سلام چون فکر میکنم که خیلی ها فیلم خط قرمز استاد رو ندیدند چند تا از دیالوگ هاش رو اینجا نوشتم:

.۱.بیچاره محله من.
اگر جامعه مجهز به اخلاق بشه دیگه تمومه , انقلاب یعنی اخلاق , باید این اخلاق از جامعه گرفته می شد , به نام پیشرفت این جامعه رو باید شخم زد ...
گداصفتی یه چیزه , فقر یه چیز دیگه , گداصفت اخلاق نمی دونه چیه, اما فقیر چرا.
ابزار دلالی که آماده شد کار تمومه , زمین , خونه , مجله , فیلم , عرق , اعتیاد , ضیافت , ترافیک , بوتیک , شد توسعه اقتصادی .
جهان سوم نه , جهان واسطه...تاریخِ ما رو هم از پیش می سازن.

۲.دانشجویی که فقط چندسالی از زندگیش دانشجوِ و وظیفه پیشتازی داره , بدبخت اون کارگری که به این دانشجو اعتماد می کنه , دانشجوی نیمه وقت سیاسی نعره هاشو می زنه , میبینه شده نصف ...
مبارز واقعی اصلا اونجا چیکار می کنه؟ تو مملکتش وامیسته مبارزه می کنه , مبارزش , تعهدش خیلی مهمتر از درس خوندنشه , اصول یک متعهد مبارزشه...

۳.

امانی: زندانی سیاسی یعنی سیاهی لشگر , سیاهی لشگر یعنی بی نام , موجود در صحنه اما بی اسم , گوشاتو باز کن , گیرم انقلاب شد , خیال می کنی شما همه کاره میشین؟ تو نمی فهمی , خیلی راحت گرفتین , نه الدنگ , نه قرمساق , تو نمی فهمی که باید اسم خاص باشی وَاِلا سیاهی لشگری ...
زندانی: شما اداره امنیت ,شما چرا وقتتونو صرف این سیاهی لشگرا می کنین...؟
امانی: ما منکر قدرت سیاهی لشگر نیستیم ...
زندانی: پس شما به مردم میگین سیاهی لشگر , چون قدرت واقعی تعیین کننده همینا هستن , هم اسم خاصن هم عام, تا این مردم به واقعیتِ بر حقِ انقلابیِ خودشون نرسن ,این انقلاب ادامه داره ...
امانی: بوی چی به دماغت خورده؟ از این رقاص بازیا که تو خیابونا شروع شده تو دنیا زیاد بوده , من دارم با تو انسانی حرف می زنم , می فهمی , انسانی .
شماها نمی فهمین به سر این مردم و این مملکت چی دارین میارین , شما نمی فهمین امنیت یعنی چه , شما ماجراجویین , تکنولوژی آیه نمی خواد , و چیزی که اینروزا از شماها صادر میشه فقط آیست . خیال میکنین ما مسلمون نیستیم . ما جزو مکانیسم اندام این جامعه هستیم , هر دولتی در هر جامعه ای پلیس امنیتی می خواد هر نوع دمکراسی ,هر نوع حکومتی که هر اسمی که می خواد داشته باشه پلیس امنیتی می خواد , این اجتناب ناپذیره ,دیر یا زود هر حکومتی به این حقیقت خواهد رسید.
زندانی: شما سیاهرگین , سیاهرگم که جزو مکانیسم این , این ...
اما این بحثها برای چیه , پلیس امنیتی وجودش تعریفی داره , عملش تعریفی دیگه , شما پلیس چه نوع امنیتی هستین؟ امنیت حکومتی رو تضمین می کنین که با مردمش این رفتارو می کنه؟
امانی: ما از شما نمی ترسیم , داریم آزادتون می کنیم ...
زندانی: با حس انسانی نمیشه حیله گری کرد آقا , حیله گری وسیله خودشو میخواد , می خواین قانون اساسی بازی درآرین؟ کف گیرتون ته دیگ خورده , این دیگه کهنه شده , اگه قدرت داشتم از این زندان شما بیرون نمی رفتم ,پشت این آزادی بوی گند حیله گری میاد ...
امانی: خفه شو قرمساق , بگو , بگو , یه میدون به اسمت می کنن؟ اسمتو می ذارن رو یه خیابون؟ بعدش می فهمین که چه کلک گنده ای خوردین, شما ابزار اجرایی یک حاکمیت بی رنگ هستین ...
زندانی: ما ابزار اجرایی یک حاکمیت شناخته شده ایم , حاکمیت مردم برای شما نشناختس ...
اصول ما عقیده ماست , اصول ما اسم خیابون نیست ...
امانی: تو هنوز آزاد نشدی , تو هنوز اینجایی ...
زندانی: به قولی , بحث سر آزادی من نیست , تو عقب آزادی خودت میگردی ...
 
۴.ما که با اون سختی، خط قرمز زیر اسماشون کشیدیم و گفتیم غلط، حالا چطوری آزادشون کنیم که زیر خودمون، زیر این تاکتیک 25 ساله خط قرمز بکشیم و بگیم غلط؟