گزارش نشست نقد و بررسی سینمای مسعود کیمیایی در غرفه سی نت

سی نت:
دومین نشست از سلسله مباحث بررسی سینمای ایران در دهه 80 بعد از ظهر روز شنبه 16 مهر ماه 1390 در غرفه سایت سینمایی سی نت برگزار شد.
در این نشست صمیمی که با حضور مجتبی اردشیری منتقد مهمان، محسن آزاددل (مجری)، احمد شاهوند، حسین برزگران، نیما بهدادی مهر و جمعی از علاقه مندان سینما همراه بود با طرح این سوال که "جرم" در سینمای کیمیایی دارای چه جایگاهی است و اساسا مولفه های سینمای کیمیایی تحت تاثیر کدام مفهوم قرار دارد، تلاش شد تا نقدی اصولی درباره این سینما انجام گیرد.
در ابتدا مجری برنامه محسن آزاددل بررسی مختصری درباره فیلم های کیمیایی ارائه و این موضوع را عنوان کرد که کیمیایی آثاری چون رضا موتوری، گوزن ها و قیصر را در دهه 50 ماندگار کرده و در نهایت به سربازهای جمعه، محاکمه در خیابان و جرم رسیده و این سوال برای کسانی که سینمای کیمیایی را دنبال می کنند پیش می آید که آیا نگاه کیمیایی طی گذر زمان عوض شده و یا اینکه نوع فیلم سازی او تغییر نکرده است؟
مجتبی اردشیری: سینمای کیمیایی دارای یک سری مولفه های اصلی است و ملزوماتی که به زبان استعاری بیان میشود. کیمیایی مولف سینمای ماست و بسیاری از کسانی که جنس کار او را میشناسند مخاطب عام هستند گرچه وی در مقطعی از کارش قصد داشت از سینمای ایران خداحافظی کند و شرایطی برای او فراهم شد که دیگر نتوانست آنگونه فیلم بسازد که در دهه 50 فیلم ساخته بود اما با این وجود به ساخت آثاری پرداخت که همچنان کاربلدی کارگردانی کهنه کار را فریاد می زند.
برای مثال در حکم، المانها، دیالوگها و شخصیت ها به همراه موسیقی روان به چشم می آید و در رئیس این المانها نمود بیشتری پیدا میکند و میتوانیم در مجموع رئیس و حکم را شبیه به هم نبینیم. البته به سمت جلو و کارنامه کاری کیمیایی که نگاه میکنیم به جرم میرسیم که بعد از سی سال فعالیت هنری کیمیایی مورد توجه هیئت داوران در جشنواره فیلم فجر قرار گرفت و در چند بخش کاندیدای دریافت سیمرغ بلورین شد.
داستان جرم از همان سکانس اول در بیست دقیقه ابتدایی مخاطب را با فیلم درگیر میکند و کیمیایی سینمای متعادلی را در جرم به تصویر میکشد که تا آنالیز شخصیت ها و تمامی مباحث دکوپاژ به درستی در آن رعایت شده است گرچه این انتظار بالای مخاطب مخاطب امروزیست که دیگر همانند دهه 50 به آثار کیمیایی نگاه نمیکند و انتطار آن را دارد که حتی جزئیات فیلم او نیز دقیق و حساب شده باشد.
حسین برزگران: اگر بخواهبم به تحلیل آثار کارگردانی بپردازیم که 28 فیلم در کارنامه خود داشته و فیلم هایش را از یکدیگر تفکیک کنیم درمیابیم بودند بسیار کسانی که کتاب هایی در وصف او نوشتند و فیلم هایش را نقد کردند اما بهترین تعریفی که در مورد کیمیایی گفته شد را میتوانم از زبان پرویز دوایی بیان کنم که گفت کیمیایی نه روشن فکر است نه سیاسی حتی تحصیلات آکادمیک هم ندارد اما او یک لات اسطوره ساز است البته نمیتوانم به طور مطلق بگویم که کیمیایی بهترین کارگردان است اما به جرات میتوانم بگویم که بعد از کیمیایی دیگر کارگردانی چون او نخواهیم داشت وگمان میکنم که وی در پرتو حوادث منجر به انقلاب اسلامی ناگزیر به انتخاب مسیری شد که بعد ازرد پای گرگ نسلی را به ما معرفی کند؛ این راه با ضیافت ادامه یافت و با اعتراض وارد دنیای جدیدی شدیم؛
البته شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر زندگی کیمیایی و پا به سن گذاشتن او باعث شد که فیلم لجام گسیخته سربازهای جمعه ساخته شود که فیلم متوسط این کارگردان محسوب میشود و مدت زمان بسیاری طول کشید تا دوباره کیمیایی همان کیمیایی شود.
او در اثر خاصش یعنی حکم، ژانر متفاوتی را تجربه کرد و به سراغ خلق فضاهای متفاوت و صحنه های زیبا و گانگستری رفت که به این وجه حکم او زمان و مکان ندارد و زمان برای مخاطب بی مفهوم میشود و هر چه مخاطب تلاش میکند تا دریابد حکم چه زمانی از زندگی است به هیچ نتیجه ای نمیرسد شاید دیگر هیچ گاه دیالوگ های ماندگار انتظامی و شکیبایی تکرار نشود و این ها همه بیان گر این است که تماشاگری که مخاطب کیمیایی نباشد از سینمای او چیزی را درک نمیکند.
نیما بهدادی مهر: یکی از وجوه اشتراک سینمای کیمیایی در دوران پهلوی و جمهوری اسلامی تداوم سنت ستاره سازی است که با بهروز وثوق شروع و به رضا یزدانی ختم شد. به واقع او در بقای ستاره هایش نقش به سزایی داشته و همواره ارتباط تنگاتنگ کیفیت آثار او با حضور ستارگان به چشم میاید و این سنت ستاره سازی جدای از بحث تاثیرات نام کیمیایی و جدای آن ویژگی های مثبت و منفی خیلی نقش آفرین بوده است.
احمد شاهوند سردبیر سی نت، کیمیایی را تنها کارگردان شاخص دهه پنجاه دانست و ادامه داد: کیمیایی قریب سی سال است در تمام فیلم هایش کد می دهد و چیز جدیدی ارائه نمی کند و به همین علت نزدیک به یک دهه است که با این سبک فیلمسازی ارتباطی برقرار نمی کنم. گرچه من تا اعتراض از طرفداران او بودم اما از سربازهای جمعه تا به امروز فاصله من و کیمیایی بیشتر و بیشتر شده است. فضاها و آدمهایش را نمی شناسم و نمی توانم با آنها ارتباط برقرار کنم.
آزاد دل: عده ای بر این باورند که کیمیایی در آثارش منطق ندارد و برای دل خودش فیلم میسازد.
اردشیری: کمال گرایی و معرفت، عناصر اصلی آثار کیمیایی هستند که در سربازهای جمعه آن را به وضوح دیدیم. کیمیایی همیشه چند سوپراستار در فیلم هایش دارد و از آنها به خوبی بازی میگیرد اما من بر این گمانم که بهرام رادان به هیچ وجه گزینه مناسبی برای آثار کیمیایی نیست.
شاهوند : بهتره به فیلم جرم بپردازیم . برخلاف اکثر فیلمهای کیمیایی که شروع بسیار خوبی دارند، شروع جرم از نظر من منطق روایی ندارد.
اردشیری : بر خلاف نظر شما جرم از لحظه اول تکلیف مخاطب را روشن میسازد و این تنها اثر کیمیایی است که داستان در آن به خوبی هر چه تمام به تصویر کشیده شده است. قهرمان در داستان کیمیایی اهل ریسک و معرفت است.
شاهوند بی منطقی فیلم های کیمیایی را نقطه ضعف این کارگردان عنوان می کند و می گوید: بی منطقی از کیمیایی را نمی توان پذیرفت این بی منطقی را درسکانس ابتدایی جرم می توان درک کرد آنجا که رضا سرچشمه در حالی که فرصت فرار دارد اما خود را تسلیم می کند.
اردشیری: سینمای کیمیایی، سینمای احتمالات است و همواره در مسیر قهرمان این سینما چند فرضیه قرار می گیرد تا شخصیت با انتخاب راه اصلح به مسیر قهرمانی خود سر و شکلی حقیقی دهد.
بهدادی مهر: در پاسخ به نظر شما باید به این مساله توجه داشت که سینما قاب چینش بی منطق احتمالات نیست و با همین دید، احتمالاتی که در جرم کیمیایی مطرح شده به شدت بی منطق است، فیلم مافیایی نبوده و از لحاظ ساختاری فیلمی است سیاسی با مایه هایی از اکشن خیابانی.
اما داستان تحلیل جرم کیمیایی بین منتقدین وقتی جذاب میشود که آزاد دل مجری برنامه به ممیزی های جرم اشاره میکند و این که قرار بود فیلم در دهه 80 ساخته شود اما به دلیل مسائلی به دهه 50 میرود و در آن فضا ساخته میشود.
برزگران : من 21 بار فیلم جرم کیمیایی را دیدم و به تمامی صحنه های فیلم واقف هستم، کیمیایی به دلیل بسته بودن فضای کاریش حرف هایش را به صورت نمادین و با کنایه عنوان کرده که در تصاویر به وضوح دیده میشود.
شاهوند: اما کیمیایی بدترین راه را برای گفتن حرف هایش انتخاب کرده است. اینکه در فیلم کولر گازی و پراید را نماد امروزی بودن آدمها و وقایع فیلم بدانیم، بدترین شیوه کدگذاری است.
اردشیری: هر فیلمسازی ابزار خاص خود را دارد که با آن فیلمش را میسازد و لازمه ساخت آثار کیمیایی نیز چاقو و رفاقت است.
شاهوند: کیمیایی جزئیات فیلمهایش را رها کرده و فقط قسمت هایی که خودش دوست دارد را پر رنگ به تصویر کشیده است.
آزاد دل: اما جرم پر از فصل های ماندگار است.
شاهوند: 8 سال است که دلم برای فیلم های اصیل کیمیایی تنگ شده است و وقتی انسان از عشق فاصله میگیرد سعی میکند با دید منطقی به موضوع نگاه کند.
برزگران: با این بحث های انتقادی که شما مطرح می کنید پس چرا هواداران کیمیایی عاشق وی هستند؟
بهدادی مهر:جامعه ایرانی خاطره باز است و کیمیایی بر اساس خاطره های جامعه آثار خود را سر و شکل می بخشد و به دلیل همین همذات پنداری مخاطب با سینمای کیمیایی است که ما با جمعی عاشق سینه چاک و مرید حلقه به گوش در گرداگرد کیمیایی روبرو می شویم.
شاهوند: در جواب آقای برزگران ارجاع می دهم به دیالوگ جلال پیشواییان در جرم که به پولاد کیمیایی می گوید: "هرجا رفتی با مردم باش". کیمیایی چهل سال است که با مردم است. شاید دلیل عشق به کیمیایی همین باشد.
به عنوان صحبت پایانی تنها به این نکته بسنده می کنم که نمی توان در فضای رئال دل خوش به نمادها بود و این دقیقا بزرگترین و مهمترین نقطه ضعف فیلم جرم است.
اردشیری: چه بخواهیم و چه نخواهیم سینمای کیمیایی سینمای معیار و محک است و سینمایی تعیین کننده که آثارش به سمت ارتقا پیش میرود اما این را نباید فراموش کرد که هنوز بسیارند کسانی که دیوانه وار پیرو خط استاد فیلم سازی مسعود کیمیایی هستند و شاید کمتر کارگردانی این دوستی و مهربانی با مخاطب نصیبش شود.
آزاددل: جمله پایانی بحث را از دیالوگ فیلم جرم ادا می کنم که راه بلد راه خودش را می ره.
...................................
تنظیم: مهدیه مستعد
با تشکر از آقای محسن آزاددل