تبليغاتX
استاد مسعود کیمیایی
بعد از 12 سال با فريبرز عرب‌نيا كار مي‌كنم

«مسعود كيميايي» از احتمال همكاري دوباره با «فريبرز عرب‌نيا» بعد از 12 سال در فيلم «شريك» خبر داد.

«مسعود كيميايي» در گفت‌وگو در مورد جديدترين پروژه سينمايي خود شريك گفت:‌ حضور پولاد كيميايي، شاهرخ نورمحمدي و سامان حسيني به عنوان بازيگران فيلم «شريك» قطعي شده است.
كيميايي تصريح كرد:براي يكي ديگر از نقشهاي فيلم در حال بررسي بازيگران مختلف هستم و اصلي‌ترين گزينه من براي اين نقش «فريبرز عرب‌نيا» است.

وي افزود: از عوامل پشت صحنه فيلم نيز تاكنون حضور محمود كلاري به عنوان مدير فيلمبرداري قطعي شده و انتخاب ساير بازيگران فيلم به‌زودي انجام خواهد شد.
كيميايي افزود: سامان حسيني از شاگردان مدرسه كارگاه آزاد فيلم است و سعي دارم براي نقش‌هاي فيلم، تا حد امكان از شاگردان كارگاه آزاد فيلم استفاده كنند چون شاگردان بسيار بااستعدادي در اين كارگاه تحصيل مي‌كنند و بايد از استعداد آنها استفاده شود.
كيميايي در پايان افزود: پيش توليد فيلم تا يكي دو روز ديگر آغاز مي‌شود و تلاش داريم «شريك» به بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر برسد.
«فريبرز عرب نيا» پيش‌تر در ضيافت(1374) و سلطان(1375) با «مسعود كيميايي» همكاري كرده است.
«شريک»‌ بيست و پنجمين فيلم بلند مسعود كيميايي است و داستان زندگي دو نفر را روايت مي‌كند که در مقطعي با هم همراه مي‌شوند تا همديگر را ياري کنند.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت 11:2 توسط سحر 237 |


سلام آقای بازیگر..آقای حمید هامون....حال همه ی ما خوب است...ملالی نیست جز دوری شما آقای بازیگر....2ماه است که می گویند تو نیستی..می گویند حمید هامون رفت...اما من که باورم نمی شود .. یعنی تو رفته ای آن هم بدون مهشید؟؟؟؟ بدون کیمیا؟ دلت می آید نرگس و نسرین را تنها بگذاری؟ دلت می آید با آن صدای قشنگت ترانه " مادر مادر من تو یاری و یاور من..." را نخوانی؟...باورم نمی شود..آقای بازیگر قبول کن که بی مهری کردی..تنهایمان گذاشتی و حالا دلگرمیمان یک مشت خاطرات ریز و درشت از فیلمها و نقش های به یاد ماندنی ات است.... حالا چه کسی برایمان شعر های سهراب را بخواند؟؟

دیشب جشن خانه سینما بود... یادش بخیر.. سال گذشته برای فیلم "اتوبوس شب" کاندیدا بودی و وقتی اسمت را خواندند مثل همیشه با آرامش به سمت سن حرکت کردی ...اون بالا که رسیدی مثل همیشه خم شدی و صحنه را بوسیدی ..جایزه را از دست جمشید مشایخی گرفتی و با صدای زیبایت برایمان حرف زدی ..باز هم مثل همیشه انگشتت را بالا گرفتی ....اون بالاها... اما امسال ..امسال تو نبودی اما نامت بود.. باز هم اسمت در لیست کاندیدا بود و وقتی اسمت را خواندند این بار تو نبودی ... باورم نمی شود...عکس تو را در جشن ندیدم...مثل اینکه واقعا رفته ای آقای خسرو شکیبایی

یعنی واقعا  رفته ای؟..آن هم به این زودی...یعنی واقعا 2 ماه است که نیستی؟؟؟؟؟؟ آخر این چه وقت رفتن بود اقای حمید هامون؟

ای کاش نمی رفتی....اما می دانم هر کجا که باشی  در آرامشی...... تا زنده ام با فیلمها و لحظه ها و صدای زیبایت زندگی می کنم تا آرزویم بر آورده شود...حالا فقط یک حسرت باقی مانده...حسرت دیدارت که نصیبم نشد.....به حال فرشته ها غبطه می خورم..مطمئنا حالا نوبت فرشته هاست که بیایند و به صف بایستند و از تو ای خسرو خوبان امضا بگیرند....خوش به حالشان....آقای بازیگر رفتی ....سفر به خیر..... روح سبزت شاد باشد آقای حمید هامون.......

+ نوشته شده در سه شنبه 26 شهریور1387ساعت 22:11 توسط سحر 237 |


مسعود کیمیایی فیلم تاریخی می‌سازد

مسعود کيميايي کارگردان سينما با كنار گذاشتن موقت فيلمنامه شريك، يك اثر تاريخي را جلوي دوربين مي‌برد . مسعود کيميايي کارگردان پيش کسوت سينماي ايران طرح سينمايي با مضمون تاريخي را دستمايه کاري خود کرده است. اين کارگردان که به تازگي فيلمنامه اي را با مضموني تاريخي را در پروژه کاري خود دارد هيچ اسمي را براي آن انتخاب نکرده است. وي که فيلم شريک را در دستور کاري خود داشت فعلا کار را متوقف کرده و اين طرح جديد را مشغول به برنامه ريزي و نگارش است.

+ نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور1387ساعت 10:37 توسط سحر 237 |


كيميايي گفت: در آستانه 70 سالگي كه عمر كاري در حال تمام شدن است، همچنان منتظر صادر شدن پروانه ساخت «شريك» هستم.

اين كارگردان در گفت‌وگويي اين انتظار را آزار دهنده خواند و اظهار داشت: در حالي كه معمولا پروانه ساخت يك هفته‌اي صادر مي شود، اما بعد از گذشت 4 ماه همچنان در انتظار هستم و اميدوارم اين اتفاق زماني رخ ندهد كه زمان كار گذشته باشد.

اين كارگردان درباره سرمايه گذار فيلم گفت: هنوز سرمايه گذار مشخص نيست و علي رغم مطرح شدن نام محمد رضا گلزار هنوز با او صحبت اساسي براي سرمايه گذاري نشده است.

«شريک» داستان دو دوست است که در مقطعي از زندگي به هم مي‌رسند تا براي رهايي از شرايط سخت پيش‌رويشان به هم کمک کنند.

+ نوشته شده در سه شنبه 19 شهریور1387ساعت 15:14 توسط سحر 237 |


"همان روز" در شبکه نمایش خانگی عرضه می‌شود
فیلم 90 دقیقه‌ای "همان روز" به کارگردانی علیرضا امینی برای پخش در شبکه نمایش خانگی آماده می‌شود.
به گزارش خبرنگار مهر، در حال حاضر مراحل پایانی تدوین "همان روز" انجام و فیلم تا یکماه دیگر آماده پخش می‌شود تا از سوی اتشارات سروش در شبکه نمایش خانگی ارائه شود.

"همان روز" با فیلمنامه‌ای از اصغر عبدالهی ماجرای زن و شوهری است که در آستانه طلاق به مرور خاطرات خود می‌پردازند. هر یک از این خاطره‌ها شروع یک امکان برای ادامه یافتن زندگی این زوج است.

پولاد کیمیایی، لیلا اوتادی، اکبر معزی، محمد ابهری، هما خاکپاش، مهوش وقاری و چهار بازیگری که برای نخستین بار در این فیلم مقابل دوربین رفته‌اند، بازیگران ساخته جدید امینی هستند.

عبدالله عبدی‌نسب تصویربردار، آرش برومند صدابردار، محمدیوسف قوچانی طراح صحنه و لباس و علیرضا رئیسیان تهیه‌کننده فیلم تلویزیونی "همان روز" بوده‌اند.

 "از سایت سی نت.....عکس از سیمای ما"

+ نوشته شده در یکشنبه 17 شهریور1387ساعت 13:42 توسط سحر 237 |


مسعود كيميايي: «من كه بچه بودم، خيلي سخت بود كه با او قدم به قدم جلو بيايم»

مراسم‌ مربوط به بزرگداشت‌هاي دوازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران، در فرهنگستان هنر برگزار شد و از فعاليت‌ها و خدمات جمشيد مشايخي، بهرام بيضايي، سيف‌الله داد و كاظم فريبرزي در سينماي ايران با اهداي لوح تقدير و نشان طلاي خانه سينما تجليل به‌عمل آمد. بنا بر اين گزارش، در ابتداي اين مراسم كه اجراي آن را حسين پاكدل برعهده داشت، امين تارخ دبير دوازدهمين جشن سينماي ايران به‌روي صحنه آمد و در سخناني گفت: چند شخصيت به سينماي ايران كمال داده‌اند. بهرام بيضايي از بدو ورود به اين سينما حيثيت داد، سيف‌الله‌داد هنر سينما را شأني شايسته داد، كاظم فريبرزي به اين هنر جسم و جان داد و جمشيد مشايخي بزرگ هم با ورود به سينما شخصيتي دگرگونه به بازيگري داد. خرسندم به عنوان دبير جشن سينماي ايران ميزبان آنها هستم و اميدوارم امشب شب خوشي براي همه ما باشد.
با نمايش كليپي از جمشيد مشايخي مسعود كيميايي به روي صحنه رفت تا در مورد مشايخي صحبت كند. كيميايي گفت: اطراف آقاي مشايخي پر از حجم‌هايي است كه اگر بخواهيم همه را بگوييم، كار به درازا مي‌كشد. 24 سالم بود كه به دنبال او به اداره تئاتر رفتم و خواستم در فيلمم بازي كند. او را در «خشت و آينه» ديده بودم. در آن زمان بازيگر تئاتر براي اينكه روي صحنه سينما بيايد، روي سن آموزش ديده بود و من كه بچه بودم خيلي سخت بود كه با او قدم به قدم جلو بيايم اما ايشان بلند بالا با ما جلو آمد.
در ادامه، محمد سرير، علي نصيريان و مسعود كيميايي جايزه مشايخي را به او تقديم كردند و نصيريان گفت: سال 36 اداره هنرهاي دراماتيك تازه‌تأسيس شده بود كه من در آنجا با مشايخي آشنا شدم كه در آن زمان كار هنري نمي‌كرد. تعداد معدودي هستند كه استعداد خودجوش دارند و مشايخي سمبل و نمونه اين كار بود كه در حيطه تجربه و كارگاهي رشد كرد. به حق بايد از او تجليل شود اما كاش اين تجليل بيشتر و پيش‌تر اتفاق مي‌افتاد.
مشايخي روي صحنه آمد و سخنان خود را با خواندن شعري شروع كرد و گفت: اولين تئاترم به نام «وظيفه پزشك» به كارگرداني علي نصيريان بود.در فيلم «قيصر» با «مسعود كيميايي» مطرح شدم و اين جا همه استاد من‌ هستند و من تنها يك شاگردم.

+ نوشته شده در یکشنبه 17 شهریور1387ساعت 13:31 توسط سحر 237 |


تقدیم به روح سبز خسرو شکیبایی در چهلمین روز عروجش.

***

سلام!

حال همه‌ی ما خوب است .

ملالی نیست جز گم شدن گاه بگاه خیالی دور...چقدر دور شدی خیال محال.

چهل روز مگر چقدر است؟

یادت می‌آید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری!؟

آن شب که تو رفتی،باز آسمان آبی بود. باز تمام شهر خلوت بود.خاموش به رساترین شیونِ آدمی،گریبانی برای دریدنِ این بغضِ بی‌قرار.

جمعه تو را از روزهای هفته ی ما ربود. از دل دل کردنهای هامون تا ترانه‌ی دلنشین خواهران غریب،پری وکیمیا.
همسفر همیشه‌ی عشق ...روحت سبز .

راستی حالا بگو نشانی خانه‌ات کجاست؟یادت هست؟ گفتی نشانی میهن من همین گندمِ سبز.همان کوچه باغی که از خواب خدا سبزتر است.

آشنا آمدی و غریب رفتی!
اما ما که خوب می‌شناسیمت.

*نان و نمک مرگ را خورده ای که باز نمی آیی !
اگر نه، حرمت نگاه می داشتی و از شیشه ی قاب رد می شدی
به خاطر ما که جوانی مان در تصویر تو قاب شده بود
تو به اندازه ی ما عاشق بودی -به اندازه ی ما ساده لوح.ناشکیبا
می دانیم-باز نخواهی آمد-ما همه می دانیم.
اینکه چهل روزست!چهل سال بعد هم
ما داغدار یکی از خودمانیم*
دیگر سراغت را از گلدانِ شکسته بر ایوانِ تیرماه نخواهیم گرفت.

میدانیم به سروقت خدا رفتی.گفته بودی به دیدار کسی میروی در آن سر عشق.

حالا دیدارِ ما به نمی‌دانم آن کجای فراموشی. 
دیدار ما به همان ساعتِ معلوم دلنشین.
تا تو باور کنی که دیگر ملالی نیست!

نه.یادمان نرفته!نامه باید کوتاه باشد.بی حرفی از ابهام.

از نو مینوسیم:

حال همه ی ما خوبست

اما تو باور مکن...

باد میرفت به سروقت چنار...من به سروقت خدا می رفتم

 

متن:نامه ها-نشانی ها(علی صالحی)صدای پای آب(سهراب سپهری)*امید سرگیجه عکس:.بردال تدوین: سفالین.ویرایش:شازده خانوم.طرح اولیه:ایران.تی.وی

طرح اتحاد سبز کار مشترکی بود از:ناصریا- غریب نیلی-سرگیجه -شازده خانوم- سفالین- فریاد بیصدا- عموپرویز- دنیای نقره ای من-شهرمترسکی- یادداشت های یک فیلمساز- حرام جوهرداریوش مهرجوییفروتنپدرناخوانده

 تمام ناتمام مناستادکیمیاییرهگذرحفرهترانه های میثاقخیلی دورخیلی نزدیکدلتنگیهای تدوینگرشهرام حقیقت دوست وشیداعارف عزیز ( که زحمت جمع آوری لینک ها را به عهده داشت) که همزمان در چهلمین روز عروج  خسروشکیبایی (پنجشنبه ۷ شهریورالی شنبه۹ شهریور) در صفحه ی اول وبلاگ هایشان درج و همراه با عشقی سبز تقدیم روح استاد خسرو شکیبایی گردید.

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 شهریور1387ساعت 11:56 توسط سحر 237 |