ایمانی تدوین "گشت ارشاد" را آغاز کرد

به گزارش خبرنگار مهر، فیلمبرداری این فیلم مدتی پیش در تهران به پایان رسیده وهنوز آهنگساز و صداگذار "گشت ارشاد" مشخص نشده است. اولین نمایش این فیلم در جشنواره فجر امسال است.

حمید فرخ نژاد، پولاد کیمیایی، ساعد سهیلی، نیوشا ضیغمی، سحر قریشی، میر طاهر مظلومی و جمشید هاشم پور بازیگران اصلی این فیلم هستند. "گشت ارشاد" داستان سه جوان جنوب شهری است که برای بدست آوردن پول دست به کار خطرناکی می‌زنند. سهیلی خود تهیه‌کنندگی فیلمش را بر عهده دارد.

فیلمنامه "گشت ارشاد" را که داستانی اجتماعی دارد، سعید سهیلی نوشته است. او علاوه بر کارگردانی، تهیه‌کنندگی این فیلم را هم برعهده دارد. عوامل تولید این فیلم عبارتند از مدیرفیلمبرداری: تورج منصوری، طراح صحنه و لباس: عباس بلوندی، طراح گریم: مهرداد میرکیانی، صدابردار: آرش برومند، مشاور پروژه: بهروز شعیبی، دستیار اول کارگردان: علی مردانه و مدیر تولید: رضا نوروزی.

رضا معروفی هم تنها شد....

متاسفانه همسر استاد عزت الله انتظامی در گذشتند.
عرض تسلیت خدمت جناب استاد انتظامی و خانواده محترمشان علی الخصوص استاد مجید انتظامی پسر بزرگوارشان

"وبلاگ استاد کیمیایی"

دیالوگ/قسمت سوم/فیلم سربازهای جمعه


نقره: توطئه‌ای که آدم واسه خودش می‌کنه یعنی اعتیاد؛ انگار تو خواب دشنه بخوری بمیری، از خواب مرده بپری، ببینی تو رختخوابت پرِ خونه، قلبت کنارت، جدا از تو عین یه تیکه پلاستیک، بی‌خون سربه‌سرت میذاره: این اعتیاده؛ فارسی رو خوب حرف بزنی تو دهنت سرنگ باشه این اعتیاده.

 

گزارش نشست نقد و بررسی سینمای مسعود کیمیایی در غرفه سی نت

محسن آزاددل (مجری) - مجتبی اردشیری (منتقد مهمان)


سی نت:  

 دومین نشست از سلسله مباحث بررسی سینمای ایران در دهه 80 بعد از ظهر روز شنبه 16 مهر ماه 1390 در غرفه سایت سینمایی سی نت برگزار شد.

در این نشست صمیمی که با حضور مجتبی اردشیری منتقد مهمان، محسن آزاددل (مجری)، احمد شاهوند، حسین برزگران، نیما بهدادی مهر و جمعی از علاقه مندان سینما همراه بود با طرح این سوال که "جرم" در سینمای کیمیایی دارای چه جایگاهی است و اساسا مولفه های سینمای کیمیایی تحت تاثیر کدام مفهوم قرار دارد، تلاش شد تا نقدی اصولی درباره این سینما انجام گیرد.

در ابتدا مجری برنامه محسن آزاددل بررسی مختصری درباره فیلم های کیمیایی ارائه و این موضوع را عنوان کرد که کیمیایی آثاری چون رضا موتوری، گوزن ها و قیصر را در دهه 50 ماندگار کرده و در نهایت به سربازهای جمعه، محاکمه در خیابان و جرم رسیده و این سوال برای کسانی که سینمای کیمیایی را دنبال می کنند پیش می آید که آیا نگاه کیمیایی طی گذر زمان عوض شده و یا اینکه نوع فیلم سازی او تغییر نکرده است؟

مجتبی اردشیری: سینمای کیمیایی دارای یک سری مولفه های اصلی است و ملزوماتی که به زبان استعاری بیان میشود. کیمیایی مولف سینمای ماست و بسیاری از کسانی که جنس کار او را میشناسند مخاطب عام هستند گرچه وی در مقطعی از کارش قصد داشت از سینمای ایران خداحافظی کند و شرایطی برای او فراهم شد که دیگر نتوانست آنگونه فیلم بسازد که در دهه 50 فیلم ساخته بود اما با این وجود به ساخت آثاری پرداخت که همچنان کاربلدی کارگردانی کهنه کار را فریاد می زند.

برای مثال در حکم، المانها، دیالوگها و شخصیت ها به همراه موسیقی روان به چشم می آید و در رئیس این المانها نمود بیشتری پیدا میکند و میتوانیم در مجموع رئیس و حکم را شبیه به هم نبینیم. البته به سمت جلو و کارنامه کاری کیمیایی که نگاه میکنیم به جرم میرسیم که بعد از سی سال فعالیت هنری کیمیایی مورد توجه هیئت داوران در جشنواره فیلم فجر قرار گرفت و در چند بخش کاندیدای دریافت سیمرغ بلورین شد. 

داستان جرم از همان سکانس اول در بیست دقیقه ابتدایی مخاطب را با فیلم درگیر میکند و کیمیایی سینمای متعادلی را در جرم به تصویر میکشد که تا آنالیز شخصیت ها و تمامی مباحث دکوپاژ به درستی در آن رعایت شده است گرچه این انتظار بالای مخاطب مخاطب امروزیست که دیگر همانند دهه 50 به آثار کیمیایی نگاه نمیکند و انتطار آن را دارد که حتی جزئیات فیلم او نیز دقیق و حساب شده باشد.

حسین برزگران: اگر بخواهبم به تحلیل آثار کارگردانی بپردازیم که 28 فیلم در کارنامه خود داشته و فیلم هایش را از یکدیگر تفکیک کنیم درمیابیم بودند بسیار کسانی که کتاب هایی در وصف او نوشتند و فیلم هایش را نقد کردند اما بهترین تعریفی که در مورد کیمیایی گفته شد را میتوانم از زبان پرویز دوایی بیان کنم که گفت کیمیایی نه روشن فکر است نه سیاسی حتی تحصیلات آکادمیک هم ندارد اما او یک لات اسطوره ساز است البته نمیتوانم به طور مطلق بگویم که کیمیایی بهترین کارگردان است اما به جرات میتوانم بگویم که بعد از کیمیایی دیگر کارگردانی چون او نخواهیم داشت وگمان میکنم که وی در پرتو حوادث منجر به انقلاب اسلامی ناگزیر به انتخاب مسیری شد که بعد ازرد پای گرگ نسلی را به ما معرفی کند؛ این راه با ضیافت ادامه یافت و با اعتراض وارد دنیای جدیدی شدیم؛ 

البته شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر زندگی کیمیایی و پا به سن گذاشتن او باعث شد که فیلم لجام گسیخته سربازهای جمعه ساخته شود که فیلم متوسط این کارگردان محسوب میشود و مدت زمان بسیاری طول کشید تا دوباره کیمیایی همان کیمیایی شود. 

او در اثر خاصش یعنی حکم، ژانر متفاوتی را تجربه کرد و به سراغ خلق فضاهای متفاوت و صحنه های زیبا و گانگستری رفت که به این وجه حکم او زمان و مکان ندارد و زمان برای مخاطب بی مفهوم میشود و هر چه مخاطب تلاش میکند تا دریابد حکم چه زمانی از زندگی است به هیچ نتیجه ای نمیرسد شاید دیگر هیچ گاه دیالوگ های ماندگار انتظامی و شکیبایی تکرار نشود و این ها همه بیان گر این است که تماشاگری که مخاطب کیمیایی نباشد از سینمای او چیزی را درک نمیکند. 

نیما بهدادی مهر: یکی از وجوه اشتراک سینمای کیمیایی در دوران پهلوی و جمهوری اسلامی تداوم سنت ستاره سازی است که با بهروز وثوق شروع و به رضا یزدانی ختم شد. به واقع او در بقای ستاره هایش نقش به سزایی داشته و همواره ارتباط تنگاتنگ کیفیت آثار او با حضور ستارگان به چشم میاید و این سنت ستاره سازی جدای از بحث تاثیرات نام کیمیایی و جدای آن ویژگی های مثبت و منفی خیلی نقش آفرین بوده است.

احمد شاهوند سردبیر سی نت، کیمیایی را تنها کارگردان شاخص دهه پنجاه دانست و ادامه داد: کیمیایی قریب سی سال است در تمام فیلم هایش کد می دهد و چیز جدیدی ارائه نمی کند و به همین علت نزدیک به یک دهه است که با این سبک فیلمسازی ارتباطی برقرار نمی کنم. گرچه من تا اعتراض از طرفداران او بودم اما از سربازهای جمعه تا به امروز فاصله من و کیمیایی بیشتر و بیشتر شده است. فضاها و آدمهایش را نمی شناسم و نمی توانم با آنها ارتباط برقرار کنم.

آزاد دل: عده ای بر این باورند که کیمیایی در آثارش منطق ندارد و برای دل خودش فیلم میسازد. 

اردشیری: کمال گرایی و معرفت، عناصر اصلی آثار کیمیایی هستند که در سربازهای جمعه آن را به وضوح دیدیم. کیمیایی همیشه چند سوپراستار در فیلم هایش دارد و از آنها به خوبی بازی میگیرد اما من بر این گمانم که بهرام رادان به هیچ وجه گزینه مناسبی برای آثار کیمیایی نیست.

شاهوند : بهتره به فیلم جرم بپردازیم . برخلاف اکثر فیلمهای کیمیایی که شروع بسیار خوبی دارند، شروع جرم از نظر من منطق روایی ندارد. 

اردشیری : بر خلاف نظر شما جرم از لحظه اول تکلیف مخاطب را روشن میسازد و این تنها اثر کیمیایی است که داستان در آن به خوبی هر چه تمام به تصویر کشیده شده است. قهرمان در داستان کیمیایی اهل ریسک و معرفت است.

شاهوند بی منطقی فیلم های کیمیایی را نقطه ضعف این کارگردان عنوان می کند و می گوید: بی منطقی از کیمیایی را نمی توان پذیرفت این بی منطقی را درسکانس ابتدایی جرم می توان درک کرد آنجا که رضا سرچشمه در حالی که فرصت فرار دارد اما خود را تسلیم می کند. 

اردشیری: سینمای کیمیایی، سینمای احتمالات است و همواره در مسیر قهرمان این سینما چند فرضیه قرار می گیرد تا شخصیت با انتخاب راه اصلح به مسیر قهرمانی خود سر و شکلی حقیقی دهد.

بهدادی مهر: در پاسخ به نظر شما باید به این مساله توجه داشت که سینما قاب چینش بی منطق احتمالات نیست و با همین دید، احتمالاتی که در جرم کیمیایی مطرح شده به شدت بی منطق است، فیلم مافیایی نبوده و از لحاظ ساختاری فیلمی است سیاسی با مایه هایی از اکشن خیابانی. 
اما داستان تحلیل جرم کیمیایی بین منتقدین وقتی جذاب میشود که آزاد دل مجری برنامه به ممیزی های جرم اشاره میکند و این که قرار بود فیلم در دهه 80 ساخته شود اما به دلیل مسائلی به دهه 50 میرود و در آن فضا ساخته میشود.

برزگران : من 21 بار فیلم جرم کیمیایی را دیدم و به تمامی صحنه های فیلم واقف هستم، کیمیایی به دلیل بسته بودن فضای کاریش حرف هایش را به صورت نمادین و با کنایه عنوان کرده که در تصاویر به وضوح دیده میشود.

شاهوند: اما کیمیایی بدترین راه را برای گفتن حرف هایش انتخاب کرده است. اینکه در فیلم کولر گازی و پراید را نماد امروزی بودن آدمها و وقایع فیلم بدانیم، بدترین شیوه کدگذاری است.

اردشیری: هر فیلمسازی ابزار خاص خود را دارد که با آن فیلمش را میسازد و لازمه ساخت آثار کیمیایی نیز چاقو و رفاقت است.

شاهوند: کیمیایی جزئیات فیلمهایش را رها کرده و فقط قسمت هایی که خودش دوست دارد را پر رنگ به تصویر کشیده است. 

آزاد دل: اما جرم پر از فصل های ماندگار است. 

شاهوند: 8 سال است که دلم برای فیلم های اصیل کیمیایی تنگ شده است و وقتی انسان از عشق فاصله میگیرد سعی میکند با دید منطقی به موضوع نگاه کند.

برزگران: با این بحث های انتقادی که شما مطرح می کنید پس چرا هواداران کیمیایی عاشق وی هستند؟

بهدادی مهر:جامعه ایرانی خاطره باز است و کیمیایی بر اساس خاطره های جامعه آثار خود را سر و شکل می بخشد و به دلیل همین همذات پنداری مخاطب با سینمای کیمیایی است که ما با جمعی عاشق سینه چاک و مرید حلقه به گوش در گرداگرد کیمیایی روبرو می شویم.

شاهوند: در جواب آقای برزگران ارجاع می دهم به دیالوگ جلال پیشواییان در جرم که به پولاد کیمیایی می گوید: "هرجا رفتی با مردم باش". کیمیایی چهل سال است که با مردم است. شاید دلیل عشق به کیمیایی همین باشد.

به عنوان صحبت پایانی تنها به این نکته بسنده می کنم که نمی توان در فضای رئال دل خوش به نمادها بود و این دقیقا بزرگترین و مهمترین نقطه ضعف فیلم جرم است.

اردشیری: چه بخواهیم و چه نخواهیم سینمای کیمیایی سینمای معیار و محک است و سینمایی تعیین کننده که آثارش به سمت ارتقا پیش میرود اما این را نباید فراموش کرد که هنوز بسیارند کسانی که دیوانه وار پیرو خط استاد فیلم سازی مسعود کیمیایی هستند و شاید کمتر کارگردانی این دوستی و مهربانی با مخاطب نصیبش شود.

آزاددل: جمله پایانی بحث را از دیالوگ فیلم جرم ادا می کنم که راه بلد راه خودش را می ره.


...................................

تنظیم: مهدیه مستعد

با تشکر از آقای محسن آزاددل

حکم

سلام

ممنون از همراهی خوبتون. نوبت به حکم رسید که فیلم مورد علاقه ی منه نباید میگفتم اما نمیشه پنهان کرد من حکم رو از همه ی فیلم های ایرانی دیگه بیشتر دوست دارم و علاقه مندم که در مورد این فیلم با شما دوستان صحبت کنم و دلایل خودمو بگم . به نظر من حکم دنیایی داره که میشه در موردش کتاب نوشت.حکم پر از نشانه هایی است که برای دریافت آنها باید بارها بنشینیم . البته من به اشکالات فنی این فیلم واقف هستم و صحبت هام به معنی ندیده گرفتن ضعف های فیلم نیست اما میشه این اشکالات فنی رو به محتوای عالی فیلم بخشید.

یادداشت استاد برای حکم

بیست و پنجمین فیلم بیش از ۴ دهه حکم یکی است. این فیلم گوشه ای از همان فیلم هاست که در تاریکی مانده و نشان داده نشده . همه جای زندگی حکم هست از عاشقانه ها  تا مرگ از هوای خوب عشق تا زخم. یک رضا در فیلم حکم هست که آقای انتظامی آن را بازی می کند. رضا یک عقیده دارد انسان یک سرمایه ی بزرگ دارد که این سرمایه میزان شهامت او در مرگ خواهی است به وقت تحقیر و توهین می توانی در این جهان نباشی . "مرگ" انسان را کامل می کند. فیلم "حکم" زندگی را احمدرضا احمدی گفت این حلقه ی آخر ماست ما این آخرین ها را "حکم" را به آپارات گذاشته ایم.نمایش های آخر است اما من برای نمایش آخر به آپارات نمی روم به احمدرضا گفتم زود است تا ببینم حکم چیست.

عکس های فیلم در ادامه مطلب

تولد

سلام 

امروز تولد کسیه که اگه چند نفر دیگه مثل اون توی دنیا بودن این دنیا جای بهتری برای زندگی کردن بود

سحر عزیزم بخاطر اینکه دوستی مثل تو  دارم به خودم می بالم 

تولدت مبارک امیدوارم سالهای بیشتری رو با هم باشیم 

سودابه (مهر ماه 90)

دیالوگ/فیلم حکم-قسمت دوم

حکم: 
رضا معروفی: هی پسر. چار تا چایی. پنج تا تخم‌مرغ می‌ندازی تو کره... محلی. زرده‌شو به هم نزنیا. می‌خوام وقتی می‌خورم،‌ ببینم. رؤیت کنم. زرده‌شو که به هم می‌زنن و جنجال تو تابه راه می‌ندازن و جنگ بین زرده و سفیده و کره و نمک و دو پر گوجه‌فرنگی مغلوبه می‌شه، می‌ذاره جلوت، جیگر می‌خواد... جیگر می‌خواد بگه این محلی نیست!

 

سلحشور!!!

حسادت های جناب سلحشور همچنان ادامه دارد....

این کارگردان درباره کمبود تولید آثار ارزشی در ایران اظهار کرد: از کوزه همان برون تراود که در اوست. فیلمسازان درون خود را منعکس می‌کنند. اگر آن‌ها به چیزی اعتقاد نداشته باشند مسلما نمی‌توانند اثر موفقی درباره آن خلق کنند. فیلمسازان ما جز به روابط دختر و پسری و اکشن و آرتیست بازی کار دیگری بلد نیستند.

سلحشور با بیان این مطلب که تعداد انگشت شمار آثار ارزشی نمی‌تواند سیل آثار غیر ارزشی را پوشش دهد، بیان کرد: هنرمندان تعلیم یافته مکتب حقیقت نیستند و حتی برخی فیلمسازان نیز که به ساخت آثار مذهبی روی می‌آورند نتیجه‌ای شعاری دارد. درباره امام (ره) می‌بینیم که فیلمسازان تنها می‌توانند کودکی او را فیلم کنند و توان رفتن به سراغ شخصیت وی فراتر از کودکی ندارند.

وی با اشاره به قدرت تشخیص حق از باطل در وجود انسان‌ها تصریح کرد: ما ولی فقیه داریم. هر کسی را که ایشان تایید کرد می‌پذیریم. همیشه ا ز طرفداران یک شخصیت یا جریان می‌توان به حق یا باطل بودن آن پی برد. اما متاسفانه مسئولان مملکتی جز حضرت آقا همگی وضعیت موجود هنر را پذیرفته‌اند و حاضر نیستند برای اصلاحش قدمی بردارند.

کارگردان "یوسف پیامبر" همچنین با انتقاد از برگزاری گرامیداشت مسعود کیمیایی در جشنواره فیلم فجر، تاکید کرد: اثری همچون "33 روز" با بازی درخشان و پرداخت به یکی از موضوعات روز جهان اسلام مورد بی مهری جشنواره، مطبوعات و مسئولان قرار می‌گیرد اما از تکرار چاقوکشی و مسائل دهه‌های گذشته در آثار کیمیایی استقبال می‌شود.

وی گفت: کیمیایی با ساخت "سفر سنگ" نشان داد می‌تواند مردم را با اثری مناسب به خود جذب کند اما متاسفانه حال تنها به تکرار خود روی آورده است. با این حال بر این اعتقادم که از جریان موجود سینما و تلویزیون نیز می‌توان در مسیر درست بهره برد و این امر به خواسته و باور مسئولان برمی‌گردد.

قیصر

عکس دیده نشده ای از پشت صحنه فیلم قیصر با حضور استاد کیمیایی و بهروز وثوقی


مسعود کیمیایی «گوزن‌ها» را بر اساس گزارش کیهان ساخت+جزئیات حادثه

به نقل از کافه سینما

گوزن‌ها یکی از ماندگارترین آثار تاریخ سینمای ایران است. به گزارش شبکه ایران محمد بلوری روزنامه نگار قدیمی ایران که سالها در سرویس حوادث روزنامه کیهان کار میکرده است به تازگی در یادداشتی به این موضوع اشاره کرده است که مسعود کیمیایی فیلم «گوزنها» را برمبنای ماجرایی حقیقی که در نازی آباد تهران رخ داده است، ساخته است. بخشهایی از یادداشت بلوری در این باره را به نقل از اعتماد می خوانید:

سکوت ابهام آمیز

بیست و هشتم مردادسال 51 از روشنی سحری، سکوت ابهام آمیزی سراسرتهران را فراگرفته بود. نظامیان مسلح و ماموران ساواک در خیابان ها پراکنده بودند و چراغ های چشمک زن بر سر چهاراه ها،انگاری با ضربان سرخ قلبشان وقوع فاجعه یی را هشدار می دادند. به مناسبت آغاز بیستمین سالگرد کودتای 28مرداد32،رژیم نگران آن بود که سازمانها و گروه های مبارز،عملیات مسلحانه یی در نقاط مختلف شهر انجام بدهند. صبح آن روز در تالار تحریریه روزنامه کیهان،سرگرم کاربودیم،در تماس تلفنی خبردادند منطقه نازی آباد به محاصره ماموران در آمده و از کوچه ها و خیابان ها صدای شلیک پیاپی به گوش می رسد. از جلال هاشمی، خبرنگارگروه حوادث خواستم به سرعت روانه محل شود و درباره جزئیات واقعه تحقیق کند.جلال از جنگ و گریز یک مبارز مسلح با ماموران ساواک خبرداد که پس از پناه بردن به خانه یی،با رگبار گلوله روبرو شد و به قتل رسید.

 

قدرت «گوزنها»=احمد زبیرم

براساس آنچه که از همکار خبرنگارم شنیده بودم، گزارشی نوشتم که چاپ این گزارش،افکار عمومی را به هیجان آورد،از سویی خشم حکومت را برانگیخت و از سوی دیگر، آتش دشمنی بین صدام حسین و رژیم ایران را شعله ورتر کرد...گزارشم از واقعه نازی آباد اینگونه بود: در سحرگاه آن روز(28مردادسال51)احمد زبیرم،یکی از رهبران سازمانی که درمبارزه مسلحانه یی علیه رژیم بود،از پایگاه مخفی اش بیرون آمد تا برای برنامه ریزی یک عملیات ضربتی،به یک خانه تیمی در نازی آباد برود. او با تغییرچهره سوار یک موتور بود و با خورجینش مقداری سلاح و مهمات حمل می کرد. این جوان مسلح سرپل راه آهن رسیده بود که یکی از ماموران گشت به او ظنین شد و دستورایست داد، ولی او به سرعت رو به نازی آباد فرارکرد.با سوت و اخطار پاسبان گشت،ماموران ساواک که در نزدیکی بودند،ضمن تعقیب جوان موتورسوار،از مرکز فرماندهی درخواست کمک کردند.با فرار او به نازی آباد،این منطقه در زمان کوتاهی به محاصره ماموران ساواک در آمد و هلی کوپتری هم به پرواز در آمد تا با گشت در آسمان نازی آباد،مسیر فرارموتورسوار را شناسایی کند.

 

 

کوچه بن بست!

در جریان این تعقیب،چند ساواکی مسلح او را در محله یی یافتند و شروع به تیراندازی کردند که یکی از گلوله ها به پایش خورد. با این حال لنگ لنگان و در حال فرار یکی از ماموران را هدف قرار داد و او را از پای در آورد. وقتی می خواست وارد یک کوچه فرعی شود،مرد سالخورده یی بغلش کرد تا ماموران از راه برسند،چون تحت تاثیر تبلیغات رژیم،وی را یک خرابکار می دانست که به دستگیر کننده اش جایزه می دادند! احمد زبیرم به مرد سالخورده گفت:«پدر،ولم کن،من خرابکار نیستم»ولی پیرمرد رهایش نمی کرد تا اینکه با شلیک یک تیر هوایی از چنگش رها شد و به داخل کوچه فرعی دوید،اما کوچه،یک بن بست بود. در ته بن بست چشمش به درنیمه باز خانه یی افتاد و وارد حیاط شد.

 

«سید»ی در کار نبود!

زنی را دید که پای حوض سرگرم شستن رخت ها بود و پسر کوچکش بازی می کرد. سطل پلاستیکی کوچکی را که کنار حوض بود،برداشت و فشنگ هایی را که در جیب داشت در آن ریخت. بعد چادری را که دور کمر زن بسته بود،از او گرفت و نواری از آن را به زخم خونریزی پایش بست. چند اسکناسی را که در جیب داشت،به زن داد و گفت:«این پول سطل و چادرت خواهر،تا تیراندازی نشده باید با بچه ات در زیر زمین پناه بگیرید.» مادر و فرزندش را به زیر زمین برد و بعد با سطل پراز فشنگ به ایوان دوید و پشت پنجره یک اتاق سنگر گرفت. چند لحظه بعد پشت بام خانه های اطراف پر از ماموران مسلحی شد که بر لب بام ها سنگر گرفتند و شلیک را آغازکردند. جوان مسلح نیزشروع به تیراندازی کرد تا اینکه با اصابت چند گلوله در پشت پنجره افتاد و کشته شد.

 

کیمیایی از این گزارش الهام گرفت

انتشار این گزارش واکنش خشمگینانه ساواک را بر انگیخت،چون تبلیغات رژیم که مخالفان مسلح را «خرابکار» و «دشمن مردم» معرفی می کرد،نقش بر آب می شد... با این حال خشم ساواک دامن من و همکارم را گرفت و هر دوی ما به عنوان آشوبگر، برای بازجویی به ساواک احضار شدیم تا اینکه مدتی بعد، به خاطر نوشتن چنین گزارشی هایی از سوی ساواک ممنوع القلم شدم و حدود یک سال از نوشتن در مطبوعات محرومم کردند اما نگاه مسعود کیمیایی به گزارش من،جور دیگری بود. او با الهام از این واقعه فیلم سینمایی «گوزن ها» را ساخت که اثری ماندگاردر سینمای ایران است.

استاد مسعود کیمیایی و پولاد کیمیایی



عکس های استاد مسعود کیمیایی و پولاد کیمیایی در مجله نسل امروز

عکاس:محسن بیگلری

با تشکر از پارسیوود

"عکس ها پس از save شدن در اندازه بزرگ و واقعی هستند"

 

     

دیالوگ/قسمت اول /فیلم ردپای گرگ

ردپای گرگ:

عکس،‌ عکس. فقط عکسه که می‌مونه. عکس!


رضا: اجازه میدی کنار شما، دستم رو کفش شما، یادگاری بمونه رو دیوار؟

صادق خان: دستت رو سر طلعت و چراغ خونه‌ات.

رضا: (به نوازنده) بزن که تو عکسم صداش تو گوشمون بمونه. بیا طلعت. بیا اینجا... بشین اینجا. اینجام بذار واسه من، کنار آقام. فرشته خانم، کنار صادق خان. حالا شد. بیا ناصر جون. بیا بابا چته حالا؟ بیا فتو... بشین. بشین اینجا. بیا ناصر جون. بیا اینجا. حالا شد. همه چی حاضره. اما حیف، آدم خیالش می‌مونه که همش اینجوری می‌مونه. بعدش نوبت آقام صادقه و فرشته خانم. اما فرشته خانم! اگه پسر آوردین، که حق هر چی بخواد، نذار این آقام بذاردش تو معامله کود و سم. درس!

فرشته: هر چی خدا بخواد... بگو طلعت آقا باباتونم بیاد تو عکس.

طلعت:‌ بابا بیا تو عکس.

رضا:‌ آق تهرانی تو عکس باشه، اون عکس بره سینه دیوار اتاق، دیگه اون دیوار نمی‌ریزه. بیا فتو. یه عکس مَشت.

صادق خان: آقا تهرانی به این بلندی ماشاالله خودش دیواره. عکس یه عمر به اون وامیسّه.

آقا تهرانی: پای همدیگه پیر شین. .. شما صادق خان. عقد فرشته رو کی می‌خونی؟

صادق خان: وقتی بلبل بخونه.

رضا: آخ که قربون خوندنت، ‌رستم شاهنومه! با اجازه شما، می‌خوام جسارت کنم، ‌دست بندازم رو شونه شما. یه دفعه هم بشیم قد شما. اینم چاقو، که پیش پای شما، می‌بندیم و می‌ذاریم کنار. طلعت خواسته؛ مام می‌ذاریم تو سفره.

صادق خان: آقا تهرانی وقتی اینجاست، این مجلس صاحاب داره. ما پامونو جلوی آقا تهرانی دراز نمی‌کنیم.

رضا: قربون ناصر خان ساکت! یه جا وایسا که باشی!

ناصر: ما همیشه هستیم؛ اگه نمرده باشیم.

صادق:‌ این دفعه بر منکرش... عزت!

ناصر: عزت واسه منکر کی؟

صادق: ‌عکسو بگیر!

رضا: خیلی خب! همگی جمع! ساکت! (به نوازنده) ‌تو بزن!

به زودی

بررسی فیلم "حکم" و نظرات شما دوستان عزیز

اضافه شدن بخش "دیالوگ های آثار استاد کیمیایی" هفته ای یکبار

و

تغییراتی در وبلاگ

با ما همراه باشید

بازگشت 2

سلام

از همه ی دوستانی که در پست نقد محاکمه در خیابان لطف کردن و نظراتشون رو گفتن ممنونم اما خب تعداد نظرات خیلی کم بود و نکته ی دیگه این که من دلم نمیخواست که خودم جواب هر نقدی رو بدم و بحث  فقط بین من و دوستی که نظرش رو گفته ادامه پیدا کنه و ازتون میخوام در موارد بعدی هرکس به نظرش با دیگری در تضاد بود در موردش بحث کنه .

اینبار باید به فیلمی بپردازیم که اتفاقا موافقان چندانی نداره و ازتون میخوام که نظرتون رو درباره ی این فیلم بنویسید ( اگه به نظرتون فیلم خوبیه یا فیلم بدیه در هر دو حالت دلایلتون رو بنویسید)

اطلاعات فیلم

رییس بیست و چهارمین فیلم مسعود کیمیایی که در سال ۱۳۸۵ ساخته شد و اولین نمایش آن در جشنوازه فیلم فجر همان سال بود و پس از آن در سال ۱۳۸۶ اکران عمومی شد

بازیگران:

  • فرامرز قریبیان در نقش رضا
  • خسرو شکیبایی در نقش دکتر
  • لعیا زنگنه در نقش فرشته
  • ضیاء همایون در نقش سرهنگ تیموری
  • پولاد کیمیایی در نقش سیامک
  • داریوش ارجمند در نقش رئیس
  • امین تارخ در نقش سرهنگ رضا
  • مهناز افشار در نقش طلا
  • شاهرخ نورمحمدی در نقش آرش
  • اکبر معززی در نقش رانندهٔ کامیون
  • فروردین رستمی امانی در نقش وکیل

    عکس هایی از فیلم را در ادامه مطلب ببینید

     

  • ادامه نوشته

    "به هدف شلیک کن" در گروه سینمایی قدس اکران عمومی می‌شود


    فیلم سینمایی "به هدف شلیک کن" به کار گردانی محمد کتیرایی در گروه سینمایی قدس به روی پرده می‌رود.

    به گزارش خبرنگار مهر، "به هدف شلیک کن" بعد از فیلم "در امتداد شهر" ساخته علی عطشانی در گروه سینمایی قدس به روی پرده می‌رود. هم اکنون فیلم "شیش و بش" در این گروه اکران است و پس از آن "پرتقال خونی" به روی پرده می‌رود. 

    بعد از اتمام اکران فیلم سیروس الوند، "در امتداد شهر" در همین گروه به نمایش در می‌آید. با این وجود "به هدف شلیک کن" اواخر پائیز اکران عمومی خواهد شد.

    پژمان بازغی، پولاد کیمیایی، روناک یونسی، کامران تفتی، اردلان شجاع‌کاوه و اشکان خطیبی بازیگران این فیلم هستند که نخستین تجربه کارگردانی کتیرایی است. جهانگیر کوثری تهیه‌کننده فیلم است.

    بخشی از عوامل تولید عبارتند از  فیلمبردار: هومن بهمنش، صدابردار: کریم کاشانی، طراح گریم: مهرداد میرکیانی، طراح صحنه: سعید آهنگرانی، طراح لباس: مرجان گلزار، عکاس: ساتیار امامی، مدیر تولید: نوا روحانی، سرمایه‌گذار: مهرپویا فاریابیان. محصول سازمان سینمایی 79.

    مجید بلون فیلمنامه اولیه "به هدف شلیک کن" را نوشته و سامان سالور نویسنده نسخه نهایی آن بوده است.