‌دست فيلمبرداري كند. كيميايي در خصوص همكاي تازه‌اش با اين فيلمبردار گفت: «مناسب ترين فرد براي فيلمبرداري «تبعيد سايه‌ها» زرين دست است . حسن زرين‌دست اين است كه طبق قصه‌ها يك روش فيلمبرداري ايجاد مي‌كند كه به كمك فيلم مي‌آيد».

اين كارگردان در خصوص بقيه بازيگران اين فيلم گفت: «اكبر زنجانپور، پولاد كيميايي، سوگل خالقي، نگار رمضاني و كاترين اصلاني نيز حضورشان در «تبعيد سايه‌ها» قطعي شده است.