پولاد کیمیایی - پوستر فیلم

جرم" دارای دو نسخه نمایشی است؛ یکی بر مبنای صدای سر صحنه که در اکثر سالن ها به نمایش گذاشته شده است و دیگری نسخه دوبله فیلم که در سینماهای منتخب نمایش داده می شود. نگارنده هر دو نسخه را دیده است و تاثیرات نسخه دوبله بر فروش فیلم را از نزدیک مشاهده کرده است.

حال این سوال پیش می آید که چرا نسخه دوبله تا این حد مورد توجه واقع شده است و راز محبوبیت این نسخه در نزد مخاطب چیست؟ چرا نسخه دیگر که مبتنی بر صدای سر صحنه است و بالذات طبیعی تر و زنده تر است با این توجه روبرو نشده است؟ مگر نه اینکه هر دو نسخه بی کم و کاست شبیه یکدیگر هستند، پس چرا دوبله فیلم بر بار اهمیت آن افزوده است؟

پاسخ به این سوالات بسیار ساده است زیرا جامعه ایرانی در بند خاطره هاست و ماها آدم های خاطره بازی هستیم پس با فیلمی همراه می شویم که فرم تصویربرداری آن برای ما تداعی گر خاطرات نابی از سینمای مسعود کیمیایی است و همین مساله جرم را به یک اثر خواستنی در نگاه اول بدل می کند. "جرم"، جدای از این خاطره سازی تصویری یک یادآوری ذهنی را نسبت به جمله معروف " و صداست که می ماند" برای ما دارد و مخاطبی که شاید بارها از کنار این جمله بی تفاوت می گذشت این بار و در پی کشف ارتباط این جمله با جذابیت درونی اثر آخر کیمیایی به دقت فیلم را دنبال کرده و با ضرباهنگ آوای جادویی منوچهر اسماعیلی وچنگیز جلیلوند که بر روی صدای پولاد کیمیایی و حامد بهداد سوار شده است همراه می شود.

اگر هر دو نسخه را از پی هم مشاهده کنید و یک مقایسه و تطبیق را میان تمامی صحنه ها در ذهن خود انجام دهید به یک نتیجه روشن و حیرت آور از تاثیرات خاطره ها بر خواستنی تر شدن یک فیلم سینمایی می رسید و به واقع با جرم پی به جهان ذهنی کارگردانی می برید که با خاطراتش زنده است و جامعه را در خاطره های خود سهیم می کند تا یادمان نرود هنوز هم خاطره ها بر قلوب ما حکم فرمایی می کنند تا از پس نگاه نوستالژیک کیمیایی طراوت زیبای گذشته مان ما را به مسیر درست آینده رهنمون گرداند.

منبع: روزنامه مردم سالاري

نیما بهدادی مهر