یادداشت استاد کیمیایی در روزنامه اعتماد


 "استعفا از ميز، استعفا از كار متصل به ميز، تواني شريف مي‌خواهد. اين توان شرافتمندانه اگر نباشد هم كار متوقف مي‌شود و هم ميز بي‌آبرو."

"تربيتي مي‌خواهد كه يك توان را در خودت نفي كني و استعفا بدهي. بايد از كاري كه پر از عشق و اجرا است اما در بافت تو جا نمي‌افتد و با خلق و اصل تو جور در نمي‌آيد، كنار بكشي، هر قدر هم كه اين كنار كشيدن سخت باشد. قراري با خودم دارم كه يك موسيقيدان بشوم، اگر نشدم، بايد از خواستم استعفا دهم. اگر آمدند و گفتند بمان و بالاتر برو بايد بتوانم پيشنهاد رييس اركستر سمفونيك را هم رد كنم. اين تربيت، فهم اندازه‌هاي خود كار مي‌برد. ما بايد خودمان را براي نه گفتن به ميزها و سمت‌ها تربيت كنيم. خيلي‌ها سفري را آغاز مي‌كنند، به تعريفي كه مي‌رويم تا ببينيم چه خواهد شد. استعفا از ميز، استعفا از كار متصل به ميز، تواني شريف مي‌خواهد. اين توان شرافتمندانه اگر نباشد هم كار متوقف مي‌شود و هم ميز بي‌آبرو.

ميل به دانستن رفيع است، اين رفعت با ندانستگي و ناداني سقوطي سخت دارد. وظيفه من آن است كه بدانم استعفا از اشتباه عزيزتر و شريف‌تر است. بايد بگذارم خامي‌ام سقوط كند به بهاي اينكه شرافتم را حفظ كنم. فهم و حفظ اين شرافت، درك بهاي نه گفتن و ترك ميز براي پاك ماندن اين آبرو، آبروي من و آبروي آن ميز كه من ميراث‌دار آن بوده‌ام راحت نيست، اما هميشه ارزشش را دارد. جرات ندانستگي، خود دانستگي است."